تفکر آخرالزمانی؛ استراتژی بلندمدت تروریسم اسلامگرا

-فرد صابری تحلیلگر سیاسی در این مقاله بررسی کرده است که در سال‌های اخیر، جهان شاهد الگویی نگران‌کننده از حملات تروریستی بوده که جشن‌ و کارناوال‌های مردم را در کشورهای غربی نشانه گرفته است. از بازارچه‌های کریسمس در آلمان، فرانسه و اسپانیا گرفته تا جشنواره‌های یهودی مانند روش‌هشانا، حانوکا و حتی رویدادهای موسیقی مانند کنسرت «آریانا گرانده» در منچستر تا حملات هفتم اکتبر به جشنواره نوا در اسرائیل.
-به اعتقاد نویسنده، عملیات تروریستی گروه‌های اسلامگرا و نیابتی با روش‌های مشابهی به همایش‌ها و تجمعات شادی‌آفرین است تا آنها را به مکان‌های وحشت‌ و مرگ تبدیل کند.
- ستون اول این استراتژی «روانشناسی غم» است، تلاشی عمدی برای مخالفت با شادی اجتماعی. سیستم‌های اقتدارگرا بر کنترل اجتماعی استوار می‌شوند و جمعیت شاد و خوش‌بین سخت‌تر سرکوب می‌شود. شادی و خلاقیت، مخالفت و همبستگی جمعی را پرورش می‌دهند.
-ستون دوم شامل ایجاد ترس و تشدید تفرقه است و فضای باز دموکراتیک را علیه خود آن برمی‌گرداند. این از طریق تاکتیک‌هایی مانند برچسب‌زنی، اتهام، تخریب فرهنگ و اعتراض‌های سازمان‌یافته ظاهر می‌شود. ترس بیان آزاد عقیده را سرکوب می‌کند: افراد از وحشت به خودسانسوری روی می آروند، در حالیکه تفرقه‌ها سیاست را قطبی و حکومت را فلج می‌کنند.

سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵


فرد صابری- در سال‌های اخیر، جهان شاهد الگویی نگران‌کننده از حملات تروریستی بوده که جشن‌ و کارناوال‌های مردم را در کشورهای غربی نشانه گرفته است. از بازارچه‌های کریسمس در آلمان، فرانسه و اسپانیا گرفته تا جشنواره‌های یهودی مانند روش‌هشانا، حانوکا و حتی رویدادهای موسیقی مانند کنسرت «آریانا گرانده» در منچستر تا حملات هفتم اکتبر به جشنواره نوا در اسرائیل، همگی با روش‌های مشابهی توسط تروریست‌های اسلامگرا، این گردهمایی‌های شادی‌آفرین را به مکان‌های وحشت‌ و مرگ تبدیل کردند.

تصویر با استفاده از هوش‌مصنوعی تدوین شده است

این حوادث، اقدامات افراطی جداگانه‌ای نیستند، بلکه بخشی از یک استراتژی گسترده و بلندمدتی هستند که توسط یک محور ضد دموکراسی، عمدتاً هدایت‌شده توسط رژیم‌های اقتدارگرا در شرق سازماندهی شده است.
همان‌طور که دموکراسی‌های غربی تلاش کرده‌اند چارچوب ایدئولوژیک لیبرالیسم و حکومت دموکراتیک خود را به سمت شرق صادر کنند و به عدم آزادی‌ها در کشورهای اقتدارگرا انتقاد کنند، قدرت‌های شرقی نیز با تضعیف دموکراسی از داخل، در حال مقابله با غرب هستند.

هدف آنها این است که جوامع دموکراتیک را آشفته، دچار تفرقه و ناکارآمد نشان دهند و در نهایت منجر به فروپاشی آنها شوند. این استراتژی بر دو ستون ایدئولوژیک استوار است: «روانشناسی غم» و «هراس و تفرقه افکنی در جامعه». تروریست‌ها با ایجاد هراس، اندوه مداوم و نفاق این بازیگران قصد دارند بافت اجتماعی غرب را فرسوده کنند و آن را در برابر فروپاشی داخلی یا سلطه‌ی خارجی آسیب‌پذیر و به اشغال درآورند.
درک انگیزه‌های پشت این حملات و مکانیسم‌های این استراتژی ضد دموکراسی حیاتی است، زیرا عدم مقابله با آن می‌تواند منجر به ناآرامی‌های مدنی، تضعیف ساختار دولتها و یا حتی جنگ جهانی سوم شود.

