حمایت از مردم ایران، اقدام یا مداخلهای نامشروع نیست
یک ماه پس از آغاز اعتراضات سراسری، مردم ایران، به بهاى جان خویش همچنان در حال نگارش تاریخ اند. گذر زمان، نباید حافظه جمعی یا اراده ایستادگی را فرسوده سازد. جهان آزاد نمیتواند به بهانه ابهام در آنچه رخ میدهد، یا با ادعای بیطرفی در برابر آنچه تاکنون روی داده است، از مسئولیت شانه خالی کند.

ایرانیان از دیگران نمیخواهند به جای آنان سخن بگویند. خواسته آنان این است که توان و امکان ادامه راهی را که خود آغاز کردهاند، در اختیارشان گذاشته شود. فوریت اقدام نه تنها کاهش نیافته، بلکه بیش از هر زمان دیگری شدت پیدا کرده است.
چندین دهه است که مردم ایران زیر سُلطه خشونتی سازمان یافته از سوی حاکمیت خود قرار دارند.آنچه در جریان است، اجرای قانون نیست بلکه جنگی یک سویه است که علیه جمعیتى غیرنظامی به راه افتاده است. جنگی که با اعدامهای فراقضایی، ناپدیدسازیهای قهری، اعتراف گیرىهاى اجباری، شکنجه، سانسور گسترده، و بهرهگیرى از محرومسازى بهعنوان ابزاری برای سرکوب، شناخته میشود.
در یک سوی این معادله، دولتی تمامیتخواه ایستاده است و در سوى دیگر، شهروندانى بى سلاح.
ابعاد خشونت دیگر جای تردید باقی نگذاشته است. ویدیوها و شهادتهاى تکاندهنده ، اندک اندک از دل ایران به بیرون درز میکند. منابع داخلی، که گزارشهای تحقیقی مستقل از آنها پشتیبانی میکند، هشدار میدهند شمار افرادی که از زمان آغاز خیزش مردمی در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ به دست نیروهای حکومتی جان باخته اند، به احتمال فراوان از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر فراتر رفته است.
سازمانهای معتبر حقوق بشری تاکنون هزاران مورد مرگ تأیید شده را مستند کردهاند و همزمان تأکید میکنند که محدودیت دسترسی به کشور، قطع گسترده ارتباطات و فضای امنیتی حاکم، موجب شده است هر آماری که در دسترس قرار دارد، بطور قطع کمتر از واقعیت باشد.
این سرکوب، از حیث گستره، سازمان یافتگى و نیت، واجد معیارهای حقوقی لازم برای اطلاق عنوان جنایات گسترده علیه بشریت است. آنگونه که در اساسنامه رُم تعریف شده است.
بر اساس اصل «مسئولیت حمایت»(R2P)، که هم در چارچوبهاى حقوق بینالملل و هم در نظام حقوقى اروپا به رسمیت شناخته شده، عبور از این آستانه، نه اختیار، بلکه تعهد را فعال مىسازد. در چنین وضعیتى، خوددارى از اقدام، دیگر نشانه خویشتندارى نیست، بلکه به شکست اخلاقى، سیاسى و حقوقى بدل مىشود.
خطر فوری اعدام بازداشتشدگان
این خطرى است فورى. هزاران معترض بازداشت شده با تهدید قریبالوقوع اعدام روبرو هستند.
مقامات ارشد قضایی هشدار دادهاند که تداوم اعتراضات، بویژه در مواردی که ادعای حمایت خارجی مطرح میشود، میتواند مصداق محاربه، یا «جنگ با خدا»، تلقی گردد. اتهامی که در گذشته بارها برای توجیه اعدامهای گسترده پس از ناآرامیها به کار گرفته شده است.
بازداشتهای خودسرانه و فقدان دادرسی عادلانه، جان بازداشتشدگان را در معرض خطری حاد، قابل پیشبینی و فوری قرار داده و در نتیجه، تعهد جامعه جهانی به اقدام پیشگیرانه را بیش از پیش تشدید میکند.
مردم ایران سهم خویش را از این چارچوب به تمامى ایفا کردهاند. آنان توان کنشگری، انسجام اجتماعی و ارادهای پایدار از خود نشان دادهاند. اکنون، بر اساس رکن دوم و سوم « اصل مسئولیت حمایت»، مسئولیت از درون به بیرون منتقل میشود:
نخست، مسئولیت یاریرسانى مؤثر و در صورت لزوم، مسئولیت اقدام جمعی آنجا که خودِ دولت، عامل ارتکاب جنایات فجیع علیه شهروندانش باشد.
آنچه امروز در ایران در جریان است، صرفأ بحران یک کشور نیست. آزمونی است برای اعتبار ارزشهایی که جهان مدعی دفاع از آنهاست: کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حق حیات. تاریخ، نه فقط اعمال حکومتها، بلکه سکوت آنان را نیز ثبت خواهد کرد.
