درس‌های بی‌رحمانه تاریخ و موسیقی بیداری

پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۵ فوریه ۲۰۲۶


خلیل نیک خصال– نسل جدید ایران اکنون در یک لحظه تاریخی منحصر به فرد به بلوغ می‌رسد. برخلاف نسل‌های گذشته، جهان‌بینی آنها نه توسط اسطوره‌های انقلابی یا باورهای موروثی، بلکه با قرار گرفتن مداوم در معرض تأثیرات مدرن و پیامدهای آنها شکل گرفته است. آنها از طریق ارتباطات دیجیتال جهانی، تبادل فرهنگی و مقایسه مداوم، دریافته‌اند که شکاف بین آنچه وعده داده شده و آنچه انجام شده، تصادفی نیست، بلکه در سیستم تعبیه شده است.

این نسل به وضوح این موضوع را درک می‌کند، زیرا پیامدهای طولانی مدت یک آزمایش سیاسی و مذهبی را تجربه کرده است که اختلافات داخلی آن مدت‌ها قبل از پیروزی‌اش آشکار بود. فروپاشی یک رژیم مذهبی ارتجاعی به طور ناگهانی یا غیرمنتظره اتفاق نیفتاد. شاعران، روشنفکران و ناظران تیزبین پیش‌بینی کرده بودند که ترکیب ایمان مطلق با قدرت تام، ناگزیر منجر به فساد، سرکوب و زوال خواهد شد. این هشدارها نه از روی عمد، بلکه با امید، ترس و محدودیت‌های تاریخ نادیده گرفته شدند.

قدرت این نسل در درک روشن آن از تاریخ نهفته است که از طریق درس‌های سختی که در طول زمان آموخته شده، به دست آمده است. شکست رژیم‌های مذهبی ارتجاعی نه با نظریه‌ها یا بحث‌های انتزاعی، بلکه با حکومتداری بلندمدت و نتایج ملموس آن آشکار شد. خود تاریخ به عنوان قاضی نهایی عمل کرد. ایدئولوژی از طریق تجربه آزمایش و نتایج آن هر روز نمایان شد: فساد، زوال فرهنگی، فرسایش اقتصادی و تضعیف سیستماتیک کرامت شخصی. تنها از طریق این تجربه زیسته بود که نقص‌های چنین ایدئولوژی‌هایی در یک جامعه مدرن و متنوع آشکار شد. این درک با هزینه انسانی بالایی به دست آمد؛ در نتیجه، در برابر تجدیدنظر، نوستالژی یا بازیابی ایدئولوژیک مقاوم است.

نسل جدید باید این پویایی تاریخی را درک کند، نه برای توجیه گذشته، بلکه برای تفسیر دقیق آن. رهبران انقلاب اسلامی دسترسی یکسانی به اطلاعات، آگاهی مقایسه‌ای یا دید جهانی نداشتند. تصمیمات آنها تحت تأثیر یک محیط دانش متفاوت بود که توسط تاریخ استعماری، سلطنت استبدادی و مواجهه محدود با سایر مدل‌های حکومتداری شکل گرفته بود. تاریخ به این دلیل تکرار نمی‌شود که مردم احمق هستند؛ بلکه به این دلیل تکرار می‌شود که تجربیات پیامدهایی دارند که نمی‌توان آنها را به طور کامل منتقل کرد. از این نظر، ظهور جمهوری اسلامی نمونه‌ای از یک الگوی تاریخی غم‌انگیز اما آموزنده است. راه‌های کمی برای نشان دادن بی‌فایده بودن سیستم‌های سیاسی و الهیاتی منسوخ وجود دارد جز اینکه اجازه دهیم آنها کاملاً به کار خود ادامه دهند. وقتی توهم به قانون تبدیل می‌شود و جزم‌اندیشی واقعیت را کنترل می‌کند، ناسازگاری آنها با دنیای مدرن از نظر بصری، فکری و اخلاقی آشکار می‌شود. تاریخ هیچ درس ملایمی ارائه نمی‌دهد، فقط درس‌های قطعی ارائه می‌دهد.

نسل جدید فراتر از این درس قرار گرفته است، نه فقط با شعارها، بلکه با تجربیات متنوع در رشته‌ها، فرهنگ‌ها، فناوری‌ها و سیستم‌های دانش. آنها توانایی تفکر فراتر از دوگانه‌های تحمیلی، به چالش کشیدن اقتدار بدون جایگزینی آن با خیال‌پردازی و تصور آینده بدون ستایش قدرت را در خود پرورش داده‌اند. قدرت آنها نه در خلوص، بلکه در پیچیدگی نهفته است.

از چنین ژرفایی، آفرینش اجتناب‌ناپذیر می‌شود. این نسل صرفاً خواستار تغییر نخواهد بود؛ بلکه آن را از طریق زبان، هنر، موسیقی و اندیشه بیان خواهد کرد. برخی از عمیق‌ترین بیان‌های فرهنگی زمان خود را تولید خواهد کرد، نه با وجود رنج، بلکه به دلیل آن. فشار تاریخ صدای آن را پالایش داده است. وقتی با اقتدار موروثی یا قطعیت‌های منسوخ‌ شده مواجه می‌شویم، واکنش درست نه سرپیچی، بلکه شایستگی است. همانطور که مولوی گفته است: «اگر بهتر می‌نوازی، بردار و نی بنواز.»

این نسل بهتر اجرا می‌کند، نه به دلیل ادعای برتری اخلاقی، بلکه به این دلیل که تاریخ حساسیت او را صیقل داده است. موسیقی از قبل در جریان است.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۹ / معدل امتیاز: ۴٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396353