محمدعلی غیبی – خیزش ۱۴۰۴ ملت ایران وارد روزهای سرنوشتسازی شده و هیچ نیروی سرکوبی قادر به مهار نیروی ارادهی ملت ایران نیست. شهرهای متعددی در سراسر ایران وارد مبارزه علیه رژیم جنایتکار اسلامی شدهاند و چشمان مردم دنیا را به خود خیره کردهاند.
در ماههای گذشته بارها در مطالب پیشینم تأکید کردهبودم که ملت ایران باید در خیابانها حضور یافته و آن را به تسخیر خود درآورند. چراکه رژیم دیگر توان سرکوب ندارد. برای این موضوع پژوهشهایی کردم تا نشان دهم خیزشی دیگر به فروپاشی رژیم منتهی خواهد شد. البته نه به این معنا که تمام نیروهای سرکوب علاقهای به این کار نداشته باشند. بلکه توانایی سرکوب را دیگر ندارند.
بیشتر نیروهای سرکوب بر اثر تهدیدات چندماه اخیر اسرائیل و همچنین بر اثر فشارهای اقتصادی و ناتوانی از تأمین ضروریات زندگی، دچار ریزش شدهبودند. من شواهدی از این اتفاقات را در اختیار داشتم و بر مبنای این شواهد ادعای خود را در مقالاتم مطرح میکردم. از سویی میدانستیم که شاهزاده رضا پهلوی نیز با بخشی از نیروهای نظامی در تماس است تا دلهای آنها را با ملت ایران همسو نماید. هماکنون، تمام این شواهد، در خیزش ملی ایرانیان روشن شدهاست. نیروهای سرکوب آنچنان کمتعداد اند که در بسیاری از خیابانها در مقابل سیل خروشان ملت ایران پابه فرار میگذارند.
ویدئویی در روز سوم خیزش، از خیابان ولیعصر تهران منتشر شد و نشان میداد که چگونه مردم معترض بر روی نیروهای ویژهی سپاه سرازیر شدند و آن نیروهای سرکوب چگونه از دیدن سیل مردم معترض پابه فرار گذاشتند. جالبتر آن که حتی اتوبوس خطی آبیرنگی که از چهارراه میگذشت دربهای خود را به روی آنها باز نکرد تا نیروها سوار آن شوند. اما این ویدئو تنها یکی از میان ویدئوهای پرتعدادی است که فرار نیروهای سرکوب را نشان میدهد. در حالی که در خیزشهای پیشین، مردم معترض از ضربات ناجوانمردانهی نیروهای سرکوب عقبنشینی میکردند، اکنون شاهد آن هستیم که سرکوبگران اند که چارهای جز فرار نمییابند.
ویدئوی دیگری در روز چهارم از جزیرهی قشم منتشر شد که نیروهای سرکوب یگانویژه سوار بر آمبولانس در حال فرار بودند اما از بخت رویبرگرداندهشان، درب پشت آمبولانس باز مانده بود و سرعت بالای آمبولانس در حال فرار سبب شد یکی از نیروهای یگان ویژه از پشت ماشین بر زمین بیفتد. یارانش حتی برای نجات وی آمبولانس را نگه نداشتند و بلافاصله جوانان قشمی سراغش آمدند.
آنچه سبب این ناتوانی نیروهای سرکوب شده، رافت و ظرافت رفتار و تساهل و تسامح نیست. نیروهای سرکوب خوب میدانند که بسیاری از همکارانشان از بدنهی نیروهای نظامی ریزش کردهاند و لذا این نیروهای باقیمانده هماکنون دستتنها هستند و هراسان اند دست مردم به آنها برسد. از سویی تهدید نیروهای مردمی به شناسایی آنها و محاکمهی آنها پس از پیروزی انقلاب ملی ایرانیان، سبب شده ترس و احتیاط بیشتری از رفتار خود و عواقب آن داشته باشند. از سویی تعدد خیابانها و شهرهای شاهد اعتراضات سبب پراکندگی همین نیروهای سرکوب و در نتیجه کم شدن تعداد آنها در هر نقطهای شدهاست.
هماکنون اگر مردم ایران همت بیشتری از خود نشان دهند و صفوف اعتراضات را از این هم پرشورتر و افزونتر کنند این نیروهای سرکوب حتی توان شلیک به نوجوان پاک و رشیدی همچون مهدی سماواتی را هم نخواهند داشت. بدینگونه قیام مردم ایران برای این ملت کمهزینهتر و کمقربانیتر خواهد شد.