الگوی حملات به جشن‌ها

همانطور که در سال ۱۳۵۷ در ایران، روحانیت اسلامکرای شیعه جشن‌های نوروز باستانی و اجرای موسیقی حمله کرد و فتوای حرام بودن آن را صادر کردند، چنین حملاتی به جشن‌ها در غرب نیز ترویج شده است.
در دهه گذشته، حملات تروریستی به طور فزاینده‌ای نمادهای شادی و وحدت جمعی در جوامع غربی را هدف قرار داده‌اند. در دسامبر ۲۰۱۶، یک کامیون به بازار کریسمس در برلین آلمان برخورد کرد و ۱۲ نفر را کشت و ده‌ها نفر را مجروح کرد. در رویدادی مشابه در استراسبورگ فرانسه در سال ۲۰۱۸، یک تیرانداز به بازار کریسمس حمله کرد که منجر به کشته شدن چند تن شد و یا دسامبر سال ۲۰۲۴ در شهر ماگدلبرگ آلمان مجدد حمله مشابه انجام شد. ده‌ها مورد از این حملات پیش از وقوع خنثی شده‌اند.

این‌ها رویدادهای تروریستی تصادفی نبودند و نیستند؛ آنها قلب جشن‌ها را هدف گرفتند، جایی که خانواده‌ها و جوامع برای شادی گرد هم می‌آیند. جشنواره‌های یهودی نیز هدف قرار گرفته‌اند: در ۲۷ اکتبر سال ۲۰۱۸، به یک کنیسه در پیتسبورگ طی مراسم شابات حمله شد که منجر به کشته شدن ۱۱ نفر و زخمی شدن ۷ تن دیگر انجامید؛ حمله با چاقو در مونسی نیویورک در سال ۲۰۱۹؛ حمله به کنیسه منچستر در سال ۲۰۲۵ یا آخرینشان حمله به جشن‌های حانوکا در دسامبر ۲۰۲۵ در ساحل بوندی، استرالیا.

حتی رویدادهای غیرمذهبی نیز در امان نمانده‌اند. بمب‌گذاری در آرنای منچستر در سال ۲۰۱۷ طی کنسرت آریانا گرانده ۲۲ نفر را کشت، یا جشنواره موسیقی نوا در سال ۲۰۲۳ در اسرائیل که عمدتاً طرفداران جوان داشت، یک شب موسیقی و هیجان را به تراژدی تبدیل کرد. این حملات یک اشتراک دارند: آنها لحظات شادی جمعی را مختل می‌کنند و بذر ترس و غم را می‌کارند.

اما چرا شادی را هدف قرار می‌دهند؟ زیرا در جوامع دموکراتیک، جشن‌های مشترک پیوندهای اجتماعی، هویت فرهنگی و تاب‌آوری را تقویت می‌کنند. عناصری که رژیم‌های اقتدارگرا آنها را تهدیدی برای مدل‌های کنترل‌محور خود می‌بینند.
مقابله ژئوپلیتیکی: تضعیف دموکراسی غربی
ترویج دموکراسی توسط غرب از طریق نهادهایی مانند اتحادیه اروپا و ناتو، که در نهایت به حفظ قانون منجر می‌شود و حرکاتی مانند انتقاد از نقض حقوق بشر در چین، ایران و روسیه، مدت‌هاست که اقتدارگراهای شرقی را خشمگین کرده است. این رژیم‌ها گسترش دموکراتیک را تهدیدی وجودی می‌بینند که به حوزه نفوذ آنها آسیب می زنند. در پاسخ، آنها استراتژی متقابل به کار می‌گیرند: نه حمله مستقیم، بلکه خرابکاری نرم برای ناکارآمد نشان دادن دموکراسی.

