اپرای ارمنی «سایات نُووا» در لندن

سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۱۷


(+عکس، ویدیو) گروه اپرای ارمنی لندن در سپتامبر ۲۰۱۱ با هدف آشنا ساختن جامعه ارمنی بریتانیا، به‌ ویژه نسل جوان آن و نیز جامعه‌ی میزبان بریتانیا با اپرای ارمنی تاسیس شد.

این گروه تا کنون چهار اپرا در لندن روی صحنه برده که عبارتند از «آنوش» اثر آرمن تیگرانیان، «گارینه» اثر تیگران چوکاجیان و اپرای بزرگ  «داوید بگ»  اثر آرمن تیگرانیان و «دایره‌ی آتشین» اثر آوت دردریان.

استاد و هنرآموختگان مدرسه تربیت «عاشیق»

اپرای ارمنی لندن قرار است در روزهای ۲۰ و ۲۱ اکتبر اپرایی به نام «سایات نووا»،  نغمه‌سرای سیار و شهیر در قرن هجدهم را به روی صحنه ببرد.  این اپرا ساخته‌ی آهنگسازِ برجسته‌ی ارمنی، آلکساندر هاروتونیان است که در تئاتر کوئستر در ایلینگ لندن اجرا می‌شود.

سایات نووا

«سایات نووا» نام هنری هاروتون سایادیان شاعر و نغمه‌سرایِ ارمنی است که از اوایل تا اواخر قرن هجدهم در شهر تفلیس زندگی می‌کرد و بیشتر آثار خود را در همین شهر آفرید.  او را از نخستین شاعران و نغمه‌سرایان ارمنی می دانند که در اشعارش از احساساتِ فردی سخن می‌گوید. زندگی او موضوع فیلم «رنگ انار» از سرگئی پاراجانوف بود و فیلم دیگری هم درباره‌ی او در ارمنستان ساخته شده است.

سایات نُووا

شاید کشفِ معنی اسم ادبی این شاعر و نغمه‌سرا از روی تلفظ ارمنی آن- سایات نووا- برای فارسی زبانان مشکل باشد.  سایات نووا به فارسی همان «صیادِ  نوا» و یا شکارچی نغمه است که نام مناسبی برای او به شمار می‌رود که در عین حال با تغییری  جزیی در اسمِ فامیل اصلی او که «صیادیان» بوده به دست آمده است.

فیلم «سایات نووا»؛ اتحاد شوروی؛ ۱۹۶۰:

طبیعتاً برای ارمنیان ایران درک اشعار سایات نووا به دلیل استفاده‌ی زیاد او از کلمات فارسی نسبت به ارمنیانِ کشورهای دیگر- که فارسی نمی‌دانند- آسان‌تر است.

سایات نووا

گفته می شود که آرام خاچاتوریان، آهنگساز شهیر ارمنی که خود زاده‌ی تفلیس است و در آثارش از نغمه‌هایِ ملیت‌های گوناگون ساکن آن شهر استفاده  کرده دوست  داشت خودش سازنده‌ی اپرایی درباره‌ی همشهری خود، سایات نووا باشد که متاسفانه نتوانست و این کار را آلکساندر هاراتونیان، دیگر آهنگساز برجسته‌ی ارمنی نسل بعد از خاچاتوریان انجام داد.

آریس نادریان مدیر هنری گروه اپرای ارمنی در لندن

کیهان لندن با آریس نادریان، مدیر هنری گروه اپرای ارمنی لندن، که خود از ارمنیان جلفای اصفهان است، درباره‌ی این اپرا به گفتگو نشست.

-چرا اپرایِ سایات نووا؟

آلکساندر هارتونیان

-این اپرا گلچینی است از آهنگ‌هایِ  سایات نووا  که بسیاری از ارمنیان با آنها آشنایی دارند. یعنی به جای «لیبرتو»، یا اشعار اپرایی، این اپرا مانند کنسرت و یا واریته‌ی متنوعی است شامل آهنگ‌هایِ مختلفِ سایات نووا که آهنگساز بزرگ ارمنی، آلکساندر هاروتونیان، آنها را در مسیر یک داستان قرار داده است.

آلکساندر هاروتونیان در این اپرا با استفاده‌ از نغمه‌های سایات نووا آنها را برای ارکستر سمفونیک غربی تنظیم کرده  ولی تغییر ملودیک در آنها نداده است. در جاهایی هم البته خودش دست به تصنیف موسیقیِ اوریژینال زده است. برای مثال در آغاز اپرا مسابقه‌ای بین سایات نووا و یک نغمه‌شرای مشهور و کهنه‌کار ایرانی در جریان است. این نغمه‌سرای ایرانی- که نقش  او را من بازی می‌کنم- تا آن زمان از تمام رقابت‌ها پیروز در آمده است.

هاروتونیان برای این قسمت با استفاده از مقام‌های ایرانی قطعه‌ی زیبایی ملهم از موسیقی ایرانی ساخته است.  در جایی از این قطعه آهنگساز توانسته است با نوای فلوت صدایی بسیار نزدیک به نوای نی بسازد. طبیعی است که  این «عاشیقِ» ایرانی با افتادگی و متانت شکست‌اش را در مقابل سایات نووا می‌پذیرد  و تارش را به نشانه‌ی اذعان به استادیِ سایات نووا به او تقدیم می‌کند که البته او نمی‌پذیرد.

