Page 46 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۵۸ (دوره جديد
P. 46
صفحه 46شماره ۲۰۲4
جمعه 28فروردین تا پنجشنبه 3اردیبهشت 14۰۵
توافق یا تعویق بحران؟
جمهوری اسلامی در تنگنای بقا ،ایران در آستانهی تغییر
خود همواره با یک احساس ناامنی عمیق روبرو بوده است. خواستههای آمریکا را باید در چارچوب مهار این مجموعه احسان تارینیا * -ایران امروز در یکی از حساسترین
ضعف مشروعیت داخلی ،تضاد با بخش بزرگی از مردم، تهدیدها تحلیل کرد. مقاطعتاریخمعاصر خودایستادهاست.ازیکسو،مذاکرات
ترس از فروپاشی و دشمنی ایدئولوژیک با کشورهای منطقه، میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده بار دیگر به صدر
باعث شده که سپاه پاسداران به ستون اصلی نظام تبدیل نخستین خواسته آمریکا ،جلوگیری از تبدیل جمهوری اخبار بازگشته و از سوی دیگر ،سایه جنگ ،تحریم ،فروپاشی
شود و میلیاردها دلار صرف موشکها ،پهپادها و ابزارهای اسلامی به یک قدرت آستانه هستهای است .قدرت آستانه اقتصادی و ناامنی منطقهای همچنان بر سر کشور سنگینی
هستهای به کشوری گفته میشود که شاید هنوز رسما بمب میکند .در چنین شرایطی ،مهمترین پرسش این نیست که
نظامی شود. اتمی نساخته باشد ،اما آنقدر به فناوری ،مواد و زیرساخت آیا میان تهران و واشنگتن توافقی حاصل خواهد شد یا نه.
اما این سرمایهگذاری عظیم نظامی یک روی دیگر نیز لازم نزدیک شده که بتواند در مدت کوتاهی به سلاح پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی میتواند با
دارد .هر دلاری که صرف موشک ،پهپاد ،برنامه هستهای هستهای دست پیدا کند .خطر جمهوری اسلامی فقط استفاده از مذاکرات ،یک بار دیگر بقای خود را تمدید کند
و شبکههای نیابتی شده ،از جیب مردم ایران برداشته در داشتن بمب نیست .خطر اصلی در این است که یک یا اینکه جامعه ایران و اپوزیسیون خواهند توانست از این
شده است .میلیاردها دلاری که میتوانست صرف بازسازی حکومت ایدئولوژیک ،غیرشفاف ،متکی بر سپاه پاسداران و مرحله تاریخی برای گذار به آیندهای متفاوت استفاده کنند.
مدارس ،بیمارستانها ،جادهها ،زیرساختهای آب و برق، مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی را نباید صرفا
توسعه صنعتی و ایجاد شغل شود ،به جای آن صرف فاقد مشروعیت مردمی ،به این سطح از قدرت برسد. بعنوان اختلافی فنی بر سر تعداد سانتریفیوژها ،درصد
جنگهای نیابتی و پروژههای نظامی شده است .نتیجه تجربه تاریخی نشان داده که حکومتهای ضعیف و غنیسازی یا زمان رفع تحریمها تحلیل کرد .مسئله اصلی،
این سیاست آن است که ایران با وجود منابع عظیم بحرانزده ،گاه از حکومتهای قدرتمند خطرناکتر هستند. برخورد دو منطق متفاوت است .از یک سو ،آمریکا
طبیعی و انسانی ،امروز گرفتار تورم ،سقوط ارزش پول زیرا ممکن است برای جبران ضعف داخلی ،به سمت نمایش و متحدانش تلاش میکنند یک حکومت ایدئولوژیک،
ملی ،مهاجرت نخبگان ،کمبود آب ،فرسودگی زیرساختها قدرت خارجی و رفتارهای غیرقابل پیشبینی حرکت کنند. بحرانساز و غیرقابل پیشبینی را مهار کنند ،از سوی دیگر،
برای جمهوری اسلامی ،برنامه هستهای فقط یک پروژه جمهوری اسلامی میکوشد از مذاکره ،تهدید و ایجاد ترس
و فقر گسترده شده است. نظامی نیست؛ این برنامه بخشی از روانشناسی بقای نظام جهانی از جنگ برای خرید زمان و حفظ ساختار خود
سومین خواسته آمریکا ،مهار شبکه نیروهای نیابتی است .حکومت میخواهد این تصور را ایجاد کند که حتی
جمهوری اسلامی است .جمهوری اسلامی طی چهار دهه اگر در داخل کشور منفور باشد ،در خارج از کشور آن قدر استفاده کند.
