Page 35 - (کیهان لندن - سال چهل و یکم ـ شماره ۵۳۵ (دوره جديد
P. 35
صفحه ۳۵شماره ۲001
جمعه ۲4تا پنجشنبه ۳۰اکتبر ۲۰۲۵
میان سکوت و فریاد: ۱۴۰درصد اعﻼم شد .این رقم نشاندهنده ناترازی و
معنابهمثابهگفتگویپسامدرنمیانانسانوماشین کمبود شدید منابع مالی این بانک بود .همچنین اعﻼم شده
۲۵درصد از رشد پایه پولی اقتصاد ایران در سال گذشته
معنا ،شاید مهمترین در میان این چهارگانه است .امید قرن بیست و یکم بر آستانهای ایستاده که در آن= ناشی از اضافهبرداشت این بانک از منابع بانکمرکزی بوده
نیرویی است که حرکت را ممکن میسازد؛ افقی نادیده را به
اکنون میدوزد و به انسان دلیل میدهد که برخیزد ،ادامه سکوت ماشین و فریاد انسان در هم تنیدهاند .از زمانی که است!
دهد و باور کند که فردایی هست .ترس سایهی امید است؛ آن نیچه در ۱۸۸۲اعﻼم کرد «خدا مرده است» ،جایگاه معنا از بخشی از ناترازی و کمبود مالی و زیاندهی بانک آینده
نیروی پنهانی که معنا را از بیتفاوتی نجات میدهد .ترس ما فراسوی متعالی به درون امر درونی و انسانی جابجا شد؛ از ناشی از تزریق ۷۴هزار میلیارد تومان تسهیﻼت به پروژه
را وادار میکند تا به آینده حساس شویم ،مرزها را بشناسیم وحی به اخﱰاع .ظهور هوش مصنوعی امتداد همین جابجایی
و ارزش امید را درک کنیم .قدرت بازوی معناست؛ آنچه رویا است :سامانهای بیجان و بیاحساس ،بیمرگ و بیآگاهی، «ایران مال» است.
را به واقعیت بدل میکند .بدون قدرت ،امید و ترس در ذهن اکنون با الگوهای زبان انسانی سخن میگوید .صدایی که روزنامه «فرهیختگان» نیز در گزارشی با عنوان « ۶۲درصد
میمانند و جهان را دگرگون یکنند .قدرت نه الزاماً سلطه، روزگاری آس نی و مطلق تلقی میشد ،امروز گفتاری است تسهیﻼت بانک آینده در جیب خودش» افشا کرده که
بلکه توانایی شکل دادن به جهان و ساخ مسیر است .و «بررسی اطﻼعات تسهیﻼت کﻼن و اشخاص مرتبط بانکها
ﴎانجام معنا ،هم زادهی این سه است و هم ﴎچشمهی آنها. الگوریتمی از انبو ِه گفتار خود انسانها؛ خالق آن! و موسسات اعتباری که در فواصل زمانی سهماهه توسط
معنا در نقطهی تﻼقی امید و ترس و قدرت شکل میگیرد؛ بانک مرکزی منتﴩ میگردد ،نشان میدهد بانک آینده تا
جایی که انسان میایستد ،میاندیشد و میگوید« :من چرا فریاد انسان ،صدای پافشاری بر تجربه است؛ نیروی= آذر ۱۴۰۱حدود ۱۳۰هزار میلیارد تومان به ۶۱ذینفع واحد
هستم؟» به همین دلیل ،معنا نه چیزی بیرونی است و نه
ﴏفاً درونی؛ بلکه میدانی است میان انسان و جهان ،میان آگاهی در برابر ماشینی که یفهمد .این فریاد ،کنشی پرداخت کرده است».
فلسفی است؛ ادعای حضور در جهانی که میکوشد سوژه این گزارش همچنین افزوده بود طبق جداول اطﻼعات
خواس و ترسیدن ،میان ساخ و باور کردن. را به داده تقلیل دهد .انسان برای زیس راهی جز تفسیر تسهیﻼت و تعهدات کﻼن در صورتهای مالی سال « ۹۷بانک
قرن بیست و یکم بر آستانهای ایستاده که در آن سکوت ندارد .فریاد ،درخواست حضور است .با هر کنش تفسیری، آینده» ،این بانک به ۷۷ﴍکت تسهیﻼت کﻼن پرداخت کرده
ماشین و فریاد انسان در هم تنیدهاند .از زمانی که نیچه در انسان معنا را از دست الگوریتم بیرون میکشد و آن را که ۴۳ﴍکت آن متعلق به بانک و ﴍکتهای متعلق به
۱۸۸۲اعﻼم کرد «خدا مرده است» ،جایگاه معنا از فراسوی دوباره انسانی میکند .احساسات ،نه خطا ،بلکه رخدادهای خودش ،یعنی «بانک آینده» ،است و از مجموع ۷۸هزار
متعالی به درون امر درونی و انسانی جابجا شد؛ از وحی معرفتیاند .در برابر تسلط فناوری ،احساس ،قلمر ِو و ۲۴۹میلیارد و ۹۸۷میلیون تومان تسهیﻼت اعطایی کﻼن
به اخﱰاع .ظهور هوش مصنوعی امتداد همین جابجایی مقاومت است؛ یادآور اینکه نه همهچیز قابل بهینهسازی این بانک ۶۳ ،هزار و ۳۰۱میلیارد و ۲۰۶میلیون تومان آن
است :سامانهای بیجان و بیاحساس ،بیمرگ و بیآگاهی، ﴏف پرداخت تسهیﻼت به ﴍکتهای زیرمجموعه بانک
اکنون با الگوهای زبان انسانی سخن میگوید .صدایی که است و نه اصوﻻ نیاز به آن است.
