معمای یک استراتژی دشوار؛ عربستان در مرکز جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا

- زنجیره‌ی حملات جمهوری اسلامی و نیابتی‌هایش به کشورهای منطقه، خط قرمز ریاض را شکست. صبر استراتژیک سعودی‌ها به پایان رسید و عربستان که سال‌ها در جنگ یمن با حوثی‌ها درگیر بود و پس از آتش‌بس پنج‌ سال پیش در یک آرامش نسبی بسر می‌برد، دوباره با تهدید مستقیم روبرو شده است.
- اکنون عربستان سعودی با دوراهی روشنی روبروست: آیا باید به حملات تلافی‌جویانه به‌ عنوان ابزار بازدارندگی دست بزند یا تلاش کند برای کاهش تنش امتیاز بدهد و با ایستادن در وسط بازی دیگران، دست‌کم در کوتاه‌مدت حاشیه‌‌ای امن بجوید؟!
- در این میان، استراتژی جمهوری اسلامی کاملا مشخص است: حمله به کشتی‌های تجاری و مراکز غیرنظامی کشورهای همسایه‌، تنها اهرم مؤثری به نظر می‌رسد که با آن به راهزنی و باج‌خواهی پرداخته و در صورت تداوم، یک تهدید همیشگی علیه عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه‌ی خلیج‌ فارس خواهد بود.
- د‌ر حال حاضر، آینده‌ی نقش عربستان به این بستگی دارد که آیا حمله‌ی مشترک عربستان و ایالات متحده علیه نیابتی‌های جمهوری اسلامی در عراق پیام بازدارندگی لازم را به همراه داشته یا سرآغاز فصل جدیدی از درگیری‌های علنی خواهد بود؟

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۵ اوت ۲۰۲۶


عربستان سعودی در شرایطی وارد میدان جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی شد که اکنون می‌بایست بین بازدارندگی نظامی و کاهش تنش دست به انتخاب بزند.

پس از ماه‌ها تلاش برای نشان‌دادن بی‌طرفی، ریاض با حملات مشترک به‌ همراه ایلات متحده علیه حشدالشعبی و دیگر شبه‌نظامیان نیابتی‌ِ وابسته به جمهوری اسلامی، در عراق وارد میدان جنگ شد. اکنون به نظر می‌رسد انتخاب میان بازدارندگی نظامی یا کاهش تنش، آینده‌ی منطقه و اقتصاد نفتی عربستان را رقم خواهد زد.

تصویر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی بر بیلبوردی در یمن که روی آن با اشاره به حاضران و همکاری آمریکا و عربستان در جنگ، آنان را «شاهدان وضعیت» خوانده است

به گزارش سرویس جهانی بی‌بی‌سی، از زمان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که نهم اسفندماه سال گذشته از سر گرفته شد، عربستان سعودی تلاش کرده عمدتا خود را در حاشیه قرار دهد. پادشاهی سعودی حتی پس از آنکه پهپادها و موشک‌های سپاه‌پاسداران به خاک آن کشور اصابت کرد، همچنان کانال‌های ارتباطی‌ خود را با رژیم ایران باز نگه داشت.

اما در هفته‌های اخیر پس از حملات از سه جبهه‌ی مختلف، این رویکرد تغییر کرده است. عربستان همراه با نیروهای آمریکایی حملات هوایی مشترکی علیه مواضع نیروهای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی در عراق انجام داد؛ گروه‌هایی که پهپاد به خاک این کشور پرتاب کرده‌اند. این نخستین مشارکت علنی ریاض در عملیات نظامی با مشارکت آمریکا، علیه بازوهای شبه‌نظامی وابسته به جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

جنگ منطقه‌ای که با حملات گسترده ایالات متحده و اسرائیل به مراکز و تأسیسات نظامی و استراتژیک جمهوری اسلامی آغاز شد، به سرعت گسترش یافت. جمهوری اسلامی با پرتاب صدها موشک و پهپاد به اهداف غیرنظامی در کشورهای عربی در خلیج‌ فارس و زیرساخت‌های آنان واکنش نشان داد.

عربستان، امارات، کویت، بحرین، قطر و حتی اردن درگیر این حملات شدند. در ریاض، سفارت آمریکا هدف دو پهپاد جمهوری اسلامی قرار گرفت و تاسیسات نفتی این کشور نیز آسیب دید. در عین حال، حوثی‌های یمن به عنوان متحدان جمهوری اسلامی نیز وارد میدان شدند. پس از بمباران فرودگاه صنعا توسط نیروی هوایی عربستان در ۲۲ تیرماه با هدف جلوگیری از فرود هواپیمای رژیم ایران، حوثی‌ها به محاصره‌ی دریایی علیه کشتی‌های سعودی در باب‌المندب واقع در جنوب دریای سرخ اقدام کردند. آنها دو نفتکش عربستان را هدف قرار داده و به پالایشگاه «آرامکو» در جازان نیز حمله نمودند. بیش از سی حمله‌ی پهپادی در حدود هفتاد ساعت گزارش شد که به گفته‌ی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) همه این حملات تحت هدایت سپاه پاسداران انجام گرفت.

این زنجیره رویدادها خط قرمز ریاض را شکست. کارشناسان می‌گویند صبر استراتژیک سعودی‌ها به پایان رسیده است. عربستان که سال‌ها در جنگ یمن (۲۰۱۵ به بعد) با حوثی‌ها درگیر بود و پس از آتش‌بس پنج‌ سال پیش (۲۰۲۲) یک آرامش نسبی داشت، اکنون دوباره با تهدید مستقیم روبرو شده است. حمله‌ به زیرساخت‌های انرژی از خاک عراق و تهدید مسیرهای دریایی، برای کشوری که اقتصادش به شدت وابسته به نفت است، قابل تحمل نیست.

