مهدی نوذر – سه سال پیش، شاهزاده رضا پهلوی به سیاستمداران و تصمیمگیران جهان هشدار داد که نادیده گرفتن مبارزهی مردم ایران با جمهوری اسلامی، برایشان بیهزینه نخواهد بود. اما مثل همیشه، منافع سیاسی و اقتصادی بر سرنوشت یک ملت ترجیح داده شد. صدای مردم ایران شنیده نشد و بسیاری از همان سیاستمدارانی که امروز از آزادی و دموکراسی حرف میزنند، دیروز در برابر سرکوب مردم ایران سکوت کردند.
امروز که به تحولات فرانسه و بریتانیا نگاه میکنم، ناخودآگاه به یاد آن هشدار میافتم. به یاد اینکه تاریخ گاهی چطور اشتباهات سیاسی را به شکلی دیگر به خود سیاستمداران بازمیگرداند.
فرانسه برای ما ایرانیها فقط یک کشور اروپایی نیست؛ نامش با نوفللوشاتو و روزهای منتهی به انقلاب ۵۷ گره خورده است. همان کشوری که خمینی در آن اقامت داشت و از فرصت حضور در نزدیکی پاریس برای ارتباط با رسانههای جهانی استفاده کرد. بخشی از روشنفکران و چپگرایان آن روزگار هم چنان در دشمنی با شاه فقید غرق شده بودند که خطر واقعی حکومت مذهبی را ندیدند یا نخواستند ببینند و نتیجهی این تساهل، ملتی گرفتار حکومتی شد که نزدیک به نیمقرن است آزادی، زندگی و آیندهاش را گروگان گرفته است.
اما ظاهرا بعضیها هنوز از تاریخ چیزی یاد نگرفتهاند!
چپگرایی افراطی، وقتی با سادهانگاری در برابر اسلامگرایی سیاسی همراه میشود، میتواند به یکی از خطرناکترین تناقضهای دنیای امروز تبدیل شود. جریانی که ادعای دفاع از آزادی و حقوق زنان را دارد، اما گاهی در برابر جریانهایی که با همین آزادیها و حقوق اساسی دشمنی دارند، سکوت میکند یا حتی برای مخالفت با راستگرایان، خطر آنها را کوچک جلوه میدهد. دفاع از حقوق مسلمانان یک چیز است و چشم بستن بر افراطگرایی مذهبی چیزی کاملا متفاوت.
امروز فرانسه و بریتانیا با چالشهای جدی در زمینهی مهاجرت، ادغام اجتماعی، افراطگرایی و شکافهای سیاسی روبرو هستند. قرار نیست همهی مسلمانان را با اسلامگرایان یکی بدانیم؛ اما قرار هم نیست به اسم رواداری، دربارهی مشکلات واقعی سکوت کنیم. جامعهای که از ترس برچسب خوردن، نتواند دربارهی تهدیدهای آزادی و دموکراسی حرف بزند، دیر یا زود هزینهی این سکوت را میپردازد.
اینجاست که مفهوم کارما معنا پیدا میکند. نه اینکه مردم فرانسه یا بریتانیا سزاوار رنج باشند، بلکه هیچ سیاستمداری نمیتواند برای همیشه از پیامد تصمیمهای اشتباهش فرار کند. وقتی دیروز خطر را برای مردم ایران نادیده گرفتی، امروز نمیتوانی انتظار داشته باشی که جهان از پیامدهای همان سیاستها در امان بماند.
شاهزاده رضا پهلوی هشدار داد که بیتفاوتی در برابر مبارزهی مردم ایران هزینه خواهد داشت. آن روز بسیاری نشنیدند؛ امروز اما شاید زمان آن رسیده باشد که غرب به صدای ملتی گوش بدهد که ۴۷ سال است بهای یک اشتباه تاریخی را میپردازد.
از نوفللوشاتو تا خیابانهای اروپا، یک درس روشن وجود دارد: آزادی را نمیتوان قربانی مصلحت کرد، افراطگرایی را نمیتوان با سکوت مهار کرد و تاریخ را نمیتوان برای همیشه نادیده گرفت.
کارما شاید دیر برسد، اما وقتی رسید، دیگر نمیتوان وانمود کرد که هیچ هشداری در کار نبوده است.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

