کتایون حلاجان – پریا وطنخواه، هنرمند ایرانی ساکن پاریس است.او هنرمندی چندرسانهای است که با مدیومهایی چون نقاشی، عکاسی، ویدئو، پرفورمنس و چیدمان کار میکند. موضوع اصلی آثار او خشونت سیاسی و فقدان حقوق بشر در ایران، جنسیت و هویت و همچنین تبعید است.

پریا وطنخواه متولد تهران است و دوران نوجوانی خود را در شهر رشت در شمال ایران سپری کرده است. او تحصیلات دبیرستان را در رشته تجربی به اتمام رساند و سپس در رشته الکترونیک وارد دانشگاه شد. چندی بعد به نقاشی تغییر رشته داد و دوره کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه آزاد دانشکده هنر و معماری تهران به پایان رسانده است و سپس در دانشگاه های علمی و کاربردی مشغول به تدریس شد.
پریا وطنخواه در ایران نمایشگاههای متعددی برگزار کرد و آثارش در گالریهایی چون گلستان، دی و گالری نامی در خانه هنرمندان به نمایش گذاشته شد. در سال ۲۰۰۸ برای برگزاری نمایشگاهی راهی پاریس شد و چندی بعد سرنوشت او را برای ادامه تحصیل راهی و مقیم این کشور کرد.
او در پاریس موفق به گرفتن مدرک دکترا در رشته فلسفه علوم و تکنولوژی هنرها از دانشگاه پاریس هشت شد و هم اکنون در همان دانشگاه به تدریس مشغول است.
پریا وطنخواه در سال ۲۰۲۴ به همراه گروه پژوهشی هنر، تبعید و رسانه برنده جایزه معتبر (FMSH) بنیاد خانه علوم انسانی شد. آثار پریا وطنخواه تا به امروز در موزه گراند پاله در پاریس، مرکز هنر مالمو در سوئد و موزه هنر آراد در رومانی به نمایش گذاشته شدهاند.
او در آثارش از بدن به عنوان نمادی شاعرانه برای مقاومت و مبارزه استفاده میکند. بیشتر پرفورمنسهای او نابرابری و جنایات رژیم جمهوری اسلامی را به تصویر میکشد.

پریا وطن خواه در مورد مهاجرت خود به فرانسه می گوید: «من همیشه عاشق ماجراجویی و تجربه های تازه بودم و از نوجوانی نیز به کشور و فرهنگ فرانسه علاقمند شدم. مادرم نقاشی می کرد و به ادبیات هم علاقمند بود در نتیجه کتاب های ویکتور هوگو بالزاک و سایر نویسنده های فرانسوی همیشه در خانه ما بود و من با خواندنآنها خودم را در فرانسه و پاریس تصور می کردم. همچنین جذب دوره هنر مدرن با هنرمندانی مثل پیکاسو، مودیلیانی، براک، تولوس و بوترک… شده بودم و پاریس برام یک جای مقدس هنری بود.»
این هنرمند افزوده «در سال ۲۰۰۸ برای نمایشگاهی از آثارم به پاریس دعوت شدم. اولین بار بود که به این شهر می آمدم و عاشق بافت شهری و محیط اجتماعی آن شدم. دیدن انسانهای آزاد، سرشار از شور و نشاط من را به شوق آورده بود. کافههای شهر عصرها پر بود از مردم که در آزادی لیوانهای شرابشان را به هم میزدند و با هم گفتوگو میکردند. جوانها در کنار رود سن روی زمین نشسته بودند حرف میزدند و می مینوشیدند. از طرفی دیگر این شهر پر از اتفاقات هنری بود. دیدن موزهها و نمایشگاهها برا ی من شگفتانگیز بود.. عاشق این شهر شدم و با خودم تصمیم گرفتم روزی در این شهر زندگی کنم.
پریا وطنخواه ادامه میددهد «پس از بازگشت به تهران برای ادامه تحصیل در فرانسه اقدام کردم و سرانجام از ۹ دانشگاهی که تقاضای ادامه تحصیل کرده بودم پذیرفته شدم. ماههای آخر زندگی من در تهران برابر شد با انتخابات و تقلب در آن و تظاهرات در سال ۱۳۸۸. چند باری در تظاهرات شرکت کردم و در تب و تاب آن روزها جدایی و دور شدن از ایران برام سخت شد. اما سرانجام برای ادامه تحصیل راهی شهر اکس پروونس در جنوب فرانسه شدم. پس از مدتی چون دوست داشتم در مرکز اتفاقات هنری باشم خودم را به دانشگاه پاریس منتقل کردم.»

