ما نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۲۶


خلیل نیک خصال– در چهل و هشتمین سالگرد قتل عام سینما رکس در آبادان، شب‌هایی هستند که در تاریخ ناپدید می‌شوند و شب‌هایی هستند که تاریخ هرگز نمی‌تواند از آنها فرار کند.  شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ (۱۹ آگوست ۱۹۷۸)، به نوع دوم تعلق دارد. در آبادان، صدها کودک، زن و مرد برای تماشای فیلم وارد سینما رکس شدند. آنها امیدهای معمولی داشتند: چند ساعت استراحت، خنده، همراه خانواده و فرار از بارهای زندگی روزمره. اما خوشی‌ها به مرگ تبدیل شدند؛ سینما به جهنمی تبدیل شد و یک شب سرگرمی به یکی از وحشتناکترین قتل‌عام‌ها در تاریخ مدرن ایران پایان یافت.

تعداد دقیق قربانیان همچنان مورد اختلاف است و تخمین‌ها عموما از ۳۷۷ تا ۴۷۰ نفر متغیر است. شواهد و روایت‌های بعدی نشان داده‌اند که افراط‌گرایان مذهبی همسو با جنبش اسلام انقلابی، مسئول آتش‌سوزی معرفی شده‌اند؛ اگرچه مسئولیت این اقدام در بحبوحه آشفتگی‌های پیرامون انقلاب، عمدا پنهان ماند.

تنها یک عضو بازمانده از گروهی که این آتش‌سوزی را انجام داده بود، بعدها نحوه به آتش کشیدن ورودی‌ها را شرح داد. مرکز عبدالرحمن برومند و مؤسسه بروکینگز درباره این واقعه نوشته‌اند: «قربانیان جایی برای فرار نداشتند. پشت درهای خروجی سالن سینما قفل شده بود. والدین، فرزندان خود را در آغوش گرفته بودند. غریبه‌ها در تاریکی به سوی یکدیگر دست دراز می‌کردند. صداها برای کمک فریاد می‌زدند تا اینکه شعله‌های آتش آنها را ساکت کرد. بیرون، مردم آبادان در زیر آسمانی که از دود سیاه شده بود، درمانده ایستاده بودند. ایران آن شب صدها جان بی‌گناه را از دست داد، اما چیزی کمتر دیده‌شده و به همان اندازه گرانبها را نیز از دست داد: و آن حقیقت واقعی این امر بود.»

قبل از اینکه خاکسترها سرد شوند، این فاجعه به یک سلاح سیاسی تبدیل شد. اتهامات پخش شد، غم عمومی دستکاری شد و خون قربانیان برای شعله‌ور کردن انقلاب استفاده شد. قتل‌عام سینما رکس صرفا مقدمه‌ای بر تأسیس جمهوری اسلامی نبود؛ بلکه روش وحشتناکی را که بارها آن را حفظ کرده است، آشکار کرد: ایجاد ترس، پنهان کردن مسئولیت، سوءاستفاده از مردگان و مطالبه خون بیشتر. که تقریبا نیم قرن بعد هم آتش آن هرگز خاموش نشده است.

شعله‌های آن دوباره در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ پدیدار شدند. آنها در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ سوختند، زمانی که هزاران نفر مخفیانه کشته و دفن شدند؛ بسیاری در گورهای بی‌نام و نشان. یک کارشناس دفتر کمیساریای عالی حقوق‌بشر سازمان ملل متحد بعدا شواهد معتبری را توصیف کرد که نشان می‌دهد: « این جنایات، به جنایت علیه بشریت منجر شده است.»

همین آتش نیز در سال ۱۳۸۷ بازگشت، زمانی که تظاهرکنندگان مسالمت‌آمیز به دلیل پرسیدن اینکه رأی آنها کجا رفته است، مورد ضرب و شتم، زندانی و تیراندازی قرار گرفتند. این آتش نیز در طول قیام‌های ۹۶، ۹۸ و آبان ۹۸ بازگشت، زمانی که نیروهای امنیتی به معترضان آتش گشودند در حالی که دولت اینترنت را برای پنهان کردن قتل‌ها قطع کرده بود. عفو بین‌الملل حداقل ۳۲۳ مرگ را در سرکوب آبان ۹۸  ثبت کرده است.

در ادامه در سال  ۱۴۰۱  شعله‌ها بازگشتند، زمانی که مرگ مهسا ژینا امینی کل یک ملت را بیدار کرد و فریاد «زن، زندگی، آزادی» از خیابان‌های ایران بلند شد. زنان حجاب اجباری خود را برداشتند. جوانان بدون سلاح در مقابل اسلحه ایستادند. دانش‌آموزان خواستار آینده‌ای عاری از ترس بودند. جمهوری اسلامی با گلوله، شکنجه، زندان، خشونت جنسی و اعدام به آنها پاسخ داد. تحقیقات  شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نشان داد که: « برخی از این تخلفات به‌منزله جنایت علیه بشریت است.»

