تیک دوم؛ روایتی از سرکوب میلیون‌ها ایرانی دیاسپورا توسط جمهوری اسلامی

- میلیون‌ها ایرانی روزهای متوالی است در انتظار «تیک دوم» پیام‌های خود به خانواده هستند اما همچنان صفحات گفتگوهای آنلاین آنها با خانواده در یک خاموشی غریب و هولناک قرار دارد.
- مهرداد می‌گوید صدای یک زن که تصویرش در ویدئو پیدا نیست به گوش او خورده که شبیه صدای مادرش است: «به شدت نگران هستم چون خواهر و برادر کوچکترم، ۲۳ و ۱۸ ساله هستند. صدبار تصور کرده‌ام آیا آن صدا واقعا مادرم است؟ آیا خواهر یا برادرم در خیابان تیر خورده‌اند؟ در کما هستند و برای همین نتوانسته‌اند به پدر و مادرم خبر بدهند که زنده هستند و مادرم در کهریزک دنبال آنها می‌گردد؟»
- خواهر نیلوفر هم از جمله معترضانی بود که به خیابان می‌رفت. او می‌گوید روز عصر هجدهم به وقت محلی ایران، حدود ساعت پنج و چهل‌وسه دقیقه آخرین پیام از خواهرش را دریافت کرد: «نگران نباش، برگشتم خبر میدم»؛ اما همچنان خواهر نیلوفر پیامی نداده است.
- پرنیان می‌گوید فرزند چهار ساله‌اش هر روز با مادر بزرگش تماس ویدئویی داشت اما «حالا چند روز است دسترسی ما به خانواده قطع شده و اختلال اضطرابی فرزندم تشدید شده و شب ادراری هم پیدا کرده است.»
- هومن هم می‌گوید خانواده‌اش و دیگر اعضای فامیل و دوستان صمیمی‌اش در شهر اهواز در اعتراضات حضور فعال داشته‌اند اما با وجود خبرهایی از تیراندازی‌های مرگبار در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه در اهواز، هیچ خبری از خانواده و دیگر اعضای فامیل ندارد.
- کاربر دیگری از گزارش‌ها متوجه جان‌ باختن دوستش شده؛ دیگری نوشته برادر جوانش را از دست داده و پس از چند روز فهمیده، و یکی دیگر از کشته شدن پسرعموی جوانش سه روز پس از خاکسپاری او خبردار شده است.
- سرکوب شهروندان با قطع اینترنت یک ترومای جمعی در میان میلیون‌ها شهروند ایرانی ساکن خارج از ایران با آسیب‌های روانی و عاطفی پایدار به شمار می‌رود و به همین علت نباید در فهرست تباهکاری‌های جمهوری اسلامی ثبت نشود.

جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶


روشنک آسترکی – قطع اینترنت در ایران در حالی وارد دومین هفته شده که همزمان خطوط موبایل و حتی تلفن‌های ثابت برای تماس‌های خارجی با محدودیت شدید روبرو هستند. اگر چه خاموشی سراسری اینترنت به‌عنوان ابزار سرکوب شهروندان معترض در داخل کشور و پنهان کردن ابعاد سرکوب فجیع و مرگبار اعتراضات انجام شده است اما دامنه سرکوب حکومتی شهروندان ایرانی دارای ابعادی گسترده است و حتی ایرانیان مقیم دیگر کشورها نیز از اقدامات سرکوبگرانه و انتقام‌جویانه جمهوری اسلامی قرار دارند. میلیون‌ها ایرانی روزهای متوالی است در انتظار «تیک دوم» پیام‌های خود به خانواده هستند اما همچنان صفحات گفتگوهای آنلاین آنها با خانواده در یک خاموشی غریب و هولناک قرار دارد.

اینترنت جهانی در ایران ساعت ۲۲ پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه به وقت محلی و در بحبوحه بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی در تاریخ جمهوری اسلامی قطع شد. همزمان با قطع سراسری اینترنت، ایجاد اختلال در خطوط موبایل و حتی محدودیت تماس خارجی برای تلفن‌های ثابت در دستور کار قرار گرفت. اگر چه تعداد بسیار محدودی از شهروندان که پیشتر تجهیزات اینترنت استارلینک را تهیه کرده بودند به مدت تقریبا دو روز پس از قطع سراسری اینترنت در کشور، همچنان به اینترنت دسترسی داشتند اما جمهوری اسلامی اینترنت استارلینک را نیز با استفاده از تجهیزات «اخلالگرهای نظامی» با اختلال جدی روبرو کرد. به این ترتیب ارتباط ده‌ها میلیون شهروند در ایران با دنیای خارج به ارتباطی یکطرفه از طریق کانال‌های ماهواره‌ای محدود شد که این مسیر نیز با پارازیت‌‌اندازی روبروست.