شش گام مشخص، مستقیمأ از دل این تعهدات برمیخیزد:
نخست، حفاظت از غیرنظامیان از طریق تضعیف توان رژیم برای ارتکاب جنایات گسترده. تحقق این هدف مستلزم آن است که «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» با توجه به نقش محوریاش در اعمال خشونت سازمان یافته علیه شهروندان، چه در داخل و چه در خارج از ایران، مطابق با استانداردهای حقوقی اروپا، بطور رسمی در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گیرد.
ساختار رهبری، شبکه فرماندهی و زیرساختهای عملیاتی این نهاد باید هدف اقدامات محدودکننده قرار گیرد. سپاه پاسداران یک نیروی نظامی متعارف نیست. بلکه ابزاری برای جنایات دولتی و تجسم نهادینهشده ارعاب و ترور است.
دوم، اعمال تدابیر اقتصادى هماهنگ و پایدار، منطبق با رکن سوم «اصل مسئولیت حمایت»، دارایىهاى رژیم باید در سراسر جهان، مطابق با چارچوبهاى تحریمى اتحادیه اروپا، مسدود گردد.
ناوگان موسوم به «نفتکشهای شبح»، که به صورت پنهانی تأمین مالی ماشین سرکوب را بر عهده دارند و برای دور زدن تحریمها به کار گرفته میشوند، باید شناسایی، توقیف و به طور کامل برچیده شوند.
سوم، تضمین حق دسترسی به اطلاعات حقوق بنیادین که پیش شرط حفاظت از غیرنظامیان به شمار میرود. قطع و محدودسازی گسترده اینترنت از سوی رژیم، نقضی فاحش از آزادیهای اساسی مورد حمایت کنوانسیون اروپایی حقوق بشر است.
دسترسی آزاد، امن و پیوسته به اینترنت باید از طریق استقرار گسترده زیرساختهای ارتباط ماهوارهای و فناوریهای ارتباطی ایمن تضمین شود. همچنین، عملیات سایبری دفاعی میبایست از قطعهای خودسرانه شبکههای غیرنظامی جلوگیری کند.
چهارم، پایان دادن به مصونیت از مجازات از طریق پاسخگویی حقوقی.
نمایندگان رژیم که در سرکوب شهروندان دست داشتهاند باید از پایتختهای اروپایی اخراج شوند.
همزمان، رسیدگیهای قضایی علیه آمران و عاملان جنایات علیه بشریت باید بر پایه اصل صلاحیت قضایی جهانی آغاز گردد. اصلی که از سوی شماری از دولتهای اروپایی به رسمیت شناخته شده است.
پنجم، درخواست آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی که در نقض آشکار تعهدات معاهدهای رژیم ایران ذیل حقوق بینالملل حقوق بشر بازداشت شدهاند.
ششم، سلب شناسایی دیپلماتیک از جمهوری اسلامی ایران.عدم شناسایی، پاسخی مشروع به رژیمی است که با حمله سیستماتیک به جمعیت خود، هرگونه مشروعیت را از دست داده است.
این اقدام، حمایتی صریح و بیابهام از حق مردم ایران برای برخورداری از حکومتی که نماینده آنها، پاسخگو و مبتنی بر اراده عمومی باشد.
حمایت از مردم ایران نه اقدامی خیرخواهانه است و نه مداخلهای نامشروع.این حمایت، تحقق تعهدات حقوقی و سیاسیای است که دولتهای دموکراتیک آزادانه و آگاهانه پذیرفتهاند.
این رژیم طی چهل و هفت سال، بطور مستمر به تروریسم دولتی متوسل شده، خشونت را به خارج از مرزهای خود صادر کرده، ثبات منطقه را برهم زده و به تهدیدهای هستهای دامن زده است. پایان دادن به این مسیر، اقدامی ایدئولوژیک نیست؛ بلکه مسئلهای مرتبط با امنیت تمامى جامعه بینالمللی است.
اگر این انقلاب به شکست انجامد، نه از آن رو خواهد بود که مردم ایران از اراده و پایداری، تهی بودند، بلکه بدان سبب است که جهان، بار دیگر، آنان را در لحظهای که تاریخ آنها را به لبه سرنوشت رسانده بود، همراهی، همیارى و پشتیبانى نکرد.
امضاکنندگان:
نازنین انصاری، روزنامه نگار، مدیرعامل و سردبیر نشریه کیهان لندن (فارسی) و کیهان لایف (انگلیسى)
نازنین بنیادی، فعال حقوق بشر، بازیگر و عضو هیئت مدیره مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند برای ایران،برنده جایزه صلح سیدنی ۲۰۲۳
لادن برومند، فعال حقوق بشر، تاریخ پژوه، بنیانگذار مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند برای ایران
شیرین عبادی، حقوقدان، برنده جایزه صلح نوبل ٢٠٠٣
شهرزاد سمسار- دو بویسیزون، کارآفرین و مدیرعامل پیشین «پولیتیکو اروپا» و رئیس هیئت مدیره مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند برای ایران
منبع : فیگارو فرانسه
ترجمه : کیهان لندن




