وضعیت پرستاران زن در ایران: بین تبعیض ساختاری، فشار کاری و سرکوب

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ اکتبر ۲۰۲۵


شادی صانعی مهری- پرستاران زن، بخش عمده نیروی انسانی در عرصه درمان ایران را تشکیل می‌دهند. با این حال، این قشر با  وجود حضور حیاتی در سیستم سلامت، در معرض مشکلات چندگانه‌ای همچون تبعیض جنسیتی، فشار کاری شدید، کمبود امکانات و نیز خطر سیاسی و امنیتی قرار دارند. در سال‌های اخیر، شاهد موارد بازداشت، شکنجه، مرگ مشکوک و محدودیت شدید بر فعالیت آنان بوده‌ایم. این مقاله با مرور شواهد موجود، وضعیت آنان را در بستر نظام سلامت ایران و حوادث سیاسی معاصر تحلیل می‌کند.

۱. مبانی نابرابری جنسیتی و ساختاری

در بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، ساختار تصمیم‌گیری و مدیریتی غالباً در دست پزشکان یا مدیرانی است که با نگاه مردسالارانه اداره می‌کنند. پرستاران زن با وجود داشتن تحصیلات عالی و تجربه کاری، در مواردی از ارتقاء و امکانات برابر محروم می‌مانند.

به دلیل نبود گزارش‌های آماری دقیق مستقل، نمی‌توان عددی قطعی برای درصد تبعیض داد، اما بازتاب‌های رسانه‌ای و گزارش‌های صنفی نشان می‌دهد این تبعیض در موضوعات کوچک مثل توزیع شیفت‌ها، امکان مرخصی زایمان یا تناسب پست مدیریتی به شکل گسترده رخ می‌دهد.

۲. فشار کاری، فرسودگی و کمبود امکانات

در بسیاری از مراکز استان‌ها و مناطق محروم، نسبت پرستار به تخت بیمارستانی به شدت پایین است. پرستاران زن مجبورند شیفت‌های مکرر شبانه، اضافه‌کاری‌های پیاپی و شرایط کاری نامناسب را تحمل کنند.
بعلاوه، امکانات حمایتی روانی یا مشاوره در بیمارستان‌ها به ندرت وجود دارد. دستمزد نامتناسب، تأخیر در پرداخت حقوق و نبود تجهیزات حفاظت شغلی در شرایط بحرانی (مثل دوران پاندمی) به وضعیت آنان فشار افزوده است.
مطالعات میدانی و گزارش‌های داخلی انجمن‌های پرستاری از حضور قابل ملاحظه علائم «فرسودگی شغلی (Burnout)»، افسردگی و فشارهای روانی میان پرستاران زن خبر داده‌اند.

۳. نقش «مافیای پزشکی» و ناکارآمدی ساختاری در نظام سلامت

یکی از موانع ساختاری در ایران، وجود شبکه‌های متاثر از منافع شخصی میان برخی پزشکان، مدیران عالی و شرکت‌های پیمانکاری است که به گفته منتقدان، به «مافیای پزشکی» معروف شده‌اند. این شبکه‌ها در تخصیص بودجه، قراردادها و پروژه‌های بهسازی مراکز درمانی سهم قابل توجهی دارند، اما در بسیاری مواقع اولویت سلامت عمومی و تأمین شرایط شایسته برای کادر درمان، در آن‌ها مغفول می‌ماند.

به عنوان نمونه، بیمارستان‌های خصوصی یا تعاونی‌ها گاه امکانات بهتری دارند و توان جذب نیروی بیشتر را دارند، در حالی که بیمارستان‌های دولتی با کمبود نیرو، تجهیزات و بودجه مواجه‌اند. این اختلاف ساختاری، به‌ ویژه به زیان پرستاران زن در مراکز دولتی و مناطق محروم است. همچنین نظام حقوق و پرداخت خدمات پزشکی (Fee for Service) در برخی موارد باعث شده پزشکان منفعت مالی بالاتری ببرند، بدون الزام به تقبل مسئولیت های همسان با پرستاران.

