دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – ای ملتها و دولتهای آزاد جهان، آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه یک مسئله صرفاً داخلی است، نه اختلافی محدود میان نیروهای سیاسی، و نه حتی بحرانی منطقهای که بتوان آن را در مرزهای جغرافیایی خاص محصور کرد. آنچه با آن روبهرو هستیم، پیامد مستقیم حاکمیت نظامی است که بهدلیل ماهیت ایدئولوژیک، سرکوبگر و بیاعتنا به قواعد پذیرفتهشده نظم بینالملل، به تهدیدی ساختاری برای صلح و امنیت جهانی بدل شده است.

بیتفاوتی نسبت به این واقعیت، هزینهای دارد که تنها مردم ایران آن را نمیپردازند؛ جهان آزاد نیز، دیر یا زود، ناگزیر از پرداخت بهای آن خواهد بود.
پرسش اصلی این است که چرا جمهوری اسلامی صرفاً یک مسئله داخلی ایران نیست و چگونه به خطری جهانی تبدیل شده است؟ پاسخ را نخست باید در نقض سیستماتیک و نهادینهشدن حقوق بشر جستجو کرد. سرکوب خشونتبار اعتراضات مردمی، اعدامهای سیاسی، شکنجه، زندانهای گسترده، تبعیض ساختاری علیه زنان و اقلیتها، و خاموشسازی سازمانیافته آزادی بیان، همگی نشان میدهد که این نظام بر پایه ترس و خشونت اداره میشود. تجربه تاریخی بارها ثابت کرده است که حکومتی که به شهروندان خود رحم نمیکند، در قبال جامعه جهانی نیز مسئولیتپذیر نخواهد بود.
این تهدید، تنها به درون مرزهای ایران محدود نمیماند. جمهوری اسلامی با استفاده از گروههای نیابتی مسلح، صدور بحران و مداخله مستمر در منازعات منطقهای، نهتنها خاورمیانه را بیثبات کرده، بلکه به تقویت چرخهای از افراطگرایی، مهاجرت اجباری و ناامنی جهانی انجامیده است؛ چرخهای که آثار آن فراتر از این منطقه، امنیت بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
افزون بر این، بیاعتنایی آشکار این حکومت به قواعد و تعهدات بینالمللی؛ از نقض توافقها و گروگانگیری سیاسی گرفته تا تهدید کشتیرانی و امنیت انرژی و استفاده ابزاری از دیپلماسی، اعتماد متقابل میان دولتها را فرسوده و بنیان نظم بینالمللی مبتنی بر قانون را تضعیف کرده است. چنین رفتاری نهتنها خطرناک است، بلکه الگویی نگرانکننده برای دیگر بازیگران غیرمسئول در نظام جهانی ایجاد میکند.
در نهایت، باید تأکید کرد که سرکوب داخلی خود بزرگترین مانع صلح پایدار است. تا زمانی که یک حکومت بقای خود را بر حذف، خشونت و ارعاب شهروندانش بنا کند، هیچ ثبات خارجیای نمیتواند پایدار بماند. صلح واقعی تنها زمانی شکل میگیرد که بر مشروعیت مردمی، قانونمداری و پاسخگویی سیاسی استوار باشد.
از اینرو، کمک به ایران یک ضرورت جهانی است. این کمک بههیچوجه بهمعنای حمایت از یک حکومت نیست، بلکه یاریرساندن به ملتی است که برای آزادی، کرامت انسانی و آیندهای مسئولانه در جامعه جهانی تلاش میکند. حمایت از مردم ایران، همزمان از گسترش افراطگرایی و ناامنی جلوگیری میکند، از شکلگیری موجهای تازه بحرانهای انسانی و مهاجرت اجباری میکاهد، و به تقویت نظم بینالمللی مبتنی بر قانون و حقوق بشر یاری میرساند.
در برابر چنین وضعیتی، سکوت و بیعملی را نمیتوان بیطرفی نامید. این سکوت، در عمل، به همدستی ناخواسته با سرکوب میانجامد. تاریخ بارها نشان داده است که نادیده گرفتن ظلم، آن را مهار نمیکند، بلکه جسورتر و گستاختر میسازد.
در این میان، جهان آزاد مسئولیتی روشن بر عهده دارد. دولتها، نهادهای بینالمللی، رسانهها و جامعه مدنی، باید با صراحت و شفافیت، حمایت سیاسی و اخلاقی خود را از مردم ایران اعلام کنند؛ حق آنان را برای تعیین سرنوشت خویش بهرسمیت بشناسند و سرکوب سیستماتیک را بیهیچ ابهامی محکوم نمایند. همزمان، ضروری است عاملان جنایت و ناقضان حقوق بشر از مصونیت خارج شوند و از طریق پیگیریهای حقوقی بینالمللی و تحریمهای هدفمند، پاسخگوی اعمال خود باشند.
جامعه جهانی همچنین باید از ارتباطات آزاد و جامعه مدنی ایران پشتیبانی کند، دسترسی شهروندان به اطلاعات آزاد را تسهیل نماید و از روزنامهنگاران، کنشگران مدنی و نهادهای مستقل، حمایت مؤثر بهعمل آورد. در سیاستگذاریها، تفکیک روشن میان مردم و حکومت باید اصل بنیادین باشد؛ بهگونهای که شهروندان عادی تنبیه نشوند و در عین حال منابع و ابزارهای سرکوب حکومت محدود گردد. در نهایت، همراهی با یک گذار مسالمتآمیز اهمیتی حیاتی دارد؛ گذاری که تنها از مسیر راهحلهای غیرخشونتآمیز، گفتوگوهای ملی فراگیر و پایبندی به اصول دموکراتیک میگذرد.
آزادی ایران یک رویداد محلی یا صرفاً ملی نخواهد بود، بلکه نقطه عطفی برای امنیت، اخلاق و آینده مشترک جهان است. مردمی که امروز در ایران ایستادهاند، تنها برای خود نمیجنگند؛ آنان از ارزشهایی دفاع میکنند که شالوده جهان آزاد بر آن استوار است.
امروز، کمک به ایران یک انتخاب سیاسی صرف نیست؛ این یک مسئولیت انسانی و جهانی است.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




