پنجره‌ تاریخی آزادی؛ چرا اکنون لحظه تعیین‌کننده‌ ایران است

- دانیال ایلخانی‌پور، نماینده‌ ایالتی پارلمان هامبورگ در آلمان، که در سال‌های اخیر به‌طور مستمر از مواضع شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده است، در واکنش به تحولات اخیر ایران و گستره‌ بی‌سابقه‌ و صریح اعتراضات مردمی، به چند نکته‌ کلیدی اشاره کرده است.
- بازیگران سیاسیِ پراکنده و گرفتار اختلاف، باید از خود بپرسند: آیا اکنون زمان آن نرسیده است که از فراخوان کنونی (شاهزاده) پیروی کنند؟ یا قرار است این فرصت نیز از دست ‌برود!
- در حالی که بسیاری با شجاعت به خیابان‌ها آمده‌اند، بخش دیگری از جامعه هنوز در حالت انتظار و تعلیق به سر می‌برد ؛ با این امید که شاید نیرویی خارجی یا شخصی دیگر کار را به‌جای آنان تمام کند. این اتفاق نخواهد افتاد. ما فقط خودمان را داریم.
- غرب آزادی را روی سینی نقره‌ای به ما تقدیم نخواهد کرد. اما زمانی از جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران حمایت خواهد کرد که ببیند ما در حال پیروزی هستیم. این ممکن است غیراخلاقی به نظر برسد، اما واقعیت سیاست بین‌الملل چنین است. و ما بهترین شانس را داریم اما باید از آن استفاده کنیم. صرفاً مخالف رژیم بودن کافی نیست؛ باید عمل کنیم.

پنج شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ ژانویه ۲۰۲۶


دانیال ایلخانی‌پور، نماینده‌ ایالتی پارلمان هامبورگ در آلمان، که در سال‌های اخیر به‌طور مستمر از مواضع شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده است، در واکنش به تحولات اخیر ایران و گستره‌ بی‌سابقه‌ و صریح اعتراضات مردمی، به چند نکته‌ کلیدی اشاره کرده است.

او می‌گوید: «من با امید و اطمینان به رویدادهای جاری نگاه می‌کنم، اما در عین حال باید با واقعیت‌ها نیز روبه‌رو شد.»

۱- عامل زمان

یکی از عواملی که بیش از حد دست‌کم گرفته می‌شود، عامل زمان است.

علاوه بر این دلیل آشکار که هر روز تأخیر، رنجی غیرقابل‌تصور به مردم ایران تحمیل می‌کند و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی‌ای به بار می‌آورد که به‌سختی قابل جبران هستند، بُعد مهم‌تری نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: «تحولات ژئوپلیتیک.»

برای همه ایرانیان روشن است که سیاست داخلی معمولاً هرگز بدون در نظر گرفتن ابعاد سیاست خارجی قابل ارزیابی نیست.

امروز یک پنجره زمانی منحصربه‌فرد گشوده شده است؛ پنجره‌ای که اگر از آن استفاده نشود، دوباره بسته خواهد شد.

برخلاف چند سال پیش که امکان یک گذار دموکراتیک به‌مراتب دشوارتر بود، اکنون نوعی «باد موافق» وزیدن گرفته است. شاید برای نخستین‌بار در دهه‌های اخیر، منافع کشورهای غربی تا حدی با منافع ایرانیان آزادی‌خواه منطبق شده‌است.

همان‌طور که چند سال پیش یک انقلاب دموکراتیک به‌مراتب دشوارتر بود، امروز شرایط متفاوت است و نوعی «باد موافق» وجود دارد؛ چراکه شاید برای نخستین بار منافع غرب و منافع ایرانیان آزادی‌خواه تا حدی بر هم منطبق شده باشد. . این هم‌زمانی، نتیجه‌ دگرگونی‌های عمیق در نظم جهانی است که بسیاری از ساختارهای پیشین را دگرگون کرده است.

در یک یا دو سال آینده یا حتی بسیار زودتر این منافع مشترک از هم جدا خواهند شد و این پنجره زمانی بسته می‌شود. جهان دیگر به ایران توجه نخواهد کرد و این موضوع می‌تواند موفقیت یک جنبش آزادی‌خواهانه را بسیار دشوار و یا حتی ناممکن سازد.

