دکتر حسن صبوری، پژوهشگر و تحلیلگر – در حالی که علی خامنهای با اصرار بر طرحهای پرهزینهای چون «جوانی جمعیت»، کاهش نرخ باروری را بزرگترین تهدید برای آینده ایران میخواند، واکاوی عملکرد دستگاه تحت امر او نشاندهنده یک تناقض استراتژیک و هولناک است. رژیمی که برای «تولد» نوزادانِ نیامده بودجههای میلیاردی تصویب میکند، همزمان با تمام قوا به «ستاندن جان» انسانهای موجود مشغول است. این مقاله به بررسی ابعاد این نسلکشی سیستماتیک در پوشش شعارهای جمعیتی میپردازد.
۱- ماشین اعدام: حذف فیزیکی در سن باروری
برخلاف ادعای صیانت از نسل، آمارهای ثبت شده در سال ۲۰۲۳ تا آغاز ۲۰۲۶ نشان میدهد که ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، به «کارخانه تولید مرگ» بدل شده است.
رکورد وحشت: تنها در بازه سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، بیش از ۱۵۰۰ تن به چوبه دار سپرده شدهاند.
هدفگیری نسل جوان: بیش از ۸۰٪ اعدامشدگان در بازه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال قرار دارند؛ یعنی دقیقاً همان نیروی مولد و جوانی که مخاطب اصلی طرحهای فرزندآوری هستند.
ابزار ارعاب: اعدامهای سیاسی پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» نشان داد که هدف حاکمیت، نه بقای نسل ایرانی، بلکه بقای «رعیت مطیع» است.
۲- کشتار در جادهها و آسمان: بیارزشی جان شهروند
از منظر استراتژیک، امنیت جانی بخشی از امنیت ملی است، اما در ایران:
ارابههای مرگ: حمایت انحصاری از خودروسازان داخلی و جادههای فرسوده سالانه جان ۱۷ تا ۲۰ هزار ایرانی را میگیرد. این عدد معادل تلفات یک جنگ تمامعیار در هر سال است.
شلیک به خودی: واقعه شلیک به هواپیمای PS752 نماد بارز «بیپناهی شهروند» در برابر ابزار نظامی حاکمیت بود که ۱۷۶ نخبه و سرمایه انسانی را در یک لحظه خاکستر کرد.
۳- تروریسم زیستی و سلامت
واکسنهای ممنوعه: لجاجت در ممنوعیت ورود واکسنهای معتبر در دوران کرونا، فاجعهای انسانی آفرید که طبق تخمینهای غیررسمی، به قیمت جان دهها هزار ایرانی تمام شد.
آلودگی و سموم: مازوتسوزی سیستماتیک که منجر به مرگ زودرس سالانه ۲۶ هزار نفر در کلانشهرها میشود، و توزیع برنجهای آلوده به آرسنیک و محصولات کشاورزی آغشته به سموم غیرمجاز، نشاندهنده یک «نسلکشی خاموش» است.
۴- سرکوب حاشیهنشینان: نانآورانی که هدف گلوله شدند
حاکمیتی که از «فرزندآوری» میگوید، نانآوران مناطق محروم را هدف قرار میدهد:
کولبران و سوختبران: سالانه صدها جوان در کردستان و سیستان و بلوچستان با شلیک مستقیم نیروهای نظامی کشته میشوند.
کشتار نیزار و خیابان: از نیزار ماهشهر در آبان ۹۸ تا خیابانهای سراسر ایران در ۱۴۰۱، پاسخ مطالبهگری نسل جوان، نه حمایت از زندگی، بلکه رگبار گلوله بوده است.
۵- فجایع زیرساختی و زیستی
خشکاندن عمدی تالابها (مانند هورالعظیم) برای استخراج نفت، نابودی دریاچه ارومیه و ایجاد کانونهای ریزگرد، عملاً زیستبوم ایران را برای نسلهای آینده غیرقابل سکونت کرده است. انفجارها و ریزشهای ناشی از فساد ساختاری (مانند متروپل و معادن طبس) نیز نشان میدهد که جان کارگر و شهروند، کمترین ارزش را در محاسبات استراتژیک نظام دارد.
نتیجهگیری: ضحاک خون میطلبد
فرمان فرزندآوری در چنین ساختاری، نه برای «تعالی ایران»، بلکه برای تأمین «نیروی انسانی ارزان» جهت پیشبرد سیاستهای ایدئولوژیک و جنگطلبانه است. علی خامنهای در نقش «ضحاک زمانه»، از یک سو دستور تکثیر نسل میدهد و از سوی دیگر، جوانان برومند این مرز و بوم را در خیابان، بر بالای دار، در جادههای ناایمن و در فقر و بیماری به کام مرگ میفرستد.
جایگاه پژوهشی ما ایجاب میکند که افشا کنیم: جمهوری اسلامی نه به دنبال «جوانی ایران»، بلکه به دنبال «بازتولید سرباز» برای حفظ بقای لرزان خویش است. ایران تحت این حاکمیت، مسلخی است که در آن «حق زندگی» قربانی «بقاء استبداد» شده است.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