پس از این موفقیت، سایات نووا به دربار هراکل، پادشاه گرجستان، راه می‌یابد. داستان  درادامه چنین می‌شود که در زمان اقامت‌اش در دربار، او و خواهر پادشاه یک دل نه صد دل عاشق همدیگر می‌شوند. عاقبت این دلدادگی و نیز دسیسه‌ی درباریان (که مخالف پیوند یک عامی و عضوی ازخاندان سلطنتی بودند) آن می‌شود که به دستور پادشاه، سایات نووا  از دربار اخراج می‌شود و به لباس روحانی در می‌آید.

-آیا در قسمت‌های دیگری از این اپرا باز نواهای ایرانی به گوش تماشاگران می‌رسد؟

-بله، به غیر از این قسمت، در بخش پایانی اپرا که قوای آغامحمد خان قاجار به تفلیس یورش می‌آورند یک قطعه‌ی کوتاه با حال و هوای ایرانی به گوش میرسد. هاروتونیان در اینجا یک مارش مدرن  با استفاده از سازهای بادی مانند ترومپت و ترونبون ساخته که هم حال و هوای  ایرانی دارد و هم احساس غریب و ترس‌آوری به وجود می‌آورد.

-کمی بیشتر در مورد آلساندر هاروتونیان آهنگساز این اپرا برای ما بگویید.

الکساندر هارتونیان

-او یکی از آهنگسازان برجسته‌ی دوران شوروی ارمنستان و متولد ۱۹۲۰ است. حدود ۷۰ سال به‌طور مداوم دست به آفرینش موسیقی زده و در ۹۲ سالگی در سال ۲۰۱۲ درگذشته است . کل آثار او به ۲۵۰ قطعه می‌رسد که در این میان تعداد زیادی آثار سمفونیک دیده می‌شود. هاروتونیان برای صدای انسان با همراهی ارکستر و یا سازهای سولو هم قطعات زیادی دارد. او تعدادی از آهنگ‌های نغمه‌سرایان سیار قدیمی را نیز تنظیم کرده است. قطعه‌ی «کانتات میهن» او شهرت زیادی دارد  که برای خواننده سولو، کُّر و ارکستر سمفونیک در ۵ موومان در سال ۱۹۴۸ سروده شده. قطعه‌ی بسیار زیبایی هم بر روی شعری از هوانس تومانیان، ملک‌الشعرای ارمنی، با عنوان «با میهن خودم»  ساخته که توصیفِ وضعیت اسفناک ارمنی‌ها  پس از نسل‌کشی  ۱۹۱۵ در ترکیه است. تبحر هاروتونیان  بیشتر در موسیقی کنسرتو، به ویژه برای سازهای بادی است. می‌توان گفت که آثار سمفونیکِ هاروتونیان، به عنوان یک آهنگساز ارمنی قرن بیستم، بعد از آرام خاچاطوریان از نظر اجرای جهانی مقام دوم را دارد. کنسرتوی ترومپت او چنان مشهور است که در تمام کنسراتوارهای موسیقی در جهان تدریس می‌شود و اکثر نوازندگان زبده‌ی ترومپت آن را اجرا و یا ضبط می‌کرده‌اند.

هاروتونیان اپرایِ سایات نووا را در سال ۱۹۶۷ تصنیف کرده و نخستین اجرای آن به سال ۱۹۶۹ در ایروان بر می‌گردد.

کنسرت نغمه‌های سایات نووا به مناسبت سیصدمین سالگرد وی:

-برگردیم به شخص سایات نووا. از او به عنوان شاعر و نوازنده یا «عاشیق» چه چیزهایِ دیگری می‌دانیم.

-می‌گویند در «ساناهین» در منطقه‌ی «هاخبات» در ارمنستان کنونی به دنیا آمده است. در منابعی دیگر او را زاده‌ی تفلیس می‌دانند. در دوره‌ای که سایات نووا می‌زیسته فققاز جنونی به تمامی تحت سیطره‌ی ایران بود.  تفلیس مرکز سیاسی و فرهنگی قفقاز به تمام معنا شهری چندملیتی بود که گرجی‌ها، ارمنی‌ها، آذری‌ها، روس‌ها  و ایرانیان در آن در کنار یکدیگر به زندگی و داد و ستد مشغول بودند.  این تنوع گسترده‌ی قومی و فرهنگی در آثار سایات نووا هم تبلور پیدا کرده.  از او که ارمنی بود، ۱۲۸ شعرِ ترکی آذری، ۳۵ شعر گرجی و ۶۳ شعر به ارمنی و ۶ قطعه شعر روسی و کمی هم شعر فارسی باقی مانده. به قول چارلز داوست، سایات نوواشناس شهیر بریتانیایی،  تسلط او بر فارسی در آن حد نبوده که اشعار فارسیِ سطح بالا بسراید.