روسیه، چین،کوبا، ایران و ونزوئلا به ویژه، این محور را رهبری می‌کنند و ثبات داخلی غرب را مورد تهدید قرار می‌دهند با تأمین مالی یا الهام‌بخشی به بازیگران نیابتی از گروه‌های تروریستی تا ترول‌های آنلاین، آنها قصد دارند افول غرب را تسریع کنند.

این صرفاً یک توهم توطئه نیست؛ گزارش‌های اطلاعاتی محرمانه و تحقیقات، مانند گزارش «مولر» در مورد دخالت روسیه در انتخابات، تلاش‌های سیستماتیک برای بهره‌برداری از تفرقه را برجسته می‌کنند. هدف نهایی در این پروژه این است که نشان دهد دموکراسی به هرج و مرج منجر می‌شود و مدل‌های اقتدارگرای خود را در سطح جهانی توجیه ‌کنند.

ستون ایدئولوژیک اول: روانشناسی غم

ستون اول این استراتژی «روانشناسی غم» است، تلاشی عمدی برای مخالفت با شادی اجتماعی. سیستم‌های اقتدارگرا بر کنترل اجتماعی استوار می‌شوند و جمعیت شاد و خوش‌بین سخت‌تر سرکوب می‌شود. شادی و خلاقیت، مخالفت و همبستگی جمعی را پرورش می‌دهند. عناصری مغایر با رژیم‌هایی که بر بی‌تفاوتی و ترس تکیه دارند. با هدف قرار دادن جشن‌ها، مهاجمان غم گسترده‌ای ایجاد می‌کنند که ماندگار است و روحیه عمومی را فرسوده می‌کند.

از نظر روانشناختی، غم چرخه‌ای از انزوا ایجاد می‌کند: مردم از گردهمایی‌های عمومی اجتناب می‌کنند، منجر به انزوا و کاهش اعتماد به نهادها می‌شود. پس از حمله به بازار کریسمس برلین، حضور در رویدادهای مشابه کاهش یافت و اقدامات امنیتی افزایش‌ یافته، مانند ایجاد موانع در مراکز شهر، جو جشن را به مناطق امنیتی تبدیل کرد. این وضعیت دائمی اندوه، جوامع را آسیب پذیر می‌کند، زیرا جوامع سوگوار کمتر احتمال دارد علیه تهدیدهای خارجی یا بی‌عدالتی‌های داخلی بسیج شوند.

قدرت‌های شرقی این را از طریق پروپاگاندا تقویت می‌کنند. رسانه‌های دولتی روسیه و جمهوری اسلامی اغلب جوامع غربی را فاسد و محکوم به فنا نشان می‌دهند و تراژدی‌ها و حملات تروریستی را به گونهای مختلف تبلیغ می‌کنند، تا مثلا شکست دموکراسی را برجسته کنند تا خود را توجیه کنند . رسانه‌های چینی، کوبایی، و جمهوری اسلامی به طور مشابه «آشفتگی» و بحران‌های غربی را برجسته می‌کنند و آن را با «نظم هماهنگ» خود که ناشی از اقتدارگراییشان است مقایسه می‌کنند. نتیجه؟ تلقین نرم که شادی در دموکراسی‌ها گذرا است و ثبات اقتدارگرا ترجیح‌ پذیر به نظر می‌رسد. در نتیجه اگر در چین سرکوبتان می‌کنیم اعتراض نکنید چراکه راه دیگر این «بلبشوی» غربی است.

ستون ایدئولوژیک دوم: هراس افکنی و تفرقه جامعه

ستون دوم شامل ایجاد ترس و تشدید تفرقه است و فضای باز دموکراتیک را علیه خود آن برمی‌گرداند. این از طریق تاکتیک‌هایی مانند برچسب‌زنی، اتهام، تخریب فرهنگ و اعتراض‌های سازمان‌یافته ظاهر می‌شود. ترس بیان آزاد عقیده را سرکوب می‌کند: افراد از وحشت به خودسانسوری روی می آروند، در حالیکه تفرقه‌ها سیاست را قطبی و حکومت را فلج می‌کنند.
مکانیسم کلیدی، نفوذ به نهادهای تصمیم گیری غربی است. عوامل قدرت‌های شرقی در رسانه‌های جریان اصلی، نهادهای تصمیم‌گیری و شبکه‌های اجتماعی نفوذ می‌کنند.