نباید اجازه دهیم این فرصت تاریخی از دست برود.

به همین دلیل نیز بازیگران سیاسیِ پراکنده و گرفتار اختلاف، باید از خود بپرسند: آیا اکنون زمان آن نرسیده است که از فراخوان کنونی (شاهزاده) پیروی کنند؟ یا قرار است این فرصت نیز از دست ‌برود!

۲- انتظار و ذهنیت

در حالی که بسیاری با شجاعت به خیابان‌ها آمده‌اند، بخش دیگری از جامعه هنوز در حالت انتظار و تعلیق به سر می‌برد ؛ با این امید که شاید نیرویی خارجی یا شخصی دیگر کار را به‌جای آنان تمام کند. این اتفاق نخواهد افتاد. ما فقط خودمان را داریم.

«حق دادنی نیست، حق گرفتنی است.»

غرب آزادی را روی سینی نقره‌ای به ما تقدیم نخواهد کرد. اما زمانی از جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران حمایت خواهد کرد که ببیند ما در حال پیروزی هستیم. این ممکن است غیراخلاقی به نظر برسد، اما واقعیت سیاست بین‌الملل چنین است. و ما بهترین شانس را داریم اما باید از آن استفاده کنیم. صرفاً مخالف رژیم بودن کافی نیست؛ باید عمل کنیم.

هیچ‌کس قرار نیست به‌جای ما پیش‌قدم شود. انتظار کشیدن فقط به فرسایش نیروها می‌انجامد.

این یعنی هر فرد باید آنچه در توانش هست، انجام دهد. این توان در افراد متفاوت است، اما همه باید مشارکت کنند. منتظر ماندن و تنها امیدواربودن کارساز نخواهد بود. ما باید عمل کنیم، اکنون لحظه‌ عمل است.

۳- خودمحدودسازی

یکی از فضیلت‌های بزرگ ایرانیان، انعطاف‌پذیری و توان بالای سازگار ی است. به همین دلیل توانسته‌ایم در شرایط متغیر، راه‌حل‌هایی پیدا کنیم.

اما در این مورد، این فضیلت، علیه ما عمل کرده است. بدتر شدن تدریجی شرایط و امیدهای کاذبی که رژیم منتشر می‌کند، باعث شده مردم ایران به شکلی خطرناک خود را با وضعیت وفق دهند.

استانداردهای زندگی و مطالبات مشروع مردم پیوسته پایین آورده شده‌اند، تا جایی که امروز مسئله برای بسیاری فقط «زنده ماندن» است.

افراد در گذشته، انتظار داشتند با کار بتوانند آینده‌ای برای خود بسازند –مثلا خانه‌ای بخرند- اما اکنون به بقای حداقلی رضایت داده‌اند. این وضعیت نادرست است،؛ به‌ویژه در کشوری با منابع ایران، اصلاً ضرورتی ندارد.

نسل‌ها کاملاً از امکان رشد اقتصادی و تحقق رؤیاهای زندگی محروم می‌شوند.

بنابراین، ما فقط با یک رژیم اقتدارگرا و محدودکننده آزادی روبه‌رو نیستیم، بلکه رژیمی داریم که به‌دلیل ناتوانی اقتصادی فساد و سوءمدیریت ، امکان رشد فردی هر ایرانی را از بین می‌برد.

این وضعیت تقدیر الهی نیست؛ نتیجه مستقیم عملکرد و سیاست‌های رژیم است.

پس به‌جای سازگار شدن، باید شرایط را تغییر داد؛ به‌ویژه اکنون که این فرصت در دسترس و قابل لمس است.

در غیر این صورت، مارپیچ سقوط ادامه خواهد یافت. کسانی که می‌گویند «بدتر از این نمی‌شود»، در اشتباه‌اند؛ مگر آن‌که مردم یک‌بار برای همیشه آزادی خود را بازپس گیرند.

اکنون زمان آن است: «این آخرین نبرد است …»

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۵ / معدل امتیاز: ۴٫۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394216