اجرای سایات نوا در ایروان

در آن زمان تفلیس نه فقط پایتخت چند ملیتی قفقاز بود بلکه حضور فرهنگِ ایرانی و زبان فارسی  در آن شهر بسیارمشهود بود. یکی از نمودهای بارزِ این حضور فرهنگی استفاده‌ی فراوان از کلمات فارسی در اشعارِارمنی سایات نووا و نیز چند شعرگونه‌ی  فارسی است که از او باقی مانده. چارلز داوست می‌گوید که گرجی‌ها به دلیل وجود کلمات و اصطلاحات فارسی در اشعار سایات نووا در فهم آنها دچار مشکل می‌شدند و به او اعتراض می‌کردند.  او در جواب اما از مقام والای زبان فارسی و تعلق آن به طبقات بالای اجتماع می‌گفت و به کاربرد کلمات فارسی افتخار می‌کرد وبا همین ترفند و با فخر سعی می‌کرد منتقدان گرجی را ساکت کند.

چنانکه قبلا در مورد یورش آغامحمدخان اشاره شد،  سایات نووا بعدا از آنکه کلیسا را ترک کرد به تفلیس برگشت و در سن ۸۳ سالگی  در یک یورش وحشتناکِ و تسخیر و به آتش کشاندن تمام شهر در ۱۷۹۵ میلادی کشته شد. به نظر می‌رسد بعد از چنین یورش‌هایی است که گرایش‌هایِ جدایی‌خواهانه در میان ارمنیان و گرجی‌هایِ قفقاز و پیوستن‌شان به روسیه تزاری تقویت می‌شود.

اپرای گارینه

-چطور اشعار سایات نووا به دست ما رسیده؟

-ظاهراً او از پسر خود خواسته است که تمام آثارش را برای نگهداری گردآوری کند که او این کار را با دقت انجام داده و ما به همت او امروزه به بیشتر آثار وی دسترسی داریم. علاوه بر این،  اشعار سایات نووا  با نغمه‌هایی که سینه به سینه و نسل اندر نسل از زمان او به ما رسیده هنوز هم به فراوانی در ارمنستان و هر آنجایی که ارمنیان زندگی می‌کنند اجرا می‌شود.  باید گفت که پیوند عمیقی بین آهنگ‌های سایات نووا و ارمنیان وجود دارد.  در مرکز آموزشیِ به نام این هنرمند و نیز در بیشتر مدارس هنری دیگر در ارمنستان نحوه‌ی اجرایِ کلاسیک و اصیل آثار سایات نووا حاکم است و تدریس می‌شود. اغلب استادان و تربیت‌شدگان این مراکزهیچ ابتکار و مدرن‌سازی در نحوه‌ی اجرای آثار او را بر نمی‌تابند و در برابر این گرایش  سرسختانه مقاومت می‌کنند.

اپرای آنوش

نکته‌ی دیگر آنکه ، با پژوهش‌هایی که چارلز داوست در افکار و اندیشه‌های سایات نووا انجام داده، می‌توان گفت که او فقط دنبال سرودن اشعار عشق و عاشقی نبوده و هدف از زندگی‌اش این بود که مانند پلی میان ملیت‌های مختلف قفقاز عمل کند و آنها را به همدیگر  پیوند دهد. او نه‌تنها در خدمتِ دربار پادشاه گرجستان بوده بلکه در نزد اشراف‌زادگانی از ملیت‌های دیگر نیز خدمت کرده است تا پیام دوستی، صلح و پیوند را به مردم هر چه بیشتر از ملیت‌هایِ مختلف برساند. به این مفهوم او به دنبال اهداف سیاسی بوده. این نکته‌ی آخر بسیار مورد توجه چارلز داوست قرار گرفته.

-نحوه‌ی اجرای گروه شما چگونه است.

-اجرای ما کمی متفاوت از سبک سنتی و کلاسیک است که در ارمنستان اجرا شده. صحنه ما تقریباً در وسط تماشاگران و در سطح زمین قرار دارد و تماشاگران مشرف بر ما نظاره‌گر اپرا هستند.  ما از پروجکشن مانند کارهای قبلی خودمان استفاده کرده‌ایم و یک هنرمند جوان ارمنیِ ایرانی‌زاده به نام ناتالی سوکیاس آن را طراحی کرده. لباس‌های بازیگران هم مدرن خواهد بود. یعنی اگر کسانی دنبال ریش و کمانچه و لباس‌های سنتی هستند در این اجرا آنها را  نخواهند یافت.

اپرای آنوش

کارگردانِ اپرا خانم سدا وایت است که ارمنی- انگلیسی است. رهبر ارکستر لِون پاریکیان است که او هم ارمنی- انگلیسی است. اجراها در روزهای ۲۰ و ۲۱ اکتبر در تئاتر کوئستر خواهد بود. در این اجرا، خوانندگان کُر و تمام سولیست‌ها از ارمنیانِ مقیم بریتانیا هستند به استثنای ایفاگر نقش سایات نووا که خواننده‌ای مهمان از ارمنستان است.

-بسیار ممنون به خاطر وقتی که در اختیار کیهان لندن گذاشتید.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=91366

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):