جمهوری اسلامی در آستانه چهلوهفتمین سالگرد تأسیس خود، در ضعیفترین موقعیت تاریخیاش قرار دارد. حکومتی که ۴۶ سال جز ویرانی، سرکوب و انزوا حاصلی نداشت، امروز با وجود کشتار مردم، بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است. این حکومت اکنون خود را در برابر دو نیروی تعیینکننده میبیند: فشار فزایندهی بینالمللی از بیرون، و مردم ایران در داخل.

حکومت برای بقا دستوپا میزند و با ریزش ساختاری و بیسابقه در بدنهی خود روبروست. همزمان، اتحاد بینالمللی برای پایان دادن به عمر یک حکومت ایدئولوژیک و آخرالزمانی به اوج خود رسیده است.
سه هفته پس از آغاز خیزش ملی در ایران، در شرایطی که ایالات متحده حجم قابلتوجهی از داراییها و تجهیزات نظامی خود را به خاورمیانه اعزام کرده و ارتش آمریکا در حالت آمادهباش و تابع تصمیمات دونالد ترامپ برای اقدام علیه جمهوری اسلامی قرار گرفتهاست، اتحادیه اروپا در واکنش به کشتار گسترده مردم ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی خود قرار داد.
تروریستی شناخته شدن سپاه در اروپا
اگرچه کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا و اسپانیا در ابتدا با تروریستی اعلام کردن سپاه مخالفت میکردند، اما سرکوب خونین معترضان و گستردگی جنایات حکومت اسلامی علیه مردم ایران، بهتدریج وجدان سیاسی دولتمردان اروپایی را تحت تأثیر قرار داد؛ بهویژه آنکه ایرانیان خارج از کشور در دهها شهر اروپایی و جهانی، به نمایندگی از مردم ایران، کارزار گستردهای را برای جلب حمایت دولتها از انقلاب ملی ایران علیه دیکتاتوری مذهبی به راه انداختند.
نقش کلیدی ایرانیان در تبعید
در نتیجه این تحولات، مواضع اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی بهطور محسوسی تغییر کرده است. دولتهایی که طی ۴۶ سال گذشته سیاست مماشات با حکومت اسلامی را در پیش گرفته بودند، تحت فشار افکار عمومی و شواهد غیرقابل انکار از نقض گسترده حقوق بشر، ناچار به بازنگری در سیاستهای خود شدند.بسیاری از ناظران سیاسی، نقش تعیینکننده ایرانیان خارج از کشور در رساندن صدای مردم ایران به گوش رهبران و مقامات بینالمللی را عاملی کلیدی در این تغییر رویکرد ارزیابی میکنند.
شاهزاده رضا پهلوی که در سالهای اخیر -بهویژه پس از کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴- بارها خواستار تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران و همچنین هدف قرار گرفتن ساختار فرماندهی و کادر رهبری آن شده بود، از تصمیم اتحادیه اروپا استقبال کرد و بر ضرورت انجام اقدامات عملی و مؤثر برای حفاظت از جان مردم ایران تأکید نمود.
کارزار بینالمللی علیه رژیم با هدایت شاهزاده رضا پهلوی
پس از حضور میلیونی مردم در خیابانها در پاسخ به فراخوانهای ۱۸ و ۱۹ دیماه شاهزاده رضا پهلوی، حکومت بهروشنی دریافت که پیوندی عمیق و پایدار میان او و بخش بزرگی از جامعه ایران شکل گرفته است. تغییر موضع اتحادیه اروپا و تلاش برای مجازات بینالمللی جمهوری اسلامی، بخشی از کارزار جهانی علیه این رژیم بهشمار میرود؛ کارزاری که به باور بسیاری از تحلیلگران، با نقشآفرینی فعال شاهزاده رضا پهلوی در سطح بینالمللی هدایت و تقویت شده است.
جهان به چشم خود دید رضا پهلوی نه فقط در ایران، بلکه از استرالیا در نیم کره شرقی، تا غربیترین شهرهای آمریکا و کانادا، لشکری قابل اتکا پشت سر خود دارد.
در چنین شرایطی، تنها گزینهای که برای حکومتی در آستانهی فروپاشی باقی مانده، تخریب شخصیت، جنگ روانی و حملهی تبلیغاتی به نمادهای همبستگی ملی – بهویژه شخص شاهزاده رضا پهلوی – است؛ تلاشی که بیش از هر چیز، نشانهی استیصال و بنبست سیاسی جمهوری اسلامی است.

