کارزار علیه فاشیسم مذهبی و در حمایت از موضع صدراعظم آلمان و در مخالفت با استفاده ابزاری از «ایران» و «گفتمان ضدجنگ»

-  روز پنجم ژوئیه ۲۰۲۵ یک متن به دو زبان آلمانی و انگلیسی در حمایت از «شکایت کیفری» علیه صدراعظم آلمان، با «۵۷» امضا منتشر شد تا مخاطبان نیز آن را امضا کرده و از شکایت علیه فریدریش مرتز صدراعظم آلمان حمایت کنند. شکایتی که حقوقدانان پیش از  طرح آن به مبتکرانش گفته‌اند که «تقریبا هیچ» شانسی برای پیگیری در مراجع قضایی این کشور ندارد!
- مضمون اصلی شکایت «۵۷» تن اعتراض به موضع  صدراعظم آلمان است که با سپاس از اسرائیل گفته این کشور «کار کثیف را برای همه ما انجام می‌دهد» و شاکیان آن را «انسان‌زدایی» از خود دانسته‌اند. اصطلاح «کار کثیف» عبارتی مبالغه‌آمیز برای کارهای سنگین و دشوار و همچنین نامطبوع است که ضروریست برای رفع یک مشکل یا پدیده‌‌ای نامطبوع صورت گیرد ولی کمتر کسی حاضر به انجام آن می‌شود. «مشکل» و «پدیده نامطبوع» در این مورد، برنامه‌های اتمی و موشکی جمهوری اسلامی است که یک تهدید جدی منطقه‌ای و جهانی بوده است.
- دیگر شهروندان ایرانی- آلمانی که با این «۵۷» تن هم‌نظر نیستند، یک روز بعد در ششم ژوئیه کارزاری در حمایت از موضع صدراعظم آلمان با شرح مفصلی به سه زبان آلمانی و انگلیسی و فارسی به راه انداختند.
- این شهروندان به مخاطبان خود می‌گویند: «با آغاز عملیات نظامی اسرائیل علیه زیرساخت‌های  اتمی و نظامی در ایران و موضع شفاف دولت آلمان در حمایت از آن، یک شبکه ایدئولوژیک از گروه‌های پسااستعماری، حامیان اسلام سیاسی و فعالان مهاجر، بار دیگر بسیج شدند تا از فضای ضدجنگ، در جهت تطهیر رژیمی بهره ببرند که خود مسبب اصلی خشونت ساختاری است.»
- آنها می‌نویسند: «گروه‌هایی که در گذشته یا در برابر سرکوب مردم ایران سکوت کرده‌اند یا آن را توجیه نموده‌اند، اکنون ناگهان زیر پرچم ایران ظاهر می‌شوند و البته نه برای دفاع از حقوق مردم، بلکه برای منحرف کردن افکار عمومی و ایجاد تردید نسبت به سیاست‌های قاطع در برابر یک رژیم سرکوبگر. این تلاش‌ها نه تنها نوعی مصادره گفتمان صلح و حقوق بشر است، بلکه نمونه‌ای کلاسیک از فرسایش تدریجی اصول اخلاقی در جوامع دموکراتیک محسوب می‌شود.»

سه شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ ژوئیه ۲۰۲۵


روز پنجم ژوئیه ۲۰۲۵ یک متن به دو زبان آلمانی و انگلیسی با عنوان «برای رسیدگی حقوقی به اظهارات صدر اعظم مرتز در ارتباط با جنگ تجاوزکارانه علیه ایران» در حمایت از «شکایت کیفری» علیه صدراعظم آلمان، با «۵۷» امضا در وبسایت secure.avaaz.org به نام «هم‌میهنان ایرانی- آلمانی» و «شهروندان ایرانی- آلمانی» منتشر شد تا مخاطبان نیز آن را امضا کرده و از شکایت علیه فریدریش مرتز صدراعظم آلمان حمایت کنند. شکایتی که حقوقدانان پیش از  طرح آن به مبتکرانش گفته‌اند که «تقریبا هیچ» شانسی برای پیگیری در مراجع قضایی این کشور ندارد!

فریدریش مرتز صدراعظم آلمان در پارلمان آلمان/ ۸ ژوئیه ۲۰۲۵ / رویترز

موضوع شکایت چیست؟ موضع شفاف و صریح صدراعظم آلمان در ارتباط با عملیات نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و برنامه‌های اتمی و موشکی آن در ایران و اینکه وی طی مصاحبه‌ای در حاشیه نشست «گروه هفت» با سپاس از اسرائیل گفته است که این کشور «کار کثیف را برای همه ما انجام می‌دهد.» اصطلاح «کار کثیف» عبارتی مبالغه‌آمیز برای کارهای سنگین و دشوار و همچنین نامطبوع است که ضروریست برای رفع یک مشکل یا پدیده‌‌ای نامطبوع صورت گیرد ولی کمتر کسی حاضر به انجام آن می‌شود. «مشکل» و «پدیده نامطبوع» در این مورد، برنامه‌های اتمی و موشکی جمهوری اسلامی است که یک تهدید جدی منطقه‌ای و جهانی بوده است.

مضمون اصلی شکایت «۵۷» تن اعتراض به این موضع  است که امضاکنندگان آن را «انسان‌زدایی» از خود دانسته‌اند. از آنجا که این «۵۷» تن از خودشان به عنوان همه شهروندان آلمانی- ایرانی نام برده‌اند، دیگر شهروندان ایرانی- آلمانی که با آنها هم‌نظر نیستند، یک روز بعد در ششم ژوئیه کارزاری در حمایت از موضع صدراعظم آلمان با شرح مفصلی به سه زبان آلمانی و انگلیسی و فارسی در change.org به راه انداختند.

