روزنامه «هاآرتص»: چرا «تغییر رژیم» در ایران اینبار ممکن است عملی شود؟

-روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» در یک مقاله تحلیلی به قلم دیوید روزنبرگ تحلیلگر سیاسی که ۲۸ اوت (۶ شهریور) با طرح این پرسش که «آیا تغییر رژیم در ایران ممکن است؟» پیش‌بینی کرده که برخلاف دوره‌های قبلی تحریم، شرایط کنونی می‌تواند زمینه متفاوتی برای فروپاشی قدرت حاکم در ایران ایجاد کند.
-در مقدمه این مقاله آمده، تهدیدات دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور آمریکا، علیه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته بارها مطرح شده، اما بسیاری از آنها یا هرگز عملی نشدند یا نتوانستند جمهوری اسلامی را به زانو درآورند. بر همین اساس، اعلام کارزار جدید فشار اقتصادی از سوی اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا موسوم به «D-Day اقتصادی»، در نگاه نخست می‌توانست تکرار همان سیاست‌های قبلی به نظر برسد.
-اما روزنبرگ بلافاصله تأکید می‌کند که اقتصاد ایران اکنون با مشکلات شدیدی روبروست؛ از تورم بسیار بالا و کمبود سوخت گرفته تا افزایش بیکاری و سقوط ارزش پول ملی.
-با اینهمه از نظر او، ضعف اقتصادی لزوماً به سقوط حکومت منجر نمی‌شود. جمهوری اسلامی در گذشته نیز بحران‌های اقتصادی بزرگی را پشت سر گذاشته و تا زمانی که بحران معیشتی به اعتراضات گسترده و تهدید مستقیم علیه بقای حکومت تبدیل نشود، می‌تواند هزینه‌های آن را تحمل کند.
-روزنبرگ معتقد است، عامل تعیین‌کننده در این میان نه صرفا فشار بر مردم، بلکه ضربه به منابع مالی و انسجام همان ساختاری است که جمهوری اسلامی را سر پا نگه داشته است. توقف صادرات نفت می‌تواند اینبار دقیقا همان نقطه را هدف قرار دهد.

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۶


روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» در یک مقاله تحلیلی به قلم دیوید روزنبرگ تحلیلگر سیاسی که ۲۸ اوت (۶ شهریور) با طرح این پرسش که «آیا تغییر رژیم در ایران ممکن است؟» پیش‌بینی کرده که برخلاف دوره‌های قبلی تحریم، شرایط کنونی می‌تواند زمینه متفاوتی برای فروپاشی قدرت حاکم در ایران ایجاد کند.

بیلبورد خامنه‌ای و خمینی در تهران

در مقدمه این مقاله آمده، تهدیدات دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته بارها مطرح شده، اما بسیاری از آنها یا هرگز عملی نشدند یا نتوانستند جمهوری اسلامی را به زانو درآورند. بر همین اساس، اعلام کارزار جدید فشار اقتصادی از سوی اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا موسوم به «D-Day اقتصادی»، در نگاه نخست می‌توانست تکرار همان سیاست‌های قبلی به نظر برسد.

اما روزنبرگ بلافاصله تأکید می‌کند که تفاوت اصلی شرایط فعلی در شدت ضربه‌ای است که به اقتصاد ایران وارد شده است.

در ادامه‌ی این گزارش تحلیلی آمده است، آمریکا تلاش دارد با فشار مالی بر جمهوری اسلامی و همچنین بر کشورهایی که در تجارت و انتقال نفت ایران نقش دارند، توان تهران را برای دور زدن تحریم‌ها کاهش دهد. امارات عربی متحده اخیراً اعلام کرده روابط تجاری و مالی خود با جمهوری اسلامی را متوقف می‌کند؛ اقدامی که در صورت اجرای کامل می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد، زیرا امارات یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجاری و مالی ایران به شمار می‌رود.

با این حال، روزنبرگ معتقد است که کشورهایی مانند چین، روسیه، عراق و ترکیه همچنان می‌توانند اجرای کامل فشارهای آمریکا را دشوار کنند. او یادآور می‌شود، جمهوری اسلامی سابقه طولانی در مقابله با تحریم‌ها دارد و از نظر حکومت ایران، مقاومت اقتصادی و سیاسی در برابر فشار خارجی مسئله‌ای مرتبط با بقای نظام است.

بحران اقتصادی به‌ تنهایی برای سرنگونی حکومت کافی نیست

روزنبرگ تأکید می‌کند که اقتصاد ایران اکنون با مشکلات شدیدی روبروست؛ از تورم بسیار بالا و کمبود سوخت گرفته تا افزایش بیکاری و سقوط ارزش پول ملی. اما از نظر او، ضعف اقتصادی لزوماً به سقوط حکومت منجر نمی‌شود. جمهوری اسلامی در گذشته نیز بحران‌های اقتصادی بزرگی را پشت سر گذاشته و تا زمانی که بحران معیشتی به اعتراضات گسترده و تهدید مستقیم علیه بقای حکومت تبدیل نشود، می‌تواند هزینه‌های آن را تحمل کند.

نویسنده در ادامه توضیح می‌دهد، تجربه اعتراضات پیشین در ایران نشان داده که واکنش حکومت در برابر چنین شرایطی، احتمالا مذاکره و عقب‌نشینی نیست؛ بلکه استفاده از ساختار امنیتی و نیروهای سرکوب برای کنترل خیابان است. به همین دلیل، پرسش مهم‌تر از میزان فقیرشدن مردم این است که آیا دستگاهی که وظیفه حفظ قدرت حکومت را بر عهده دارد، همچنان منابع مالی و انگیزه لازم برای ادامه سرکوب را خواهد داشت یا نه.