در چنین شرایطی نه تنها بیش از ۸۰ میلیون شهروند ساکن ایران در یک اسارت سازمانیافته ارتباطی به‌سر می‌برند بلکه میلیون‌ها ایرانی ساکن از خارج از کشور نیز بیش از یک هفته است که از حال و شرایط خانواده، دوستان و عزیزان خود بی‌اطلاع هستند. اضطراب جمعی ایرانیان دیاسپورا، به عنوان یکی از ابعاد سرکوب جمهوری اسلامی علیه شهروندان، با انتشار گزارش‌ها، ویدئوها و تصاویری از کشتار گسترده معترضان بعد از قطع سراسری اینترنت افزایش پیدا کرده است.

اندک ایرانیانی که در این فاصله از کشور خارج شده و امکان یا شهامت اطلاع‌رسانی درباره روزهای خونین پس از قطع اینترنت را داشته‌اند روایت‌هایی آخرالزمانی از آنچه جمهوری اسلامی بر سر ملت ایران، به‌ویژه در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، آورده بیان می‌کنند. به رگبار بستن مردم در برخی شهرها، استفاده از تک تیراندازهایی که از روی پشت‌بام‌ها سر شهروندان معترض را نشانه گرفته، و دستور تیراندازی به قصد کشت، تنها بخشی از این روایت‌هاست. سرگردانی چند روزه خانواده‌ها برای یافتن نشانی از عزیزانشان، ساعت‌ها جستجو در میان تصاویر جان‌باختگان در سردخانه‌ها، زدن تیرخلاص به مجروحان حتی در بیمارستان‌ها، و آمارهایی بین ۱۲هزار تا ۲۰هزار جان‌باخته که گویای کشتاری سازمانیافته و البته بی‌سابقه در تاریخ ایران است!

ابعاد آنچه طی هفته سوم دی‌ماه در ایران رخ داده تکاندهنده و گسترده است که بخش‌هایی از آن نیاز به داشتن اطلاعات دقیق‌تر و امکان برقراری ارتباط با شهروندان درون کشور است تا روشن‌تر شود. یک بُعد آن اما سرکوب جمعی ایرانیان خارج از کشور توسط جمهوری اسلامی و در شرایط قطع مسیرهای ارتباطی با داخل است؛ بُعدی که در برابر به رگبار بسته شدن شهروندان بی‌دفاع در خیابان‌ها ناچیز به نظر می‌رسد اما یک ترومای جمعی در میان میلیون‌ها شهروند ایرانی ساکن خارج از ایران با آسیب‌های روانی و عاطفی پایدار به شمار می‌رود و به همین علت نباید در فهرست تباهکاری‌های جمهوری اسلامی ثبت نشود.

این گزارش تلاش کرده روایت‌های چند تن از ایرانیان خارج از کشور که چنین سرکوبی را متحمل شدند بازتاب دهد. در این گزارش برای حفظ امنیت و البته حفظ حریم خصوصی افراد از اسم مستعار استفاده شده است.

مهرداد دانشجوی ۲۸ ساله مقطع کارشناسی ارشد در کانادا است. او از هجدهم دی‌ماه تا زمان این گفتگو، ۲۳ دی‌ماه از خانواده خود کاملا بی‌اطلاع است. روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه ویدئوهایی از پیکرهای تلنبار شده جان‌باختگان اعتراضات در کهریزک منتشر شد که مردم حاضر در ویدئو سرگردان به دنبال عزیزان خود بودند و برخی گریه و شیون می‌کردند. مهرداد می‌گوید صدای یک زن که تصویرش در ویدئو پیدا نیست به گوش او خورده که شبیه صدای مادرش است: «ویدئو را هزار بار دیده‌ام اما فقط یک صدای کوتاه است که به شکل عجیبی به صدای مادرم شباهت دارد. به شدت نگران هستم چون خواهر و برادر کوچکترم، ۲۳ و ۱۸ ساله هستند. صدبار تصور کرده‌ام آیا آن صدا واقعا مادرم است؟ آیا خواهر یا برادرم در خیابان تیر خورده‌اند؟ در کما هستند و برای همین نتوانسته‌اند به پدر و مادرم خبر بدهند که زنده هستند و مادرم در کهریزک دنبال آنها می‌گردد؟» مهرداد می‌گوید بارها تصویر خواهر و برادر جوانش را در حالیکه مجروح هستند، روی تخت بیمارستان هستند، در کاورهای سیاه در کهریزک بی‌جان افتاده‌اند و حتی به خاک سپرده شده‌اند را تصور کرده است. می‌گوید شاید یک میلیون بار در این مدت با خانه و موبایل‌های اعضای خانواده و فامیل و همسایه تماس گرفته و همه تماس‌ها ناموفق بوده‌اند؛ و به گفته خودش «یک نفس تا جنون» فاصله دارد.