شکایت پرسش‌برانگیز چند «ایرانی- آلمانی» علیه صدراعظم آلمان؛ تنفس مصنوعی از راه دور به جمهوری اسلامی و رهبرش!

در  متن کارزار این شهروندان برای جمع‌آوری امضا از جمله آمده است: «در عصر چندقطبی شدن جهان و تضعیف نهادهای بین‌المللی، گفتمان‌های حقوق بشر، صلح و عدالت اجتماعی بیش از هر زمان دیگر در معرض استفاده ابزاری ایدئولوژیک قرار گرفته‌اند. در این میان، رژیم‌های اقتدارگرا  از جمله جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از شبکه‌های رسانه‌ای، دانشگاهی و  مهاجران در غرب، تلاش می‌کنند روایت‌های سرکوبگرانه‌ی خود را در پوشش مفاهیم اخلاقی به جوامع آزاد صادر کنند.»

مبتکران این کارزار در ارتباط با وضعیت کنونی ایران نوشته‌اند: «با آغاز عملیات نظامی اسرائیل علیه زیرساخت‌های  اتمی و نظامی در ایران و موضع شفاف دولت آلمان در حمایت از آن، یک شبکه ایدئولوژیک از گروه‌های پسااستعماری، حامیان اسلام سیاسی و فعالان مهاجر، بار دیگر بسیج شدند تا از فضای ضدجنگ، در جهت تطهیر رژیمی بهره ببرند که خود مسبب اصلی خشونت ساختاری است.»

در این متن تأکید شده است: «یکی از خطرناک‌ترین تاکتیک‌های این جریان، جا زدن ساختار نظامی‌- امنیتی جمهوری اسلامی به‌ عنوان «ایران» یا «مردم ایران» است. ما با صراحت تأکید می‌کنیم: هدف عملیات نظامی، نه «ملت ایران» یا «فرهنگ ایران»، بلکه ساختار امنیتی و نظامی یک حکومت سرکوبگر است که تهدیدی برای منطقه و جامعه خود به شمار می‌آید.»

در این متن سپس با استناد به منابع، توضیحاتی درباره جانباختگان اعتراضات مسالمت‌آمیز در ایران و همچنین هزاران هزار مرگ و میر ناشی از ناکارآمدی مزمن جمهوری اسلامی در کشور داده شده و آمده است: «میلیون‌ها یورو بودجه سالانه برای دیاسپورای پوششی جمهوری اسلامی در اروپا» هزینه می‌شود که «رسانه‌های خاکستری، NGOهای ساختگی، و پروژه‌های نفوذ فرهنگی» بخشی از آن هستند. «در چنین شرایطی، دفاع از این رژیم به‌نام صلح، مصادره حقیقت و توهین به قربانیان واقعی آن است.»

نویسندگان این متن سپس با توضیح «میهن‌پرستی ابزاری» آورده‌اند: «گروه‌هایی که در گذشته یا در برابر سرکوب مردم ایران سکوت کرده‌اند یا آن را توجیه نموده‌اند، اکنون ناگهان زیر پرچم ایران ظاهر می‌شوند و البته نه برای دفاع از حقوق مردم، بلکه برای منحرف کردن افکار عمومی و ایجاد تردید نسبت به سیاست‌های قاطع در برابر یک رژیم سرکوبگر. این تلاش‌ها نه تنها نوعی مصادره گفتمان صلح و حقوق بشر است، بلکه نمونه‌ای کلاسیک از فرسایش تدریجی اصول اخلاقی در جوامع دموکراتیک محسوب می‌شود.»

این کارزار خواست‌های خود را از دولت ائتلافی آلمان چنین اعلام کرده است:

-منابع مالی پروژه‌ها، رسانه‌ها و نهادهایی که مظنون به وابستگی به شبکه‌های نفوذ جمهوری اسلامی‌اند، شفاف‌سازی شود؛
-انجمن‌هایی که تحت پوشش «همگرایی فرهنگی»، «فعالیت‌های ضدجنگ» یا «مقابله با اسلام‌هراسی»، اما در عمل حامل منافع رژیم هستند، تحت نظارت جدی و عمومی قرار گیرند.

آنها از تشکل‌های جامعه مدنی و نهادهای علمی نیز می‌خواهند که در برابر پروژه‌های «نرم‌‌نمایی خشونت» و بازتولید روایات ایدئولوژیک به‌ نام همبستگی جهانی، ایستادگی کرده و حمایت خود را متوجه صداهای مستقل، سکولار و آزادیخواه ایرانی کنند و نه چهره‌هایی که در هماهنگی با لابی‌های جمهوری اسلامی، نقش پوششی دارند.

در پایان این متن آمده است: «جامعه مدنی آلمان بارها نشان داده که توان ایستادن در برابر تهدیدهای پنهان و آشکار اقتدارگرایی را دارد. اکنون زمان آن فرا رسیده که با همان صراحت و روشنی اخلاقی در برابر استفاده ابزاری از مفاهیم انسانی به‌ دست رژیمی که مردم خودش را به گلوله بسته نیز موضع‌گیری کند. صلح، بدون حقیقت و شفافیت، تنها پوششی برای ظلم است. پذیرش چنین نفوذی به‌ معنای پذیرش وارونگی حقیقت در زمین دموکراسی است. ما امضا این پتیشن را می‌کنیم تا بگوییم: نه به استفاده ابزاری از گفتمان ضدجنگ؛ نه به نفوذ خزنده‌ی اقتدارگرایان در آلمان؛  آری به صدای واقعی مردم ایران و آزادی».

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵۲ / معدل امتیاز: ۴٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=381287