محاسبات نشان میدهد رقم سبد معیشت در تهران برای یک خانوار چهار نفره به ۱۰۰ میلیون تومان در ماه رسیده. این رقم در مقایسه با درآمدهای ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومانی بخش زیادی از کارگران، بازنشستگان و کارکنان بخش خصوصی بیانگر فاجعه معیشتی جاری در ایران است. یک فعال اقتصادی با هشدار درباره افزایش فشارهای اقتصادی گفته که اَبَرتورمی در راه است که مثل سیل اخیر در نپال مردم را با خود میبرد!

افزایش تورم عمومی اقتصاد ایران به مرز ۹۰ درصد در کنار تورم بیش از ۱۲۵ درصدی موادغذایی و تورم ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی اجارهبها سبب افزایش سرسامآور هزینه زندگی خانوارها شده و رقم سبد معیشت را که شامل هزینههای ضروری ماهانه یک خانوار است، برای یک خانواده چهار نفره در شهرهای مختلف ایران به ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان افزایش داده است.
درآمد بسیاری از حقوقبگیران حتی یکسوم هزینه زندگی هم نیست و در بهترین حالت تنها یک هفته از هزینههای ماهانه زندگی را پوشش میدهد. مقامات دولت به شدت در برابر افزایش دستمزدها مقاومت میکنند و در آنسو طرحهای حمایتی دولت از جمله توزیع کالابرگ الکترونیک نیز به علت ناچیز بودن پوشش نتوانسته از معیشت خانوارها حمایت کند.
محمدحسن موسیوند دبیر اجرایی «خانه کارگر» لرستان در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» گفته: «برآوردها و محاسبات انجامشده نشان میدهد که سبد معیشت خانوار امروز به مرز ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است، در حالی که حداقل دستمزد دریافتی یک کارگر در حال حاضر بین ۱۷ تا نهایتاً ۲۵ میلیون تومان است. این فاصله و شکاف بسیار فاحش و نگرانکننده است.»
این فعال کارگری افزوده: «امروز دریافتی و حقوق بازنشستگان ما در بهترین حالت تنها میتواند پاسخگوی ۲۰ تا ۳۰ درصد از هزینههای واقعی زندگی آنان باشد و متاسفانه حدود ۷۰ درصد از هزینههای زندگی آنها کماکان بدون پوشش باقی مانده است.»
محمدحسن موسیوند معتقد است دولت بجای ارائه کالابرگ باید به فکر مهار تورم باشد. او افزوده: «اگر قرار باشد تورم با همین دستفرمان و سرعت جلو برود، ما هر چقدر هم که افزایش حقوق داشته باشیم، باز هم اثر آن بر سفره کارگران دیده نخواهد شد و متاسفانه کارگران روز به روز فقیرتر و کمتوانتر میشوند.»
قربان درویشی فعال کارگری ساکن استان خوزستان نیز معتقد است: «برای حفظ قدرت خرید، دستمزد باید به صورت ماهانه و متناسب با تورم واقعی اصلاح شود. شورای عالی کار باید بجای تصمیمگیری سالانه، وضعیت درآمد و هزینه کارگران را در طول سال پایش و بر اساس آن تصمیمگیری کند.»
قربان درویشی تأکید کرده: «ادامه روند فعلی موجب میشود کارگران عملاً از امکان تأمین حداقلهای معیشتی محروم شوند و فاصله میان دستمزد و هزینههای زندگی به شکلی غیرقابل جبران افزایش یابد.»
علیرضا خرمی یکی دیگر از فعالان کارگری است که با انتقاد از بیعملی دولت در مهار تورم گفته: «دستمزد دریافتی توان پوشش یک زندگی حداقلی را هم ندارد. دلار، بنزین، کالاهای اساسی، مسکن و درمان روز به روز گرانتر میشوند. مسکن، خودرو و حتی یک سفر ساده برای طبقه کارگر به رؤیا تبدیل شده است. اختلاف طبقاتی بیداد میکند و سفره کارگران هر روز کوچک و کوچکتر میشود.»
این فعال کارگری افزوده: «یک سؤال جدی از دولتمردان داریم؛ الان دقیقاً کجا هستند و برای سفرهای که هر روز کوچکتر میشود چه کار میکنند؟»
فقط کارگران و بازنشستگان نیستند که با درآمدهای حداقلی در تأمین ضروریترین هزینههای زندگی با بحران روبرو هستند. بسیاری از کارمندان دولت از جمله آموزگاران نیز درآمدهایی ناچیز دارند. بر اساس گزارشها، حقوق برخی آموزگاران با وجود داشتن مدرک کارشناسی ارشد، حدود ۲۰ میلیون تومان است که با توجه به تورم، کمتر از ۱۰۰ دلار در ماه میشود.
اینهمه در حالیست که در صورت عدم توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا، و تداوم تحریمها و تنشهای منطقهای، پیشبینی میشود تورم با سرعت بیشتری در ماههای آینده افزایش پیدا کند.
کیا داوود اسفندیاری، فعال اقتصادی و مدیر ارتباطات «ایرانخودرو»، با طرح ادعایی درباره چشمانداز معیشتی کشور هشدار داد که بر اساس بررسیهای انجامشده، در صورت تداوم شرایط اقتصادی، ممکن است طی یک تا دو سال آینده بخش بیشتری از جمعیت ایران به زیر خط فقر بروند.
او با اشاره به خطر تشدید تورم، شرایط پیش رو را نگرانکننده توصیف کرد و گفت که اقتصاد ایران در صورت مهار نشدن روندهای تورمی ممکن است با موج سنگینی از کاهش قدرت خرید و افزایش جمعیت زیر خط فقر مواجه شود.
کیا داوود اسفندیاری هشدار داده، اَبَرتورمی که در راه است مثل سیل نپال مردم را با خود میبرد: «در نپال یک سیلی اومد که خیلی از آدما رو در یک لحظه زیر زمین دفن کرد و تا ۳۰ متر رفتن زیر زمین. ماجرای تورم در ایران هم همینه. تا سال آینده کسانی که داراییهای زیادی مثل خانه، ماشین یا طلا ندارند عین سیل نپال زیر زمین دفن میشوند. اگر ابرتورم در ایران اتفاق بیافتد مردم مجبور میشوندگربههای خیابونی را شکار کنن و بخورند. چون دیگر غذایی پیدا نمیشود.»