نیلوفر ساکن سوئد است و مانند میلیون‌ها ایرانی دیگر پیام‌هایش به اعضای خانواده و فامیل در واتس‌اپ «تیک دوم» را نخورده است. آنها آنلاین نیستند و او نمی‌داند چه اتفاقی در شهر کوچک‌شان در شمال ایران رخ داده است؛ شهری که تا ۱۸ دی‌ماه مردم حضور فعالی در اعتراضات داشتند. خواهر نیلوفر هم از جمله معترضانی بود که به خیابان می‌رفت. او می‌گوید روز عصر هجدهم به وقت محلی ایران، حدود ساعت پنج و چهل‌وسه دقیقه آخرین پیام از خواهرش را دریافت کرد: «نگران نباش، برگشتم خبر میدم»؛ اما همچنان خواهر نیلوفر پیامی نداده است. نیلوفر می‌گوید وقتی ساعاتی بعد از این پیام از ویدئوها متوجه حضور میلیونی مردم در خیابان شده، تلاش کرده با خواهر، مادر و پدرش تماس بگیرد اما موفق نشده و همچنان نگران خواهر جوانش است.

پرنیان و همسرش از چند ماه پیش با ویزای کار به اروپا مهاجرت کرده و کودک آنها به علت دوری از مادربزرگ دچار اختلال اضطرابی است. پرنیان می‌گوید فرزند چهار ساله‌اش هر روز با مادر بزرگش تماس ویدئویی داشت اما «حالا چند روز است دسترسی ما به خانواده قطع شده و اضطراب فرزندم تشدید شده و شب ادراری هم پیدا کرده است.»

هومن هم می‌گوید خانواده‌اش و دیگر اعضای فامیل و دوستان صمیمی‌اش در شهر اهواز در اعتراضات حضور فعال داشته‌اند اما با وجود خبرهایی از تیراندازی‌های مرگبار در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه در اهواز، هیچ خبری از خانواده و دیگر اعضای فامیل ندارد و به شدت در اضطراب و استرس قرار دارد. او دانشجو است و باید ماه آینده از پایان‌نامه‌اش دفاع کند اما می‌گویند همه چیز در زندگی‌اش مختل شده و مدام در حال رفرش کردن اپلیکیشن‌هایش است تا شاید از خانواده‌، دوستان و فامیلش خبری بگیرد.

این بی‌خبری که حالا درد مشترک میلیون‌ها ایرانی است زندگی روزمره سودابه را هم مختلف کرده است. او می‌گوید پدرش ناراحتی قلبی دارد و مادرش در حال درمان سرطان است و قرار بوده ۲۰ دی‌ماه عمل کند. او و برادرش هر دو ساکن خارج از ایران، و از والدین خود بی‌خبر هستند. سودابه می‌گوید به  علت نگرانی و اضطراب از روز دوشنبه مرخصی گرفته و سر کار نرفته است. در خانه مانده اما باز هم شدت اضطراب او را دچار حمله عصبی کرده و دوستش او را به بیمارستان برده است. او می‌گوید اگر تا چند روز دیگر نتواند از خانواده‌اش خبر بگیرد به ایران می‌رود.

یکی از کاربران ایرانی در «ایکس» هم از شرایط یک ایرانی مهاجر نوشته که یک عضو خانواده‌اش از مدتی پیش در کما در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بوده و آخرین اطلاع او این بوده که احتمالا این عضو خانواده دچار مرگ مغزی شده و قرار بوده روز جمعه اعضای خانواده درباره رضایت برای قطع دستگاه‌ها یا ادامه انتظار تصمیم‌گیری کنند و او همچنان نمی‌داند آیا این عضو خانواده درقید حیات است یا دستگاه‌ها از او جدا شده و احتمالا به خاک سپرده شده است.

کاربر دیگری تصویری از یک دستنوشته منتشر کرده است؛ مادرش دستنوشته‌ای با خط خودش نوشته و خبر سلامت خود و خانواده را داده؛ دستنوشته را به فرودگاه «امام» تهران برده و از یک خانواده که سفر خارجی داشته‌اند خواسته به محض رسیدن به دنیای آزاد، از طریق واتس‌اپ این دستنوشته را برای دخترشان بفرستند. این خانواده هم مهربانی کرده و پذیرفته و به این شکل دختر را از حال خانواده باخبر کرده‌اند.

کاربر دیگری از گزارش‌ها متوجه جان‌ باختن دوستش شده؛ دیگری نوشته برادر جوانش را از دست داده و پس از چند روز فهمیده، و یکی دیگر از کشته شدن پسرعموی جوانش سه روز پس از خاکسپاری او خبردار شده است.

اینها تنها نمونه‌هایی از رنج و اضطرابی است که جمهوری اسلامی به ایرانیان ساکن خارج از کشور که شمار آنها بین ۷ تا ۹ میلیون نفر برآورد می‌شوند وارد کرده است. این در حالیست که روز گذشته فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت اعلام کرده احتمالا قطع اینترنت درکشور تا بهار ادامه پیدا خواهد کرد. این خبر به معنای تداوم سرکوب ارتباطی شهروندان در درون و البته خارج از کشور از سوی حکومتی است که برای بقا دست به هر اقدامی علیه شهروندان خود می‌زند.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۲ / معدل امتیاز: ۴٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394816