این آتش خشونت با بی‌رحمی بی‌سابقه‌ای در جریان قیام دی ماه ۱۴۰۴، بازگشت؛ زمانی که ایرانیان بار دیگر برای کرامت، آزادی و پایان دادن به جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمدند. به گفته عفو بین‌الملل، دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد «نیروهای امنیتی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه قتل‌های غیرقانونی گسترده‌ای انجام دادند و ده‌ها هزار معترض و رهگذر را به کام مرگ فرستادند. سازمان ملل متحد این سرکوب را ظاهرا مرگبارترین سرکوب دولتی از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ توصیف کرد.» نام قربانیان تغییر کرده است، اما دستگاه سرکوب همچنان ثابت مانده است.»

چگونه می‌توانیم کودکی را که هرگز از سینما رکس به خانه برنگشت، فراموش کنیم؟ چگونه می‌توانیم زندانیانی را که در سال ۱۳۶۷ چند سؤال از آنها پرسیده شد و سپس به پای چوبه دار فرستاده شدند، فراموش کنیم؟ چگونه می‌توانیم مادرانی را که به دنبال قبر فرزندانشان می‌گردند، فراموش کنیم؟ چگونه می‌توانیم چشمان جوانی را که عمدا کور شده‌اند، اجسادی که بی‌سروصدا از بیمارستان‌ها بیرون آورده شده‌اند، اعترافاتی که تحت شکنجه گرفته شده‌اند یا خانواده‌هایی که به آنها دستور سکوت داده شده است، را فراموش کنیم؟ چگونه می‌توانیم ببخشیم وقتی جنایات ادامه دارند، قبرها پنهان می‌مانند، شواهد نابود می‌شوند و مسئولان هنوز از پاسخگویی امتناع می‌کنند؟

«ما نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم» فراخوانی برای انتقام نیست. انتقام صرفا حلقه‌ی دیگری از خون ایجاد می‌کند. این اعلامیه‌ای است مبنی بر اینکه حقیقت و صلح پایدار، بدون پاسخگویی و آشتی ملی و بدون بخشش قربانیان در حالی که مجرمان پشیمان و محاکمه نشده‌اند، نمی‌تواند وجود داشته باشد. مردم ایران شایسته عدالت هستند؛ نه انتقام، نه مجازات جمعی، و نه دیکتاتوری دیگری که لباس دیگری به تن دارد.

عدالت به معنای تحقیقات مستقل، حفظ شواهد، محاکمه‌های علنی با حفظ روند قانونی است و احترام به حقوق هر خانواده، برای دانستن اینکه چه کسی عزیزانشان را کشته و کجا دفن شده‌اند، باید محفوظ باشد.

کسانی که به جمهوری اسلامی در به قدرت رسیدنش کمک کرده‌اند، از آن برای منافع استراتژیک خود محافظت کردند و با آن معامله می‌کنند در حالی که جنایاتش را نادیده گرفته، و یا در مقابل رنج ایرانیان سکوت کردند، باید با عواقب انتخاب‌های خود نیز روبرو شوند. اما تاریخ باید بین مسئولیت مستند و سوءظن سیاسی تمایز قائل شود. مطالبه ما برای حقیقت زمانی قوی‌ترین خواهد بود که بر شواهدی استوار باشد که هیچ دولتی نتواند آن را پاک کند و هیچ تبلیغاتی نتواند آن را بی‌اعتبار کند.

سینما رکس صرفا فصلی از کتاب تاریخ نیست. زخمی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. قربانیان آن هر زمان که مادری در کنار عکسی شمعی روشن می‌کند، هر زمان که خانواده‌ای نام یک زندانی اعدام شده را زمزمه می‌کند، و هر زمان که یک جوان ایرانی در خیابان می‌ایستد و حق زندگی آزادانه را مطالبه می‌کند، همچنان حضور دارند.

به کودکان، زنان و مردانی که در آن تئاترِ در حال سوختن جان باختند: «شما فراموش نشده‌اید.» به کسانی که در زندان‌ها، خیابان‌ها، مدارس و بیمارستان‌ها به قتل رسیدند: «شما فراموش نشده‌اید.» به مادران و پدرانی که حتی از داشتن قبری برای سوگواری محروم شدند: «شما تنها نیستید.»

روزی، ایران درِ تمام بایگانی‌های پنهان را باز خواهد کرد. تمام قبرهای بی‌نشان را کشف خواهد کرد. تمام نام‌های دزدیده شده را ثبت خواهد کرد. تمام سؤالات بی‌پاسخ را خواهد پرسید و در دادگاهی آزاد، در برابر مردم ایران و قضاوت تاریخ، سرانجام از مسئولان خواسته خواهد شد که پاسخ دهند.

تا آن روز، حافظه، مقاومت ماست. حقیقت، مسئولیت ماست. عدالت، وعده ماست. ما نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم. روح قربانیان بی‌گناه سینما رکس و تمام کسانی که در مبارزه طولانی ایران برای آزادی کشته شدند، در آرامش ابدی و شادی همیشگی باشد.

 

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=407151