از سوی دیگر رژیم حتی نمیتواند از شدت استیصال دستور به سرکوب شدید و تیراندازی و رگبار به سوی مردم را بدهد. آنها بهخوبی تاریخ رژیمهای دیکتاتوری و توتالیتر را میدانند و نوع سقوطشان را همواره مطالعه کردهاند. زمانی در وبسایت فرارو، مقالهای بنام «چگونه جمهوری دوم فرانسه به امپراطوری دوم فرانسه تبدیل شد؟» اشاره کردم که اصرار گیزو بر برقراری نظم و امنیت و سرکوب مخالفان، پس از به رگبار بستن مردم و زخمی شدن ۵۲ نفر، نهایتاً خروج سربازان گارد ملی از اطاعت افسران را درپی داشت. پس از تمرد سربازان، چاره ای جز عقب نشینی نبود. در ۲۳ فوریه ۱۸۴۸ گیزو برکنار شد و فیلیپ پس از تلاشی بیهوده برای کنارآمدن یا سرکوب معترضان، در ۲۴ فوریه خود نیز مجبور به کنارهگیری از سلطنت و فرار به بریتانیا گردید. به سبب آنکه گارد ملی در کنار مردم قرار گرفته بود.
رژیم هماکنون آنچنان در هراس است که روزها را یکی بعد از دیگری تعطیل میکند. مردم را به جایگاه تماشاگران استادیومها راه نمیدهد. رئیس حراست دانشگاهها را برکنار میکند. مقامات سپاه و ستاد مشترک نیروهای مسلح را جابجا میکند. مقامات دولت از رئیس بانک مرکزی گرفته تا معاون اول و معاون سیاسی رئیس جمهور استعفا میدهند. اما باز هم دیگر نمیتوانند سرکوب کنند. بهعنوان یک دانشجوی دکتری تاریخ میگویم که تاریخ شهادت میدهد هیچ نیرویی که افرادش در حال فرار باشند پیروز هیچ میدانی نبودهاست.
البته برای چنین شهادتی هم نیازی به تاریخپژوهی نیست. سقوط کابل و سقوط بشار اسد در سوریه در همین چند سال گذشته نشان داد که نیروهای در حال گریز یک رژیم در حال سقوط، فروپاشی آن رژیم را تسریع میکنند. چنانکه دیدیم چگونه کابل و دمشق در روزهای پایانی بسیار سریعتر از هرات در افغانستان و حلب و حمص در سوریه سقوط کردند.
خیزش ملی ایرانیان خوشبختانه به صورت لشکرکشی نیروهای شبهنظامی نیست و یک انقلاب شهری است اما از روند اعتراضات مشخص میشود که وقایع مربوط به سقوط دولت و سقوط رژیم رفتهرفته روی دور تند میافتد و این دور هر روز نسبت به روز گذشته تندتر میشود. از استعفای رئیس بانک مرکزی در روز دوم، تا استعفای معاون سیاسی پزشکیان در روز سوم و تا استعفای محمد مهاجری و محمدرضا عارف، معاون اول پزشکیان در روز چهارم. و احتمالاً سقوط دولت و نهادهای سرکوب و قدرت رژیم همچون صداوسیما و شورای نگهبان و یگان ویژه و … و فرار مقامات رژیم از ایران در روزهای بعدی.
هماکنون وظیفهی ما میماند که بیشتر از گذشته ایجاد همبستگی کنیم. رژیم مستاصل اکنون سعی بیشتری دارد با ایجاد پروپاگاندا و سخنان سمی، مردم را دچار تفرقه کند. شگرد جدید نیروهای سایبری رژیم این است که در میان صفوف مردم وارد شود و این عبارات مسموم را جا بیندازد که «فلان شهر چرا برنمیخیزد؛ چرا غیرت ندارند» و سپس این جملات را به ایجاد تفرقه و کینه و دشمنی و سپس شکست خیزش بکشاند.
ما اکنون نباید اجازه دهیم رژیم به چنین اهداف کثیفی دست یابد. بازار برخی شهرها همچون تبریز از سالها پیش دچار تعویض هدفدار بازاریان شده و تلاش خائنانهای از سوی اطلاعات و نهادهای امنیتی شده که بازار تاریخی تبریز به تسخیر نیروهای اطلاعات و در واقع بازارینماهای جاسوس درآید. این چیزی است که ما آنرا با تجربههای دردناک در مراودات خود با این نیروهای مخفی اطلاعات لمس کردهایم. بااین وجود مردم میهنپرست تبریز این وضعیت را برنتابیدند و چهارشنبه، در روز چهارم خیزش نیز شاهد حضور مردم تبریز در بازار و چهارراه شهناز بودیم. هماکنون وظیفهی اول ما این است که همبستگی را بیشتر کنیم و در میان مردم معترض این حس واقعی را ایجاد کنیم که تنها نیستند و تا نجات ایران و رهایی ایرانیان فاصلهای نماندهاست.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