اقتصاد نفتی و چشم‌انداز ۲۰۳۰ در خطر

عرستان سعی کرده با استفاده از خط لوله‌ی شرقی- غربی، نفت را به ترمینال «ینبع» در دریای سرخ منتقل کند تا بسته شدن تنگه‌ هرمز توسط جمهوری اسلامی را دور بزند. حدود پنج میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر صادر می‌شد، اما حملات حوثی‌ها به کشتی‌ها در باب‌المندب این مسیر جایگزین را مختل کرد. نفت که به بندر مقصد نرسد، درآمدی هم تولید نمی‌شود. این موضوع مستقیما پروژه‌های میلیاردی ولیعهد محمد بن سلمان را تهدید می‌کند.

چشم‌انداز ۲۰۳۰ که هدفش کاهش وابستگی به نفت، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، ایجاد صنایع مدرن و اشتغال برای صدها هزار جوان سعودی است، به زیرساخت‌های آسیب‌پذیر مانند مراکز داده‌ها و پروژه‌هایی مانند نئوم وابسته است. تهدید مداوم موشکی و پهپادی از شمال (عراق) و جنوب (یمن) این برنامه را عملا غیرممکن می‌سازد. حمله‌ی ۲۰۱۹ به تاسیسات آبقیق و خریص که نیمی از صادرات نفت عربستان را موقتا متوقف کرد، هنوز در حافظه‌ی جمعی سعودی‌ها زنده است و تکرار آن در مقیاس گسترده‌تر کابوس اقتصادی برای این کشور به شمار می‌رود.

معمای استراتژیک: بازدارندگی یا باج دادن؟!

اکنون عربستان سعودی با دوراهی روشنی روبروست: آیا باید به حملات تلافی‌جویانه به‌ عنوان ابزار بازدارندگی دست بزند یا تلاش کند برای کاهش تنش امتیاز بدهد و با ایستادن در وسط بازی دیگران، دست‌کم در کوتاه‌مدت حاشیه‌‌ای امن بجوید؟!

ریاض روابط رسمی با اسرائیل ندارد و کوشیده تا از طریق پیمان دفاعی با پاکستان، وابستگی خود را به آمریکا کم وانمود کند. اما در این میان تماس خود را با جمهوری اسلامی حفظ کرده و برای جلوگیری از حملات آمریکا به آن نیز تلاش می‌کند.

مقامات سابق سعودی هشدار داده‌اند، جنگ تمام‌عیار بین عربستان و جمهوری اسلامی منطقه را به ویرانی می‌کشاند. کارشناسان معتقدند، بعید است عربستان در حملات مستقیم علیه جمهوری اسلامی شرکت کند، زیرا رابطه‌ی این کشور با رژیم تهران هنوز قوی است.

در این میان، استراتژی جمهوری اسلامی کاملا مشخص است: حمله به کشتی‌های تجاری و مراکز غیرنظامی کشورهای همسایه‌، تنها اهرم مؤثری به نظر می‌رسد که با آن به راهزنی و باج‌خواهی پرداخته و در صورت تداوم، یک تهدید همیشگی علیه عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه‌ی خلیج‌ فارس خواهد بود.

برخلاف اسرائیل، عربستان از سقوط جمهوری اسلامی می‌ترسد، زیرا بر اساس گفته‌ی منابع نزدیک به سیاست‌های سعودی، با بی‌ثباتی بیشتر اقتصادی و نابودی گردشگری در حال رشد خود مواجه خواهد شد. در ماه‌های اولیه‌ی جنگ برخی گزارش‌ها حاکی از تشویق محمد بن سلمان به ادامه‌ی عملیات نظامی تا نابودی رژیم تهران بود، اما اکنون فشارها برای گفتگو و جلوگیری از تشدید تنش بیشتر شده است.

از سوی دیگر، پیامدهای یک جنگ تمام‌عیار فراتر از خلیج‌ فارس می‌رود. اختلال در صادرات نفت جهانی، تهدید مسیرهای دریایی و احتمال گسترش درگیری به گروه‌های نیابتی، اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. عربستان با نیروی هوایی مدرن و بودجه‌ی نظامی عظیم می‌تواند نقش جدی در جنگ کنونی ایفاء کند، اما احتمالا به‌ خاطر جلوگیری از آسیب‌دیدن زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های رو به توسعه، همزیستی با بازیگران منطقه را به درگیری طولانی ترجیح می‌دهد.

د‌ر حال حاضر، آینده‌ی نقش عربستان به این بستگی دارد که آیا حمله‌ی مشترک عربستان و ایالات متحده علیه نیابتی‌های جمهوری اسلامی در عراق پیام بازدارندگی لازم را به همراه داشته یا سرآغاز فصل جدیدی از درگیری‌های علنی خواهد بود؟

کارشناسان می‌گویند، هنوز همه چیز ممکن است و عربستان احتمالا از مشارکت در جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی اجتناب خواهد کرد. اما در عین حال خط قرمزها را نیز دیگر نمی‌توان نادیده گرفت. منطقه در نقطه‌ای حساس قرار دارد و هر تصمیم ریاض می‌تواند مسیر جنگ پنج‌ ماهه را تغییر دهد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406132