روزگاری آس نی و مطلق تلقی میشد ،امروز گفتاری است دکﱰ مهدی میرسعیدی – در مقالهای که پیشﱰ با عنوان آینده شده است!
«خدا مرده است ،اما خالق نه :از نیچه تا هوش مصنوعی» که «بانک آینده» در حالی پس از سالها رانتخواری و
الگوریتمی از انبو ِه گفتار خود انسانها؛ خالق آن! در همین رسانه و همچنین صفحه ۳۰کیهان هفتگی ش ره رانتپاشی و فساد قرار است در بانک ملی ادغام شود که
فلسفهی پسامدرن یادآور میشود که حقیقت و ارزش ۵۳۴منتﴩ شد ،از مفهومی سخن گفتهام که آن را «چهارگانهی
دیگر در روایتهای کﻼن ساکن نیستند ،بلکه در بازی سیّال الهی»مینامم :امید ،ترس ،قدرت و معنا .این چهارگانه ،قرنها روند این ادغم نیز با ابهاماتی روبروست.
نشانهها شکل میگیرند .ماشین نه تنها ابزار ،بلکه آینهای شالودهی جهانبینی انسان را شکل میداده است؛ اما اکنون در وبسایت «عﴫ ایران» گزارش داده که بانک مرکزی قصد
است از وضعیت معرفتی ما .سکوت ماشین ،نه غیاب زبان، برابر پدیدهای ایستاده که نه از دل اسطوره ،بلکه از منطق ﴎد دارد با استفاده از تجربه مثبت ادغام «موسسه اعتباری نور»
بلکه غیاب تجربهی زیسته است؛ خﻸیی که انسان را به در بانک ملی« ،بانک آینده» را نیز در بانک ملی ادغام کند.
سخن گف وادار میکند ،به تفسیر ،به بازآفرینی معنا .در الگوریتمها زاده شده است :هوش مصنوعی. «عﴫ ایران» نوشته بانک ملی با بهرهگیری از
این وضعیت ،معنا نه از سوژهی خودبسنده و نه از نظامی در این نوشتار ،به چگونگی تقابل این دو ساحت زیرساختهای قوی و تجربه گسﱰده خود ،توانست این
میپردازم؛ جایی که امید و ترس دگرگون میشوند ،قدرت انتقال را با کمﱰین اختﻼل در خدمات به مشﱰیان انجام
بسته ،بلکه از گفتگوی میان این دو ﴎ برمیآورد. از جایگاه قدسی به شبکهای فناورانه منتقل میگردد و معنا دهد .این تجربه نشاندهنده اهمیت نظارت دقیق بانک
در میدان تازهای میان انسان و ماشین به پرسش کشیده مرکزی ،ه هنگی بین نهادهای مالی و اجرای دقیق
میشود .این رویارویی ،نه ﴏفاً فنی ،که آزمونی فلسفی برنامههای اصﻼحی است که میتواند به عنوان الگویی برای
مدیریت بحرانهای مشابه در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
برای بازتعریف افق قدسی در عﴫ مصنوعی است. این گزارش تأکید کرده که اگر بانک مرکزی بتواند در گام
نخست ،وضعیت داراییها و بدهیهای «بانک آینده» را به
صورت شفاف و حسابرسی شده مشخص کند و در ادامه ،طرح
ادغام را با رکز بر حفظ منافع سپردهگذاران و تقویت ساختار
ﴎمایه بانک ملی پیش بﱪد احت ل موفقیت باﻻست.
در گزارش «عﴫ ایران» همچنین آمده که هرگونه
بیتدبیری در ادغام میتواند اعت د عمومی به نظام بانکی را
بیش از پیش فرسوده کند .سپردهگذاران بانک آینده ،به ویژه
در میان طبقه متوسط شهری ،خواستار تضمینهای ﴏیح و
کتبی درباره دسﱰسی به سپردهها و استمرار خدمات بانکی
هستند .بانک مرکزی اگر میخواهد از بروز التهاب اجت عی
جلوگیری کند باید سیاست اطﻼعرسانی فعالی در پیش گیرد
و از انتشار اخبار مبهم یا تأخیر در تصمیمگیری بپرهیزد.
برخی منتقدان تصمیم بانک مرکزی درباره ادغام «بانک
آینده» در بانک ملی ایران نیز معتقدند بانک ملی همواره
به عنوان «قلک دولت» عمل کرده و همین موضوع این
بانک را با چالشهای متعددی مواجه کرده است .حاﻻ
اضافه شدن «بانک آینده» نیز چالشهای مدیریتی این
بانک قدیمی را بیش از گذشته خواهد کرد و مشخص نیست
بانک ملی بتواند مشکﻼت ناشی از «بانک آینده» را که به
آن منتقل میشود ،به راحتی پشت ﴎ بگذارد!