سپاه پاسداران؛ نهاد حساس ساختار قدرت

روزنبرگ در ادامه تحلیل خود، سپاه پاسداران را یکی از کلیدی‌ترین حلقه‌های ساختار قدرت جمهوری اسلامی می‌داند. او اشاره می‌کند، درآمدهای نفتی طی سال‌های گذشته نقش مهمی در تامین منابع مالی سپاه داشته و این نهاد نیز نفوذ گسترده‌ای در اقتصاد ایران دارد.

در شرایطی که صادرات نفت ایران بنا بر برخی اظهارات به نزدیک صفر رسیده، این کاهش درآمد می‌تواند مستقیما بر توان مالی حکومت و به‌ ویژه نهادهایی که ستون امنیتی آن را تشکیل می‌دهند، اثر بگذارد.

از نگاه نویسنده، این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نیروهای امنیتی، نظامی و شبه‌نظامی که در نهایت مسئول اجرای سیاست‌های سرکوب هستند، علاوه بر وفاداری ایدئولوژیک، به دریافت حقوق و تأمین منابع مالی نیز وابسته‌اند.

روزنبرگ نتیجه می‌گیرد که نقطه آسیب‌پذیر واقعی حکومت شاید نه مردم عادی، بلکه بدنه‌ای باشد که میان رهبران سیاسی و جامعه قرار گرفته و ماشین سرکوب و کنترل را به حرکت درمی‌آورد.

چرا اینبار می‌تواند متفاوت باشد؟

به نوشته‌ی روزنبرگ، سابقه تحریم‌ها در جهان نشان نمی‌دهد که این ابزار معمولا به‌ تنهایی بتواند یک حکومت را سرنگون کند. روسیه و کوبا نمونه‌هایی از کشورهایی هستند که در برابر فشار اقتصادی بلندمدت مقاومت کرده‌اند. ونزوئلا نیز تنها در شرایطی وارد روند تغییر سیاسی شد که مداخله مستقیم آمریکا رخ داد.

با این حال، روزنبرگ به تجربه ایران در سال ۲۰۱۳ اشاره می‌کند؛ زمانی که فشار اقتصادی به مذاکرات هسته‌ای و در نهایت توافق اتمی موسوم به «برجام» در تابستان ۲۰۱۵ منجر شد.

تفاوت امروز، از نظر او، در این است که رهبری جدید رژیم ایران سختگیرتر شده و به این نتیجه رسیده که قدرت نظامی و تهدید علیه تنگه هرمز برای بقای حکومت اهمیت بیشتری از دیپلماسی دارد. در نتیجه، بازگرداندن تهران به میز مذاکره از طریق تحریم‌ها دشوارتر از گذشته خواهد بود.

بر اساس همین موضوع، روزنبرگ احتمال می‌دهد که تغییر ساختار سیاسی در ایران ممکن است به تنها گزینه باقیمانده برای آمریکا تبدیل شود.

حلقه‌ی گمشده؛ وفاداری نیروهای سرکوب

با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که شدت گرفتن بحران اقتصادی به خودی خود به سقوط حکومت منجر نمی‌شود. او معتقد است حکومت‌ها معمولا زمانی سقوط می‌کنند که دیگر نتوانند از خود حفاظت کنند؛ یعنی یا رهبران اراده برای ادامه مقاومت را از دست بدهند یا نیروهای پایینی حاضر به اجرای دستورات سرکوب نباشند.

در این چارچوب، بحران اقتصادی زمانی برای جمهوری اسلامی واقعاً خطرناک می‌شود که به توانایی آن برای پرداخت حقوق و تأمین هزینه‌های نیروهای امنیتی و نظامی ضربه بزند.

روزنبرگ نتیجه می‌گیرد که اگر درآمدهای نفتی کاهش یابد و منابع مالی کافی برای پرداخت حقوق نیروهای سپاه، پلیس و سایر نهادهای امنیتی وجود نداشته باشد، حتی هزینه‌های ابتدایی سرکوب نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

او در همین زمینه به اظهارات اخیر اسکات بسنت اشاره می‌کند که از نیروهای عادی حامی حکومت خواسته است در صورت توقف یا تأخیر در پرداخت حقوق، از خود بپرسند آیا فرماندهانشان کشور را به سمت پیروزی می‌برند یا به سوی نابودی.

پرسش نهایی: آیا جمهوری اسلامی دوام می‌آورد؟

تحلیلگر روزنامه «هاآرتص» در پایان تأکید می‌کند که هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت فشار اقتصادی به سقوط جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. حکومت همچنان می‌تواند مردم را از اعتراض دوباره بازدارد، راه‌هایی برای تأمین بخشی از منابع مالی خود پیدا کند و ساختار امنیتی‌اش را حفظ نماید.

اما اگر این توانایی از بین برود، مسئله دیگر این نخواهد بود که آیا حکومت آسیب دیده یا نه؛ بلکه پرسش اصلی این خواهد بود که چه مدت لازم است تا کل سیستم قدرت از درون شروع به فروپاشی کند.

روزنبرگ معتقد است، عامل تعیین‌کننده در این میان نه صرفا فشار بر مردم، بلکه ضربه به منابع مالی و انسجام همان ساختاری است که جمهوری اسلامی را سر پا نگه داشته است. به اعتقاد این تحلیلگر، توقف صادرات نفت می‌تواند اینبار دقیقا همان نقطه را هدف قرار دهد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=407542