عبدالله العُوضی (روزنامه اماراتی اتحاد) – کسی که جنگ «تنگه هرمز» را دنبال میکند، متوجه میشود که رژیم ایران آن را وارد تونلی باریک کرده و در پی گشایش آن نیست که همه از آن خارج شوند و اوضاع به وضعیت سابق بازگردد! یک مقام جمهوری اسلامی در همین زمینه اعلام کرد: «هیچ مذاکرهای میان ایران و ایالات متحده آمریکا برای تمدید آتشبس انجام نشده است، زیرا از دیدگاه تهران، این توافق تاریخ شروعی نداشته و بنابراین چیزی برای تمدید وجود ندارد».
رژیم ایران به آنچه در اطرافش میگذرد، با نگاهی محدود و بدون دوراندیشی مینگرد و همچنان به اقدامات خصمانه خود علیه کشورهای منطقه با هدف گسترش دامنه درگیری و وارد کردن خسارت به کشورهای همسایه ادامه داده و تأسیسات غیرنظامی و مراکز عمومی را هدف قرار میدهد؛ اما رژیم تهران در این میان به خودش نیز آسیب بیشتری میزند و منابع و ثروت مردم ایران را نیز نابود میکند.
بزرگترین زیانی که در صورت طولانی شدن جنگ متوجه خود ایران و جهان پیرامون آن خواهد شد، چیست؟
در رأس همه پیامدهای زیانبار کنونی، موضوع عرضهی نفت خام قرار دارد؛ مسئلهای که به معنای متوقف شدن چرخ صنعت وابسته به نفت خام و گاز طبیعی و همچنین کاهش تدریجی تولید مواد غذایی خواهد بود.
برای نمونه، تنها به حوزه نفت خام اشاره میکنیم؛ نفتی که جهان، بدون استثنا، نمیتواند از آن بینیاز شود، هرچند تلاش کند طی حدود یک قرن آینده و بر اساس مطالعات زمینشناسی، به منابع انرژی تجدیدپذیر متکی شود.
از این دیدگاه، ایالات متحده پیشبینی میکند که عرضه نفت تا پایان سال ۲۰۲۷، به دلیل ادامه جنگ با جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آن بر محمولههای عبوری از تنگه هرمز، روزانه حدود ۶۰۰ هزار بشکه دچار اختلال شود. اگر این وضعیت یک سال دیگر ادامه پیدا کند، حجم کسری عرضه نفت خام، در صورتی که بحران بیش از شرایط کنونی تشدید نشود، به حدود یکچهارم میلیارد بشکه خواهد رسید!
افزون بر این، بیشتر کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت طی ماههای گذشته نتوانستهاند نفت خود را مطابق برنامه معمول و میزان توافقشده میان کشورهای جهان، هر کدام بر اساس سهم خود، به فروش برسانند. تنگه هرمز وارد مرحله دیگری از محاصره شده است؛ محاصرهای که رژیم ایران با سیاستهای تنشزای خود آن را تشدید میکند و باعث شده آمریکاییها نیز به محاصره ایران و اعمال تحریمهای بیشتر علیه حکومت آن ادامه دهند. در نتیجه، جهان میان این دو طرف سرگردان مانده است؛ آنهم در شرایطی که جمهوری اسلامی همچنان به کشتیهای نفتکش حمله میکند. برخی از این نفتکشها دچار نشت شدهاند؛ نشتهایی که هنوز از پیامدهای آن بر ثروتهای دریایی اطلاعی نداریم.
ایالات متحده تلاش میکند بحران برنامه هستهای ایران را از طریق افشای نقض مقررات بازرسی از تأسیسات هستهای توسط تهران، بینالمللی کند. اگر واشنگتن در این اقدام موفق شود، مناقشه فنی با رژیم ایران به عرصه جهانی منتقل خواهد شد؛ امری که به معنای اعمال تحریمهای جدید یا حتی صدور مجوز برای استفاده از نیروی نظامی است. اما این مسیر با حضور چین و روسیه، دو عضو دائم شورای امنیت که ممکن است با هرگونه اقدام جدید مخالفت کنند، آسان نخواهد بود. پکن و مسکو پیشاپیش تأکید کردهاند که شورای امنیت «دیگر صلاحیت رسیدگی» به این پرونده را ندارد.
بحث و جدل همچنان درباره این موضوع ادامه دارد که چه کسی بطور کامل یا جزئی کنترل «تنگه هرمز» را در اختیار دارد؛ و به این ترتیب، درگیریها در اطراف این تنگه که رگ حیاتی اقتصاد جهانی بطور کلی و اقتصاد منطقهای بطور خاص به آن وابسته است، ادامه مییابد.
در این میان، جنگ لفظی و اظهارات تند طرفین نیز همچنان ادامه دارد. در همین چارچوب، هر یک از طرفین مدعی است که کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. رئیس سازمان بسیج در واکنش به اعلام ترامپ مبنی بر اینکه واشنگتن «کنترل کامل» تنگه را در دست دارد، اظهار داشت که تنگه «تحت مدیریت و کنترل ایران» است.
عباس عراقچی وزیر امور خارجه نیز همچنان واشنگتن را به محاسبات خطا متهم میکند. او گفت که ایالات متحده به دلیل شکستهای اطلاعاتی خود، عادت کرده است دچار «خطای محاسباتی» شود و اکنون نیز درباره تنگه هرمز مرتکب «اشتباهی بزرگتر» شده است. اما او تجاوز رژیم ایران به کشورهای همسایه و ایجاد اختلال در روند کشتیرانی را فراموش میکند.
ادامه این جدال، راه حل سیاسی بحران را تسریع نمیکند، بلکه جنگ را برای مدتی نامعلوم طولانیتر خواهد کرد؛ حتی اگر زمان پایان آن بطور متزلزل و مبهم مطرح شود!
تداوم مواضع شدید و فریبکارانهی رژیم ایران، ایالات متحده را به ادامه محاصره دریایی برای مدتی نامعلوم واداشته و فشارهای اقتصادی بر تهران را در شرایط توقف مذاکرات آتشبس افزایش داده است.
به روشنی معلوم است که رژیم ایران، طبق روال همیشگی خود، در تلاش است زمان بیشتری به دست آورد؛ با این فرض که ترامپ در داخل آمریکا و در آستانه انتخابات میاندورهای که مراحل اولیه آن از همین ماه آغاز میشود، با مشکلاتی مواجه خواهد شد. شاید همین مسئله، تشدید حملات حوثیها در شرایط کنونی را توضیح میدهد؛ جبههای جدید که آمریکاییها را سردرگم میکند.
اما در نهایت، واشنگتن از هدف خود برای بازگشایی تنگه هرمز و متوقف کردن برنامه هستهای ایران عقبنشینی نخواهد کرد و شاید فهرست اهداف آن نیز برای تضعیف هرچه بیشتر رژیم ایران طولانیتر شود؛ اقدامی که میتواند زمینه را برای سقوط آن فراهم کند.
*منبع: روزنامه اماراتی اتحاد
*نویسنده: دکتر عبدالله العُوضی نویسنده و تحلیلگر اماراتی
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن





