Page 45 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۵۸ (دوره جديد
P. 45

‫صفحه ‪ 45‬شماره ‪۲۰۲4‬‬
‫‪ 17‬تا پنجشنبه ‪ 23‬آوریل ‪۲۰۲۶‬‬

     ‫تنها ‪ ۲۱‬ساعت‪ ،‬تا سقوط به ‪ ۲۱‬گرم؛ کاهش شدید وزن نظام‬

       ‫و در نهایت‪ ،‬ناتوانی در تولید یک پاسخ روشن‪.‬‬                                           ‫نفوذ خود است‪.‬‬                  ‫بهزاد پرنیان – مانند بسیاری از ایرانیان‪ ،‬امروز ششدانگ‬
‫این همان لحظهایست که یک نظام‪ ،‬نه با ضربهای بیرونی‪،‬‬           ‫‪ -۳‬روایت تصاحب آینده‪ :‬خطرناکترین لایه؛ کسانی که‬               ‫حواسم به خبرهایی بود که قطرهچکانی از اسلامآباد میرسید‪.‬‬
                                                             ‫در خلأ قدرت‪ ،‬خود را وارث احتمالی میبینند‪ .‬برای آنان‪،‬‬          ‫ساعتها‪ ،‬بیوقفه میان کانالها و ِ ِو ‌ب سایتهای خبری‬
                      ‫بلکه از درون‪ََ ،‬سُبُک میشود‪.‬‬           ‫نتیجه مذاکره نه در امتداد راهی که به راِِه امام شناخته‬        ‫جابجا میشدم و هر چند دقیقه یکبار همان صفحهها را‬
‫در این نقطه‪ ۲۱« ،‬گرم» تنها یک تمثیل نیست؛ بلکه وزِِن آن‬      ‫شده‪ ،‬نه در مسیر پیروی از میراِِث تثبی ‌ت شده خامنهای و‬
‫چیزیست که از توان تصمیمگیری یک نظام باقی مانده است‪.‬‬          ‫نظام‪ ،‬بلکه صرفا بخشی از رقابت بر سر قدرت در فردای‬              ‫ِ ِرفِ ِرش میکردم‪ ،‬به امید یک نشانه‪ ،‬یک جمله‪ ،‬یک تغییر‪.‬‬
‫در داستان و روایتی که الهامبخِِش فیلم« ‪ ۲۱‬گرم»است‪،‬‬                                                                         ‫گذشِ ِت زمان از آن نوع خاص شده بود که در پایان هر‬
                                                                                          ‫پس از بحران است‪.‬‬                 ‫ساعت‪ ،‬تازه به خودت میآمدی و میدیدی چندین فنجان‬
  ‫گفته میشود روح انسان پس از مرگ‪ ۲۱ ،‬گرم وزن دارد‪.‬‬           ‫لاِ ِجَ َرم از َپَِِس این آشفتگی‪ ،‬لحظهای فرا میرسد که تصمیم‪،‬‬
‫این عدد‪ ،‬نه یک داده علمی‪ ،‬بلکه میتواند استعارهای زیبا‬                                                                                               ‫قهوه نو ‌شجان کردهای !!‬
                                                                  ‫بهجای آنکه متمرکز شود‪ ،‬پخش و پاره پاره میشود‪.‬‬            ‫زمانی کشدار‪ ،‬فرساینده و بیرحم در هزینهای که تحمیل‬
               ‫از تقلیل به حداقل در نظر گرفته شود‪.‬‬           ‫حالآنکهدرهرساختارسیاسی‪،‬بحرانهاتنهازمانیقابلُ ُمهار‬
‫اگر این استعاره را به سیاست تعمیم دهیم‪ ،‬آنچه در این‬          ‫هستند که تصمیمگیری به نقطهای مشخص و متمرکز برسد‪.‬‬                                                    ‫میکرد‪.‬‬
‫‪ ۲۱‬ساعت رخ داد‪ ،‬چیزی فراتر از شکست یک مذاکره بود‪.‬‬            ‫اما آنچه در کنفرانس کوتاه ََونس از این ‪ ۲۱‬ساعت شنیده‬          ‫نه خبری از توافق بود‪ ،‬نه حتی نشانهای از شکست‪ .‬فقط‬
‫چند جمله کوتاه از معاون رئیسجمهور آمریکا‪ ،‬همچون‬              ‫شد‪ ،‬دقیقا حکایت از عکس این روند را داشت و به ما‬
‫یک نمای کوتاه سینمایی‪ ،‬لحظهای را ثبت کرد که در آن‪ ،‬یک‬        ‫میگفت که تصمیم در طرف تیم قالیباف‪ ،‬بهجای آنکه‬                                    ‫تعلیِ ِق سنگین‪ ،‬فرساینده و مبهم‪.‬‬
‫ساختار سیاسی از «توان تصمیم» به «حداقل بقا» فروکاست؛‬                                                                       ‫تا اینکه ساعاتی پس از نیمهشب به وقت لندن‪ ،‬ناگهان‬
‫پس از صدها کات در فیلمی چهلوهفتساله‪ ،‬در آستانهی‬                                   ‫فشرده شود‪ ،‬پخش شده است‪.‬‬                  ‫نوار قرمز «‪ »Breaking News‬روی صفحه ظاهر شد‪ .‬شبکه‬
                                                             ‫افزایش تعداد بازیگران‪ ،‬ورود لایههای جدید قدرت‪ ،‬و‬              ‫خبری که در حال تماشایش بودم‪ ،‬برنامه خود را قطع کرد‬
                ‫آخرین فرمان کارگردان‪« :‬کات‪ ،‬تمام‪».‬‬           ‫رقابت میان روایتها‪ ،‬نهتنها به حل مسئله کمک نکرد‪ ،‬بلکه‬         ‫و تصویر زنده از کنفرانس خبری پخش شد‪ .‬جیدی ونس‪،‬‬
‫و این‪ ،‬نه صرفا شکست یک فیلم پرهزینه در گیشه‪ ،‬بلکه‬
‫نشانهای از فروپاشی توان تولید و پایان اعتبار یک کمپانی‬          ‫آن را به تعویق و حتی شاید آن را به ُ ُمحاق برده باشد‪.‬‬         ‫معاون رئیس جمهور آمریکا مقابل دوربین قرار گرفت‪.‬‬