برای مثال، مورد آنا مونتس، تحلیلگر ارشد سابق آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده که ۱۷ سال برای کوبا جاسوسی کرد! او حتی به مقامات عالی در مورد امور کوبا مشاوره می‌داد و در نهایت به دلیل جاسوسی زندانی شد. مثال‌های ملموس‌تر، اتهامات به عوامل روسیه برای تأمین مالی همزمان گروه‌های راست افراطی و چپ افراطی در اروپاست، مانند افشاگری‌های ۲۰۱۹ در مورد روابط کرملین با حزب لگا در ایتالیا.

تیم‌های مدراتور (پایش محتوی) رسانه‌های اجتماعی میدان نبرد دیگری هستند. گزارش‌ها مبنی بر نفوذ عوامل دولت‌های شرقی چون جمهوری اسلامی، چین و روسیه در پلتفرم‌هایی مانند ایکس (توییتر) و فیسبوک باعث از کار انداختن و تعلیق اکانت‌هایی شده که علیه رژیم‌های این محور صحبت می‌کنند و محتوای تفرقه آمیز تولید می‌کنند.
ارتش‌های سایبری یا مزارع ترول در سن پترزبورگ، ووهان و تهران، شبکه‌ها را با اطلاعات غلط پر می‌کنند و ترس‌ها را در مسائلی، از تغییرات آب و هوا و محیط زیست گرفته تا استقلال اسکاتلند برمی‌انگیزند!

حتی گفتمان تغییرات آب و هوایی تبدیل به یک سلاح شده است. آنچه به عنوان بحث علمی آغاز شد، به افتضاحی سیاسی تبدیل شده، با روایت‌های حمایت‌شده توسط شرق که غرب را به ریاکاری متهم می‌کنند یا سناریوهای آخرالزمانی را اغراق می‌کنند تا ناامیدی ایجاد کنند. این تلاش‌ها تأثیر چندلایه ایجاد می‌کنند: رسانه‌های سنتی شک ایجاد می‌کنند، رسانه‌های اجتماعی آن را تقویت می‌کنند و تفرقه را دامن میزنند، و اعتراض‌های خیابانی آن را عینی می‌کنند.

اعتراض‌های طرفداران حماس در بریتانیا، ایالات متحده و اکثر کشورهای اروپایی پس از حملات اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل را در نظر بگیرید. در حالیکه برخی شرکت‌کنندگان واقعاً برای حقوق فلسطینیان تلاش میکنند اما مقیاس و شدت نشان می‌دهد که این تظاهراتها سازمانیافته هستند. این اعتراض‌ها که اغلب با شعارهای تفرقه افکنانه و یهودستیزانه همراه و در نهایت به درگیری با پلیس و اختلال در زندگی روزانه تبدیل می‌شوند، نه برای حل اختلافات بلکه برای شعله‌ور کردن آنها هستند. بسیاری از فعالان با تأمین مالی از منابع جمهوری اسلامی و قطری مرتبط هستند، نیابتی‌های محور ضد دموکراسی، با بات‌های روسی و آفریقای جنوبی که این شبه گفتمان را در شبکه‌های اجتماعی تقویت می‌کنند.

در لندن و اکثر پایتخت‌های کشورهای اروپایی، راهپیمایی‌ها منجر به مسدود شدن خیابان‌ها شد و باعث دستگیری‌ها و تنش‌های تفرقه انگیز بین جوامع گردید. در ایالات متحده، اعتراض‌های دانشگاهی آموزش عالی را مختل کردند و جو ارعاب ایجاد نمودند. این‌ها طراحی شده‌اند تا جامعه را آزار دهند، گروه‌ها را علیه یکدیگر قرار دهند و دموکراسی‌ها را ناتوان از حفظ نظم نشان دهند.