۴. موارد مستند سرکوب، بازداشت و مرگ مشکوک در قیام ۱۴۰۱

در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ (قیام «زن، زندگی، آزادی») پرستاران و پزشکانی که به مداوای مجروحان اعتراضات می‌پرداختند، در برخی موارد هدف سرکوب قرار گرفتند. چند مورد شاخص به شرح زیر است:

نام / موقعیت شرح واقعه
سارا دلدار (پرستار) گفته می‌شود سارا دلدار که در جریان اعتراضات به مداوای زخمی‌ها مشغول بود، ابتدا بازداشت شد و سپس بر اثر عفونت ناشی از ساچمه‌هایی که درمان نشده بودند در زندان لاکان رشت جان خود را از دست داد.
آیدا رستمی (پزشک عمومی) پزشک معترض و امدادگر، که مفقود شد و پیکرش با ادعای «تصادف رانندگی» تحویل خانواده داده شد. خانواده از آثار شکنجه بر بدن او گزارش داده‌اند و روایت رسمی خودکشی اعلام شده است، اما شماری از گزارش‌ها آن را قتل مشکوک دانسته‌اند.
دکتر رحمانی و همکاران در مهاباد این پزشکان در ۱۳ آذر ۱۴۰۱ بازداشت شدند به اتهام «تلاش برای درمان اغتشاشگران»؛ آنها اعلام کرده‌اند که تحت بازجویی‌های طولانی، نگهداری در انفرادی و فشار برای اعتراف قرار گرفته‌اند.
دکتر هاشم موذن‌زاده در شب سوم آبان ۱۴۰۱، پیش از تجمع پزشکان در تهران، توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شد و هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت او منتشر نشده است.
زهرا تمدن (پرستار معترض) گزارش شده که زهرا تمدن به اتهام «حضور در تجمعات کادر درمانی و ترغیب به اعتصاب» توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است.

این موارد نمونه‌هایی روشن از مواجهه‌ی کادر درمان با سرکوب و تهدید در جریان اعتراضات هستند.

بطور کلی، در میان کشته‌شدگان خیزش ۱۴۰۱، بیش از ۵۴۰ نفر گزارش شده‌اند. اما آمار رسمی تفکیک شده درباره پزشکان یا پرستاران کشته شده مورد تأیید دولت وجود ندارد.

۵. تحلیل و پیامدها

  • این شواهد نشان می‌دهد که کادر درمان نه تنها از لحاظ حرفه‌ای تحت فشارهای ساختاری هستند، بلکه در صحنه سیاسی نیز آسیب‌پذیرند.
  • استفاده از زبان امنیتی نسبت به اقدام به درمان مجروحان اعتراضات، نشان‌دهندۀ تلاش برای حذف نقش مستقل پزشکی است.
  • مرگ مشکوک پرستاران و پزشکان و بازداشت آنان، عاملی بازدارنده برای بقیه کادر درمان است و به بسیاری از پرستاران باعث ترس و خودسانسوری می‌شود.
  • نظام سلامت ایران که پیش از این دچار ضعف‌های ساختاری بود، در هنگام بحران سیاسی نیز نشان داد که نمی‌تواند از نیروهای انسانی صیانت کند.

نتیجه‌گیری و توصیه‌ها

با توجه به شواهد مستندشده، وضعیت پرستاران زن در ایران به عنوان یکی از گروه‌های کلیدی در نظام سلامت، در معرض تهدیدات چندگانه صنفی، ساختاری و سیاسی قرار دارد. اصلاحات مورد نیاز عبارتند از:

  1. مکانیسم مستقل نظارت بر حقوق پرستاران با حضور نمایندگان صنفی و سازمان‌های حقوق بشری.
  2. حمایت قانونی آشکار از پرستارانی که در شرایط اعتراضات یا بحران‌ها به فعالیت انسانی می‌پردازند، بدون ترس از بازداشت یا اذیت و آزار.
  3. شفاف‌سازی پرونده‌های مرگ مشکوک و بازداشت کادر درمانی، با امکان تحقیق بین‌المللی.
  4. بازسازی ساختار نظام سلامت با تمرکز بر عدالت در توزیع امکانات و حذف رانت و فساد پزشکی.
  5. ایجاد شبکه حمایتی روانی و امنیت شغلی برای پرستاران زن، به‌ ویژه در شرایط بحرانی.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=388927