                                                             ‫و این حقیقتی است که تعویق‪ ،‬در لحظه بحران‪ ،‬خود‬                      ‫چند جملهی اولش کافی بود‪ ۲۱ :‬ساعت مذاکره…‬
                           ‫در روای ‌تسازی است‪.‬‬               ‫نوعی شکست است و تیز شدن شتاب حرکت به ته درهی‬                  ‫همین یک عدد‪ ،‬ذهنم را از فضای خبر بیرون کشید و‬
‫توصیف این رویداد بعنوان «شکست مذاکرات» شاید‬
                                                                                           ‫سقوط و نابودی ‪.‬‬                                  ‫پرتاب کرد به جهان فیلم ‪ ۲۱‬گرم !!‪.‬‬
                         ‫سادهترین برداشت باشد‪.‬‬               ‫به نظر میرسد که با چیزی یا پروسهای مانند سقوط و‬                                           ‫‪ ۲۱‬ساعت؛ ‪ ۲۱‬گرم‪.‬‬
     ‫اما واقعیت عمیقتر‪ ،‬در جای دیگری نهفته است‪:‬‬
‫در این ‪ ۲۱‬ساعت‪ ،‬نهتنها توافقی شکل نگرفت‪ ،‬بلکه امکان‬                     ‫کاهش وزن؛ از اقتدار تا تعلیق روبرو باشیم‪.‬‬          ‫در آن فیلم‪ ،‬این عدد به نمادی از لحظهای تبدیل میشود‬
‫رسیدن به توافق نیز زیر سؤال رفت‪ .‬و این‪ ،‬تفاوت میان یک‬        ‫ناشیترین و کم تجربهترین آدمهای سیاسی حتی در‬                   ‫که زندگی‪ ،‬در یک نقطهی بیبازگشت فرو میریزد؛ جایی که‬
                                                             ‫جوانترین دولتها نیز این را میدانند که اقتدار سیاسی‪،‬‬           ‫روایتها‪ ،‬پیش از آنکه به جمعبندی برسند‪ ،‬در هم میشکنند‪.‬‬
           ‫بحران مقطعی و یک بحران ساختاری است‪.‬‬                                                                             ‫و حالا‪ ،‬در این سوی واقعیت‪ ،‬همان عدد‪ ،‬به شکلی دیگر‬
‫‪ ۲۱‬ساعت گذشت و در پایان آن‪ ،‬آنچه باقی ماند‪ ،‬نه یک‬                ‫بیش از هر چیز‪ ،‬به «توان تصمیمگیری» وابسته است‪.‬‬
‫توافق‪ ،‬بلکه نشانهای از یک فروکاست بود‪ :‬فروکاسِ ِت وزِِن‬      ‫هرچه این توان پراکندهتر شود‪ ،‬وزن نظام کاهش مییابد‪.‬‬                                              ‫تکرار میشد‪:‬‬
                                                             ‫اما در اینجا بهنظر میرسد که ما با یک فروپاشی ناگهانی‬          ‫نه بعنوان وزن شرافت یا ََسنجی برای ثروت روح‪ ،‬بلکه‬
                   ‫تصمیم‪ ،‬به همان ‪ ۲۱‬گرِِم نمادین‪.‬‬           ‫روبرو نیستیم؛ بلکه با فرآیندی مواجه هستیم که میتوانیم‬         ‫بعنوان وزِِن یک تصمیم یا دقیقتر‪ ،‬ناتوانی در رسیدن به آن‪.‬‬
‫در چنین لحظهای‪ ،‬دیگر پرسش این نیست که چه تصمیمی‬
‫گرفته خواهد شد؛ پرسش این است که آیا هنوز تماشاگری‬                             ‫آن را چنین توصیف و تشرح بکنیم‪:‬‬                            ‫با ادامه صحبتها‪ ،‬تصویر روشنتر شد‪:‬‬
‫باقی مانده که برای دیدن این فیلم چهلوهفتساله ( با‬            ‫کاهش تدریجی تمرکز قدرت ( بهعلت از بین رفتن هسته‬               ‫پیشنهادی «نهایی» روی میز قرار داشته‪ ،‬اما پاسخی که‬
‫روایتی تکراری و رنگباخته ) بلیتی بخرد؛ حتی اگر بداند‬                                                                       ‫باید‪ ،‬داده نشده است‪ .‬نه یک «بله»‪ ،‬نه حتی یک «نه»ی‬
‫قطاری که بر پرده میآید‪ ،‬نه قطاِ ِر آغازیِ ِن برادران لومیر‪،‬‬                             ‫اصلی رهبری در نظام)‬                ‫صریح؛ بلکه وضعیتی میان تعلیق و سردرگمی برآمده از‬
                                                             ‫افزایش تضاد در روایتها ( دقیقا به همان علت گفته‬               ‫بیصاحبی یک نظام فرسوده و ناتوان از رسیدن به تصمیم‪.‬‬
   ‫بلکه آخرین قطاِ ِر ‪ Last Train from Gun Hill‬است‪.‬‬                                                                        ‫همزمان‪ ،‬خبرهایی که ساعاتی پیش از آن درباره ورود‬
                                                                                                    ‫شده)‬                   ‫ناگهانی چهرههای ارشدتر مرتبط با ساختارهای امنیتی و‬
                                                                                                                           ‫حلقههای نزدیک به رأس قدرت به روند مذاکرات منتشر‬