این قطبی‌سازی فراتر از تقسیم‌های سنتی چپ-راست است. استراتژی‌های شرقی چپ افراطی (کمونیست ‌محور) و راست افراطی (فاشیزم) را تقویت می‌کنند واختلافات کاذب ایجاد می‌کنند. برای مثال، حمایت روسیه از گروه‌های آنتیفا و شبه‌نظامیان افراطی راست در غرب قصد تشدید تعارضات را دارد، همان‌طور که گزارش‌های اف بی آی در مورد مداخله خارجی در اعتراض‌های ۲۰۲۰ نشان داد.

نقش رهبری چین مرموز و روسیه بسته

این عملیات‌ها اتفاقی نیستند؛ آنها به کارگردانی چین و روسیه و عاملیت جمهوری اسلامی اجرا می‌شوند که تفرقه غرب را کلید سلطه جهانی خود می‌بینند. دکترین «اقدامات فعال» روسیه، که به زمان کا.گ.ب برمی‌گردد، شامل دادن اطلاعات غلط است. کار «جبهه متحد» چین نفوذ را از طریق جوامع دیاسپورا و اهرم اقتصادی گسترش می‌دهد. با هم، آنها وحدت غربی را فرسوده می‌کنند و اتحادهایی مانند ناتو را شکننده می‌سازند.

ریسک‌ها بالا است: بدون کنترل، این می‌تواند منجر به عقب‌گرد دموکراتیک شود، همان‌طور که در بازی‌های سیاسی برخی کشورهای اروپای مرکزی با اقتدارگرایی دیده می‌شود. بدتر از آن، آسیب‌پذیری در جنگ‌های نیابتی مانند اوکراین را افزایش می‌دهد، جایی که نفاق داخلی غرب کمک‌های نظامی را به تأخیر و نهایتاً از آن جلوگیری می‌کند.
پیوند زدن نیروهای میانه رو و وحدت ملی راهکار را باید در برقراری پیوند میان احزاب و نیروهای میانه‌رو چه در چپ و چه در راست جست. باید تهدیدهای مشترک مانند اطلاعات غلط را مورد بررسی قرار دهیم و آن را بین گروههای سیاسی مطرح کنیم.

آموزش سواد رسانه‌ای، مقررات سختگیرانه‌تر بر نفوذ خارجی در رسانه‌های اجتماعی و اشتراک‌گذاری قوی اطلاعات بین دستگاه‌های امنیتی کشورها ضروری است. از باب فرهنگی، بازپس‌گیری شادی از طریق جشن‌ها با تامین امنیت‌شان می‌تواند روانشناسی غم را به چالش بکشد و همزمان از مراسم عمدتاً اندوهناک کشورهای خاورمیانه در غرب و تجمعات مذهبی تحت عنوان آزادی‌های دینی در خیابان‌ها ممانعت شود.

عدم اقدام اما، ریسک تشدید شرایط را در پی دارد: تفرقه‌های داخلی می‌تواند جنگ‌های مدنی را شعله‌ور کند یا دفاع‌ را در برابر تجاوز شرقی ضعیف کند و بالقوه جنگ جهانی سوم را شعله‌ور سازد. با اولویت دادن به همکاری اقشار سیاسی میانه، دموکراسی‌ها می‌توانند قدرت خود را تحکیم کنند و سد دفاعی را در برابر محور ضد دموکراسی تقویت نمایند.

سخن آخر

حملات به جشن‌های غربی علائم استراتژی عمیق‌تری برای تخریب دموکراسی، کنترل و اشغال از طریق وحشت‌آفرینی غم و تفرقه هستند. این محور هدایت‌شده توسط روسیه، چین و جمهوری اسلامی، از فضای دموکراسی برای کاشتن بذر آشفتگی بهره می‌برد و تلاش می‌کند که هوشیاری دائمی برای حفظ آزادی را از بین ببرد. با متحد کردن میانه‌ها و تقویت نهادها، غرب می‌تواند ارزش‌های خود را حفظ کند و فاجعه را دفع نماید. اجتناب از این کار باعث وگرانی جهان می‌شود که به سمت بی‌قانونی رفته و نادیده گرفتن آن بسیار ویران‌کننده است.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۴ / معدل امتیاز: ۳٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=392617