دکتر رضا سعیدی فیرورآبادی – محیطهای ورزشی، بهویژه ورزشگاههای فوتبال، یکی از معدود اماکن عمومی در ایران هستند که مردم میتوانند در آن بدون کنترل کامل حکومتی جمع شوند. در سالهای اخیر، شعارهای اعتراضی در ورزشگاهها به یکی از مهمترین مصادیق بروز نارضایتی عمومی تبدیل شده است.

در ایران، از دهه ۱۳۷۰ به بعد، فوتبال نه فقط یک پدیده ورزشی، بلکه یک امر اجتماعی و فرهنگی مهم شده است. ورزشگاه آزادی و دیگر استادیومهای کشور در این سالها نقش «میدان عمومی» را بازی کردهاند؛ میدانی که در آن مردم در قالب یک اجتماع بزرگ حضور مییابند و گاه نارضایتی اجتماعی خود را ابراز میکنند.
با محدود شدن بسیاری از عرصههای عمومی -از خیابان تا دانشگاه و نهادهای مدنی- ورزشگاه فوتبال به یکی از آخرین فضاهای تجمعات وسیع و غیرقابلمهار تبدیل شده است. همین مسئله باعث میشود حکومت ایران نسبت به تجمعهای ورزشی حساسیت قابلتوجهی داشته باشد.
تاریخ معاصر ایران نشان داده است که تجمعات ورزشی بارها به بستری برای ابراز نارضایتی تبدیل شدهاند:
دهه ۷۰ و اوایل ۸۰: شعارهای سیاسی پراکنده در بازیهای ملی و باشگاهی.
جنبش ۸۸: تجمعات ورزشی بهعنوان محل احتمالی سر دادن شعارهای سیاسی تحت کنترل شدید قرار گرفت.
دهه ۹۰ و ۱۴۰۰: مشکلات اقتصادی، بیاعتمادی به نهادهای سیاسی، و اعتراضات پیدرپی باعث شد هر تجمع ورزشی بهطور بالقوه سیاسی تلقی شود.
در این دوره، حکومت بارها بازیها را بدون تماشاگر برگزار کرده، از حضور زنان جلوگیری کرده، یا قوانین سختگیرانه ورودی اعمال کرده است؛ همگی این اقدامات نشاندهنده ترس از شکلگیری اعتراضات در ورزشگاهها است.
ورزشگاه آزادی ۱۰۰هزار نفر ظرفیت دارد. هیچ نیروی امنیتی نمیتواند رفتار جمعی چنین جمعیتی را در کنترل کند. بازی فوتبال در ماهیت خود سرشار از هیجان، ناامیدی، شادی و خشم است. این هیجان آسانتر از محیطهای دیگر به رفتار سیاسی تبدیل میشود.
هواداران تیمها با رنگ، شعار و احساس تعلق مشترک وارد ورزشگاه میشوند. این هویت مشترک میتواند ناگهان تبدیل به «هویت اعتراضی جمعی علیه نظم سیاسی» شود.
یک شعار، کافی است تا هزاران نفر یا حداقل بخشی از جمعیت آن را تکرار کنند. این سرعت تکثیر در هیچ محیط دیگری مانند دانشگاه یا خیابان وجود ندارد.
حکومت به چند دلیل ساختاری از این فضا میترسد. در دورههایی که اعتماد عمومی کاهش مییابد، حکومت نسبت به هر نشانهای از نارضایتی حساستر میشود. شعار سیاسی در ورزشگاه بطور مستقیم مشروعیت سیاسی را هدف قرار میدهد. همچنین نشان میدهد که نارضایتی «فراگیر» است، و پیام مخالفت را علنی و آشکار بیان میکند.
تجربه اعتراضات ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نشان داده که نارضایتی عمومی میتواند در یک لحظه به موجی بزرگ تبدیل شود. ورزشگاهها به دلیل ظرفیت بالای جمعیت، از نگاه حکومت مستعد شروع چنین موجهایی هستند.
نیروهای امنیتی میدانند که کنترل جمعیت در ورزشگاه چند مشکل دارد:
۱. عدم امکان تفکیک گروهها؛ نمیتوان تشخیص داد چه کسی معترض است و چه کسی فقط تماشاگر.
۲. خطر واکنش زنجیرهای؛ اگر نیروهای امنیتی دخالت کنند، واکنش جمعیت میتواند ناگهان جمعی و کنترلناپذیر شود.
۳. خروج جمعیت به خیابانها؛ اگر اعتراضی در داخل ورزشگاه شکل بگیرد، هنگام خروج میتواند به خیابانهای اطراف کشیده شود.
امروزه هر تماشاگر یک رسانه است. ویدئوهای شعارها ظرف چند دقیقه به سراسر ایران و جهان مخابره میشود. شعارهای ضدنظام در بازیهای ملی -مثلا بازی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی- بطور مستقیم وارد رسانههای جهانی میشود و ورزشگاه به صحنه مقاومت فرهنگی تبدیل میشود؛ حتی اگر اعتراض دائمی یا سازمانیافته نباشد.
اینها نشان میدهد نگرانی حکومت واقعی و ساختاری است:
برگزاری بازیها بدون تماشاگر در مواقع حساس.
جلوگیری از ورود زنان برای کاهش تنوع جمعیت و هیجان.
حضور نیروهای لباسشخصی و اطلاعاتی در میان جمعیت.
سانسور صدای ورزشگاه در پخش تلویزیونی.
دستگیری یا بازداشت کسانی که شعار میدهند.
کنترل شدید دوربینها و تلفنها.
این موارد نشاندهنده است که حکومت ورزشگاه را «مکان تهدید امنیتی بالقوه» میداند نه صرفاً فضای ورزشی.
ترس حکومت ایران از تجمعات فوتبال یک ترس ساده نیست؛ بلکه ریشه در چند عامل همزمان دارد:
بحران مشروعیت سیاسی و گسترش نارضایتی عمومی
وجود یک فضای عمومی بزرگ که کنترل آن دشوار است
قدرت رسانهای شعارها و انتشار سریع آنها
خاطرات حکومت از اعتراضات گسترده گذشته
ترس از تبدیل هیجان ورزشی به اعتراض سیاسی
امکان تبدیل ورزشگاه به نقطه شروع یک جنبش اجتماعی
به بیان خلاصه، ورزشگاه برای حکومت یک «فضای غیرقابلپیشبینی» است که میتواند در یک لحظه نظم سیاسی را به چالش بکشد.
تجمعات ورزشی در ایران بهویژه در شرایط اقتصادی و سیاسی ناپایدار، صرفا رویدادهای ورزشی نیستند. این تجمعات ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به اعتراضات سیاسی دارند. حکومت ایران بهدلیل ساختار اقتدارگرای خود، بحرانهای مشروعیت، و تجربه اعتراضات گسترده، از هر فضایی که صدای مردم در آن بدون کنترل بیان شود، واهمه دارد. ورزشگاهها دقیقاً چنین فضایی هستند.