پروپاگاندای حکومت
یکی از روایتهایی که توسط پروپاگاندای حکومت، با همکاری جریانهای سیاسیِ پهلویستیز، بهویژه در شبکههای اجتماعی پمپاژ شد، «خائن» نامیدن کسانی بود که خواستار مداخله بینالمللی برای مجازات جمهوری اسلامی شدند. همان گروههایی که به «وطنپرستان ۱۲روزه» مشهورند، با نادیدهگرفتن کشتار مردم، درخواست اقدام علیه سپاه پاسداران و نهادهای سرکوبگر و فرماندهان آنها را «خیانت به ایران» نامیدند.
در واقع، انتظار آنها این بود که مردم ایران به خاک و خون کشیده شوند، اما هیچ مطالبهای برای حمایت بینالمللی نداشته باشند.
آخرین ارفاقهای ترامپ به خامنهای
هرچند دونالد ترامپ بارها اعلام کرد که از مردم ایران پشتیبانی میکند، اما دستکم تا لحظه نگارش این گزارش، نه تنها اقدام خاصی نکرد بلکه مستقیم و غیرمستقیم نیز به حکومت فرصت توافق داد؛ فرصتهایی که با شروطی مشخص همراه بود: برچیدن کامل غنیسازی، توقف تولید موشکهای بالستیک، توقف پشتیبانی از شبهنظامیان منطقهای و بهرسمیت شناختن اسرائیل. شروطی که علی خامنهای آنها را نپذیرفت.
علی خامنهای در تمام دوران رهبری خودش به دنیا گفت که اهل سازش و تسلیم نیست، اما جهان این واقعیت را بسیار دیر درک کرد؛ آنقدر دیر که اکنون ارتش آمریکا و متحدانش به خاورمیانه اعزام شدهاند؛ پس از آنکه میلیونها ایرانی با دست خالی در برابر حکومت ایستادند و جانانه جنگیدند.
شمارش معکوس برای حمله
اکنون به اعتقاد بسیاری از ناظران، شمارش معکوس برای جمهوری اسلامی آغاز شده است. براساس گمانهزنیهای رسانهای و اظهارات برخی مقامات امنیتی و سیاسیِ آمریکا و اسرائیل، علی خامنهای، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح -بویژه آنهایی که در سرکوب مردم دخالت داشتند- فرماندهان مرتبط با صنایع موشکی سپاه پاسداران، زیرساختهای سپاه پاسداران و بسیج و مراکز انتظامی در فهرست بانک اهداف ترامپ قرار دارند.
تمام نگاهها اکنون به تصمیم نهایی دونالد ترامپ دوخته شده است. اوست که باید فرمان حمله را صادر کند. رئیس جمهوری ایالات متحده از ارتش خواسته بود عملیاتی «قاطع، ضربی و تمیز» طراحی کنند و متحدانی چون بریتانیا و اسرائیل نیز آماده همکاری هستند.
گام آخر سرنگونی: نقش مردم
در مقابل اما حکومت دلخوش به موشکهای بالستیک است. بسیجیها در شبکههای اجتماعی دهها پوستر منتشر کردهاند که قایقهای تندرو سپاه، ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن را غرق کردهاند.
در ایران مقامات میدانند زورشان به آمریکا و متحدانش نمیرسد اما آنچه آنها را امیدوار نگه میدارد، این است که حمله هوایی و دریایی است و نه زمینی. آنها برآورد کردهاند تا مادامی که خاک ایران را در کنترل دارند، موجودیت جمهوری اسلامی حفظ خواهد شد. با این فرض، چون مداخله بینالمللی احتمالاً شامل عملیات زمینی نیست، بنابراین امید حکومت و هوادارانش به بقا زیاد است اما یک مؤلفه قابل چشمپوشی نیست و آن نقش «مردم» است. آنها سرشار از بیم و امیدند. نگران از جنگ و امیدوار به انتقام و بازگشت به خیابان برای سرنگونی نهایی جمهوری اسلامی. در همین ارتباط شاهزاده رضا پهلوی به طور خاص تأکید کرد: «این مردم ایران هستند که توان و مشروعیت لازم برای سرنگونی جمهوری اسلامی را دارند.»

