مهدی نوذر – در سالهای پایانی شوروی، وقتی اقتصاد فروپاشیده و نارضایتی عمومی شدید شده بود، حکومت برای خریدن زمان سیاستی را اجرا کرد که بعدها «نان و سیرک» نام گرفت؛ یعنی سرگرمسازی، دشمنسازی و واقعیتسازی بهجای حل بحران!
امروز بسیاری از همین نشانهها در جمهوری اسلامی دیده میشود. شوروی از «پیشرفت اقتصادی» حرف میزد اما مردم در صف نان میماندند. امروز هم در ایران از «رشد اقتصادی» و «افزایش تولید» گفته میشود در حالی که گرانی، بیکاری و مهاجرت گسترده جوانان و نخبگان تصویر واقعی را نشان میدهد. همزمان رسانهها با برنامههای سرگرمی، مسابقات، استندآپ و سریالهای سبُک پر میشوند تا مردم کمتر درباره بحرانها فکر کنند؛ همان تاکتیک شوروی!
نوستالژیسازی و تقویت احساس غرور ملی نیز ابزار اصلی هر دو حکومت است. شوروی گذشته قدرتمند خود را برجسته میکرد و در ایران امروز، ملیگرایی و استفاده از نمادهایی مثل کاوه آهنگر و آرش کمانگیر جایگزین «واقعیت امروز» شده است؛ روشی برای پناهبردن به اسطورهها وقتی زندگی روزمره امیدی ایجاد نمیکند و حکومت مشروعیت مردمی خود را از دست داده است.
دشمنسازی دائمی هم دقیقا مشابه است. در شوروی آمریکا مقصر همه مشکلات معرفی میشد و امروز در ایران تحریمها، «شبکههای معاند»، اسرائیل و دشمن خارجی نقش سپر تبلیغاتی را دارند؛ راهی برای نپذیرفتن مسئولیت داخلی.
بزرگنمایی توان نظامی از موشک و پهپاد گرفته تا «پیشرفتهای فضایی» از همان ابزارهاست. شوروی در روزهای آخر همین کار را میکرد تا حس قدرت مصنوعی ایجاد کند. امروز نیز همین رونماییهای مکرر جایگزین بحث درباره رفاه و آزادیهای واقعی مردم شده است در حالی که همان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نشان داد که جمهوری اسلامی حتی در توان نظامی که سالها در مورد آن پروپاگاندا و سرمایه مملکت را در آن هزینه میکرد وقتی به عمل رسید حرفی برای گفتن نداشت.
پنهانکاری آماری هم مشترک است. شوروی آمار ساختگی میداد و امروز در ایران هم بسیاری از آمارهای اقتصادی یا منتشر نمیشوند یا با ابهام ارائه میشوند، تا عمق بحران پنهان بماند. در کنار آن، سادهسازی بحرانها با طنز رسمی و شوخیهای تلویزیونی و نیز انتقادهای کنترل شده توسط هنرمندان خود فروخته همان مُسکنی است که شوروی برای بیحس کردن جامعه استفاده میکرد.
یکی از نشانههای مهم «سیرک» در جمهوری اسلامی، دادن آزادیهای اجتماعی کوچک و کنترلشده است؛ مثل ماراتون کیش، یا عقبنشینیهای مقطعی درباره حجاب. اینها نه تغییر سیاست کلان بلکه ابزار تخلیه فشار اجتماعیاند؛ همان امتیازهای کوچک شوروی در سالهای آخر.
مجموعه این رفتارها نشان میدهد هرگاه حکومتها از حل بحران عاجز شوند، به سرگرمی، اسطورهسازی، دشمنسازی، آمارسازی و آزادیهای کنترلشده پناه میبرند. اما تجربه شوروی روشن است: سیرک شاید مدتی مردم را مشغول کند، اما وقتی نان کم شود، واقعیت دیگر قابل پنهان کردن نیست!

