مدیریت موضوع دانش و مهارت است نه عقیده!

جمعه ۶ آبان ۱۴۰۱ برابر با ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲


تاریخ ثابت کرده است حکومت عقیده در بهترین حالت یعنی سکون و رکود و در بدترین حالت که معمولا نیز اتفاق می‌افتد یعنی ویرانی! فرقی هم نمی‌کند این عقیده زمینی یا آسمانی، مذهبی یا غیرمذهبی، چپ یا راست باشد!

اگر قرون وسطا مثال تاریخی و بارز حاکمیت عقیده‌ی کلیساست، جمهوری اسلامی در ایران نمونه‌ی منحصر به فرد حاکمیت مذهب شیعه است. هیچ حکومت فرقه‌ای و مذهب‌زده‌ای مانند عربستان سعودی و جمهوری اسلامی پاکستان و یا حتا طالبان، ساختار هزارتوی مافیایی جمهوری اسلامی را با انواع نهادهای موازی و تبلیغاتی صرفا برای اداره‌ی کشور بر اساس عقیده‌ ندارد! عقیده‌ای که برخلاف ایدئولوژی‌های زمینی، «آخرزمانی» است و رسالت خود را در نابودی این جهان می‌بیند! اگرچه  زمامداران جمهوری اسلامی و فک و فامیل‌شان، از بهترین و بیشترین موهبت‌های این‌جهانی برخوردارند.

جمهوری اسلامی با عقیده توانست کشور را ویران کند! ساختن و آبادانی اما با عقیده ممکن نیست! یک تفاوت بزرگ انقلاب ۵۷ و انقلاب کنونی نیز در همین نکته است. خمینی کشوری آباد و ثروتمند و رو به توسعه و پیشرفت را تحویل گرفت و با عقیده تخریب کرد. وارثانش آن را ویران و غارت‌شده به نسل‌های  جوان ایران تحویل می‌دهند. تمام امید و خوش‌بینی نیز به  همین جوانان است که دریافته‌اند هیچ چیز را با «عقیده» نمی‌توان اداره کرد! از همین رو این  تصور کاملا واقعی است که بسیاری از مغزها و مهارت‌های فراری که به خاطر جمهوری اسلامی کشور را  ترک کرده‌اند، با سرنگونی این رژیم، به کشور باز گردند و با مغزها و مهارت‌های موجود که تحمیلات کنونی راه ابتکار و نوآوری و رشد و ترقی را بر آنها بسته، کشور را در همه عرصه‌ها بر اساس ساز و کارهای دمکراتیک مدیریت کنند.

جمهوری اسلامی تجربه‌ای را به چند نسل ایران تحمیل کرده، که می‌توان امیدوار بود پس از آن، تا سالیان سال «عقیده» مذهبی و ایدئولوژیک از عرصه سیاست و مدیریت کشور اعم از خُرد و کلان، دور خواهد ‌ماند.

سرنوشت محتوم جمهوری اسلامی این بود که از پسماندهای تاریخ و عمق افکار ضدبشری فردی مانند خمینی سر برآورد و در گرداب فکری فسیل‌های درمانده و فرتوتی مانند خامنه‌ای و رئیسی و مشابهانشان مضمحل شود.

اما نکته‌ای که به شدت ذهن را به خود مشغول می‌کند اینست که چگونه می‌توان بدون دانش و مهارت در هیچ کاری و بر اساس عقاید قرون وسطایی چهل و اندی سال جامعه‌ای پویا را زیر سلطه‌ی خود نگه داشت! واقعی‌ترین پاسخی که به فکر می‌رسد این است: از یکسو ثروت و بنیه‌ی اقتصادی کشور که در انحصار این حکومت قرار گرفت تا گروه‌های مافیایی و نیابتی و تروریسم خود را پروار کند و از سوی دیگر سرکوب وحشیانه! وگرنه دانش و مهارت سال‌ها پیش خود را از یوغ یکی از واپسمانده‌ترین عقاید بشری رها ساخته بود.
الاهه بقراط| توئیتر | اینستاگرام|

[کیهان لندن شماره ۳۸۵]

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=303605