پریا وطنخواه در پاسخ به اینکه پس از مهاجرت چه تغییری در آثارش اتفاق افتاد میگوید: «با رسیدن به فرانسه کارهای من دگرگون شد. خودسانسوری از من دور شد. هنر اجرا (پرفورمنس ) و عکاسی را شروع کردم و خودم را آزاد گذاشتم. بطور شگفتانگیزی بدن زن در کارهای من پدیدار شد خشونت و سرکوبی که جمهوری اسلامی در حق انسانها و خصوصا زنها روا داشته در کارهای من ناخوادآگاه جاری شد و از قلب و رگ و پوست من بیرون میآمد. آنجا بود که متوجه شدم چقدر فشار و سرکوب را پشت سر گذاشتهایم و چطور این همه، جایی به شکل عصیان بیرون میزند.»
این هنرمند افزوده «من بطور قانونی و بی مشکل پاسپورت یا کارت اقامت در فرانسه زندگی میکردم و میتوانستم آزادانه به ایران رفت و آمد کنم و دلتنگیام را با دیدن خانواده و کشورم برطرف کنم. اما هر چه بیشتر در آزادی زندگی میکردم، این خود سانسوری برای مسافرت کردن به ایران برایم سختتر میشد و دوست داشتم در کارهای هنریام آزادانه هر چه میخواهم بگویم و نقد کنم. در آخرین سفری که با همسر فرانسویام به ایران داشتم، در روز برگشت در فرودگاه به خاطر حجاب، چند مامور اوباش من و خواهرم و چند زن دیگر را در یک سالن نگه داشتند و چنان گستاخانه به ما توهین کردند که خارج از تحمل من بود. از این همه زورگویی و توهین و از شدت عصبانیت میلرزیدم و اشک میریختم تا به پاریس رسیدم و این آخرین بار بود که به ایران سفر کردم. پس از آن خودم و آثارم تبعید را انتخاب کردیم.

پریا وطنخواه در مورد چالشهایی که بعنوان یک هنرمند در فرانسه با آن روبرو میشوید میگوید: «در این کشور دست هیچکس بسوی شما دراز نیست، اما مانع شما هم نمیشوند. در جامعهای مانند فرانسه پیدا کردن جایگاه خودت بعنوان یک هنرمند کار آسانی نیست اما ناممکن هم نیست و شما میتوانید با تلاش و کوشش در آزادی که اینجا وجود دارد خودتان را پیدا کنید. برای من زندگی و کار هنری کردن در اینجا از ایران، زیر آن همه فشار و سانسور و سرکوب راحتتر است. در ایران احساس راکد بودن و درجا زدن داشتم یک اجبار به خودتکراری و خودسانسوری مداوم همراه من بود.
او در ادامه در مورد نگاه و پیام سیاسی در آثارش میگوید: «پایاننامه دکترای من درباره هنر متعهد و هنرمندان زن ایرانی در تبعید است که آثارشان پیام سیاسی دارد. امروز جهان به شکلی است که شما چه بخواهید یا نه سیاست با زندگی روزمره شما پیوند خورده و شما بعنوان یک هنرمند با حساسیتهای که دارید نمیتواند بیتفاوت بمانید. من شخصا هنرمندانی را تحسین میکنم که نسبت به جامعه حساس هستند. بدن زن برای من نمادی از مقاومت است و در آثارم از بدن و تصویر خودم بسیار استفاده میکنم. بیشتر کارهای من سیاسی، در مورد ایران و نشان دادن جنایتهای رژیم جمهوری اسلامی است.»

این هنرمند توضیح میدهد «یکی از کارهای ویدیو آرت من در سال ۲۰۱۳ دو انسان را در حال عشقبازی زیر ملافهای سفید به تصویر میکشد در این میان آرام آرام باران خون به روی این پارچه سفید و این دو نفر ریخته میشود تا جایی که صحنه کاملا با خون پر میشود. این دو نفر برای من فارغ از جنسیتشان نشانگر کسانی است که در حکومتهای دیکتاتوری یا بهتر بگویم توتالیتر که هیچ حقوق فردی، شخصی و اجتماعی وجود ندارد زندگی میکنند. در جایی که روابط انسانها زیر سلطه قدرت، سیاست و مذهب به خون کشیده میشود اتفاقی که در ایران میافتد.»
پریا وطنخواه افزوده «زمانی که در جامعه چیزی تابو هست با رعایت نکردن آن می توانی شکست اش بدهی. هنرمندان در غرب در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی اینکار را کردند،کسانی که تابوهای بدن زنانه را شکستند تا صاحب تن خویش باشند. اما مبارزه هنوز همادامه دارد حتی در غرب، زیرا تاریخ نشان داده که قوانین گاه میتواند توسط حکومتی برداشته شود و به عقب برگردد. هنوز راه طولانی برای رسیدن به آزادی، برابری و حق و حقوق انسانی داریم.»
پریا وطنخواه در سال ۲۰۲۳ بخاطر فعالیتها و آثارش در زمان جنبش مهسا (ژینا) امینی که تلاش کرد جنایات جمهوری اسلامی را نشان دهد و صدای مردم ایران باشد، برنده جایزه لائیسیته در فرانسه شد.
http://www.parya-vatankhah.com/