گذشته میلیاردها دلار صرف ایجاد و حمایت از گروههایی جمهوری اسلامی امروز در مرحلهای قرار گرفته که در
مانند حزب الله لبنان ،حماس ،حوثیها و شبهنظامیان خطرناک شده که جهان ناچار است با آن کنار بیاید. روانشناسی سیاسی میتوان آن را مرحله فرسودگی ساختاری
وابسته در عراق و سوریه کرده است .این گروهها برای تهران دومین خواسته آمریکا ،محدودسازی برنامه موشکی نامید .حکومتهایی که وارد این مرحله م یشوند ،معمولا
نوعی سپر دفاعی و ابزار فشار منطقهای محسوب میشوند. و پهپادی جمهوری اسلامی است .جمهوری اسلامی طی مشروعیت داخلی خود را از دست دادهاند ،از نظر اقتصادی
اما از منظر ملیگرایی ایرانی ،این سیاست یکی از بزرگترین دو دهه گذشته یکی از بزرگترین زرادخانههای موشکی دچار بحران شدهاند ،در حوزه اجتماعی با شکاف عمیق
خیانتهای جمهوری اسلامی به منافع ایران بوده است. خاورمیانه را ایجاد کرده و بطور گسترده بر پهپادها، میان مردم و حکومت روبرو هستند و در عرصه خارجی نیز
حکومتی که مدعی دفاع از مردم ایران است ،منابع کشور موشکهای دوربرد و ابزارهای جنگ نامتقارن سرمایهگذاری
را خرج گروههایی کرده که نه به رفاه مردم ایران کمک کرده است .این برنامهها صرفا برای دفاع از مرزهای ایران دیگر نمیتوانند صرفا با شعار و تبلیغات دوام بیاورند.
کردهاند ،نه امنیت واقعی برای ایران ایجاد کردهاند و نه طراحی نشدهاند ،بلکه بخشی از دکترین بقای جمهوری در چنین وضعیتی ،حکومت به جای اصلاح واقعی ،به
حتی در نهایت توانستهاند جایگاه بینالمللی ایران را ارتقا سمت رفتارهای جبرانی حرکت میکند .امنیتیسازی،
دهند .برعکس ،نتیجه این سیاست چیزی جز تحریم ،انزوا، اسلامی هستند. دشمنسازی ،تهدید خارجی ،سرکوب داخلی ،تبلیغات
در روانشناسی قدرت ،حکومتهایی که احساس ناامنی ایدئولوژیک و مذاکره برای خرید زمان ،همگی بخشی از این
دشمنی منطقهای و تخریب اعتبار تاریخی ایران مزمن دارند ،معمولا به سمت توسعه ابزارهای تهاجمی رفتار جبرانی هستند .جمهوری اسلامی امروز دقیقا در چنین
حرکت میکنند .جمهوری اسلامی نیز از آغاز شکلگیری موقعیتی قرار دارد .ساختار قدرت به خوبی میداند که دیگر
از سرمایه اجتماعی گسترده برخوردار نیست .اعتراضات
سراسری سالهای اخیر ،مهاجرت گسترده نخبگان ،کاهش
مشارکت سیاسی ،سقوط اعتماد عمومی و رشد نارضایتی
اجتماعی نشان داده که بخش بزرگی از جامعه ایران دیگر
نه به شعارهای رسمی باور دارد و نه مشروعیت اخلاقی و
سیاسی جمهوری اسلامی را میپذیرد.
به همین دلیل ،جمهوری اسلامی ناچار است همزمان
دو سیاست متناقض را دنبال کند .از یک سو ،باید چهرهای
تهاجمی ،ایدئولوژیک و مقتدر از خود نشان دهد تا بدنهی
وفادار و نیروهای سرکوبگر را حفظ کند ،از سوی دیگر،
باید وارد مذاکره شود تا از خطر جنگ ،تشدید تحریمها،
فروپاشی اقتصادی و انفجار اجتماعی جلوگیری کند .این
تضاد رفتاری ،مهمترین نشانهی بحران روانی و سیاسی
جمهوری اسلامی در شرایط کنونی است.
آمریکا نیز در مذاکرات با جمهوری اسلامی صرفا به دنبال
یک توافق محدود هستهای نیست .واشنگتن به خوبی
میداند که مسئله جمهوری اسلامی فقط برنامه اتمی نیست،
بلکه مجموعهای از تهدیدهای هستهای ،موشکی ،منطقهای،
دریایی ،سایبری و ایدئولوژیک است .به همین دلیل،