                                                                                                                                              ‫شده بود‪ ،‬معنای تازهای پیدا کرد‪.‬‬
                                                                                                                              ‫گویی مسئله‪ ،‬دیگر صرفا اختلاف میان دو طرف نبود‪.‬‬
                                                                                                                           ‫آنچه در این ‪ ۲۱‬ساعت رخ داد‪ ،‬بیشتر شبیه صحنهای از‬

                                                                                                                                                        ‫داستان ‪ ۲۱‬گرم بود‪.‬‬
                                                                                                                           ‫چند روایت‪ ،‬چند اراده‪ ،‬و هیچ نقطهای برای جمعشدن‬

                                                                                                                                                        ‫آنها در یک تصمیم‪.‬‬
                                                                                                                                                   ‫سه روایت‪ ،‬یک بنبست‬
                                                                                                                           ‫با وجود عدم اطلاع دقیق از روند گفتگوهای ‪ ۲۱‬ساعته‪،‬‬
                                                                                                                           ‫اگر بخواهیم آنچه را در این بازه کوتاه رخ داد صورتبندی‬
                                                                                                                           ‫کنیم‪ ،‬میتوان از سه روایت همزمان سخن گفت؛ سه نیرویی‬
                                                                                                                            ‫که نهتنها همسو نبودند‪ ،‬بلکه یکدیگر را خنثی میکردند‪:‬‬
                                                                                                                           ‫‪ -۱‬روایت بقا‪ :‬جریانی که بهخوبی میداند ادامه مسیر‬
                                                                                                                           ‫فعلی‪ ،‬به بنبست میرسد‪ .‬این گروه‪ ،‬دیر یا زود‪ ،‬به منطق‬
                                                                                                                                           ‫«عقبنشینی برای بقا» رسیده است‪.‬‬
                                                                                                                           ‫‪ -۲‬روایت انکار‪ :‬جریانی که هنوز به امکان ادامه وضع‬
                                                                                                                           ‫موجود باور دارد‪ ،‬یا دستکم چنین وانمود میکند‪ .‬برای این‬
                                                                                                                           ‫گروه‪ ،‬هرگونه شفافیت درباره آینده‪ ،‬بهمعنای پایان نقش و‬
   40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   50