نادر کاکاوند – در تاریخ معاصر ایران جریانی که بیش از همه در «نعل وارونه زدن» و تغییر چهره مهارت داشته، جریان چپِ پنجاهوهفتی و شرکای سیاسی آنهاست.
امروز در ویترینهای رسانهای چون برنامه «میدان» در شبکه VOA فارسی با اجرای فهیمه خضرحیدری و با حضور افرادی چون فرج سرکوهی و سعید پیوندی شاهد سناریوی جدیدی هستیم که هدفش نه روشنگری تاریخی، بلکه ساختن یک «سنگر تازه» برای حفظ چارچوبهای در حال فروپاشی جمهوری اسلامی است.
آنها که روزگاری با کینهتوزی فریاد «بختیار، نوکر بیاختیار» سر میدادند، امروز به ناگاه زیر لوای ستایش از شاپور بختیار گرد آمدهاند! ولی این یک توبه صادقانه نیست؛ این یک «اسم رمز» برای فریب ملی است.
باید از این مدعیان امروز پرسید: آیا فراموش کردهاید که در زمستان ۵۷ سازمانهای چریکهای فدایی خلق و مجاهدین خلق چگونه با شعار «وای به روزی که مسلح شویم» علیه دولت قانونی شاپور بختیار خطونشان میکشیدند؟
همانهایی که بختیار را به خاطر تلاش برای حفظ پادشاهی مشروطه، خائن و دستنشانده مینامیدند و بر آتش انقلاب سیاه میدمیدند، حالا در چرخشی مضحک، مدالِ «بختیارشناسی» به سینه میزنند!
پرسشِ «بختیارِ امروز کیست؟» که توسط فرج سرکوهی و همفکرانش تکرار میشود، تلاشی زیرکانه برای یافتنِ بدلی از بختیار در بطن نظام کنونی است. چپ به خوبی فهمیده که پس از جمهوری اسلامی هیچ آیندهای در خاک ایران نخواهد داشت و اسلحه اسلامگرایان را آخرین پناهگاه خود میبیند. آنها به دنبال یک «تاجزاده» یا مهرهای مشابه هستند تا به نام بختیار راه را بر عبور کامل مردم از تمامیت جمهوری اسلامی ببندند و مانع از فروپاشی ساختاری شوند که خود در بنا کردنش نقش داشتند.
ولی این بازیهای رسانهای در برابر واقعیتی که در کف خیابانهای ایران جریان دارد، رنگ میبازد. تضاد میان این نفوذیهای استودیویی و فرزندان راستین ایران، با خون و شرف ترسیم شده است.
به عنوان نمونه نگاهی به حماسه جاویدنامان رسول و رضا کدیوریان ابعاد این تفاوت را روشن میکند. این دو برادر میهنپرست از کردهایِ یارسان در محله جعفرآباد کرمانشاه نماد اصالت و مناعت طبعی بودند که جریان چپ هرگز آن را درک نخواهد کرد. این کودکان کار که با شرافت زیستند و حتی حاضر نشدند حقالزحمه روزی که ناهار مهمان صاحبکار خود بودند را بپذیرند، در انقلاب دی ماه در راه آزادی میهن جانفدا شدند. اگر کسی مدعی شد این خیزش برای گرسنگی است، باید با داستان شرافت این دو برادر بر دهانش کوبید؛ چرا که این پیکار، نبردِ «شرف و هویت» در برابر «ابتذال سرخ و سیاه» است.
آنها جان دادند تا «ایران» بماند، نه برای آنکه نظامِ نعلین با بزکِ اصلاحات دوام بیاورد.
امروز، در حالی که خضرحیدریها خط نفوذ را در رسانهها پیش گرفتهاند، مردم در سراسر ایران در حال مبارزهای جانانه و بیامان هستند.
به عنوان نمونهای دیگر، از آبدانان در استان ایلام خبر میرسد که شهر به تسخیر نیروهای سرکوبگر درآمده است؛ جایی که تعداد نیروهای اعزامی از شهرها و استانهای اطراف از جمعیت خود شهر فراتر رفته و آسمان شهر با کوادکوپترها و هلیکوپترها قرق شده است. مبارزان آبدانان با وجود قطعی اینترنت و بستن جادهها، پیامی قاطع فرستادهاند: «ما برای کشته شدن رفتهایم».
این صدای نسلی است که از بازیهای سیاسی ۵۷یها عبور کرده است.
همزمان، در روستای «چنار» شهرستان اسدآباد همدان، حماسهای دیگر در جریان است. این روستا در محاصره سنگین نیروهای سرکوبگر، زیر باران گلوله همچنان مقاومت میکند. این ایستادگی در روستاها و شهرهای کوچک نشان میدهد که اراده ملت برای پایان دادن به ۴۷ سال ظلم، به فرمان شاهزاده رضا پهلوی، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۲۵۸۴ شاهنشاهی و روزهای پس از آن به بلوغی رسیده که دیگر با «بختیارسازیهای قلابی» منحرف نمیشود.
آنها که در ۵۷ به نصیحت بختیار گوش ندادند که میگفت «دیکتاتوری نعلین از دیکتاتوری چکمه بدتر است» و او را به خاطر به سر نکردن «چادر وجاهت ملی» تکفیر کردند، امروز شایستهی تریبونهای ملی نیستند. مردم ایران از تجربه ۵۷ عبور کردهاند. دوران فریب با نام «بختیار» برای نجات نظام گذشته است. ایرانِ امروز نه به دنبال یک اصلاحطلب، بلکه به دنبال بازپسگیری میهن و پایان دادن به کابوس سرخ و سیاه است.
همانگونه که ملکالشعرا بهار، شاعرِ آزادی و مشروطه، به درستی بر این میثاق پای فشرد:
از خدا وز شاه وز میهن دمی غافل مباش
زان که بی این هر سه، مردم از بهائم کمتر است
از تو بیآیین و بیسلطان نیاید هیچ کار
زان که آیین روح و کشور پیکر و سلطان سر است
خون برادران کدیوریان و مقاومت جانانه مردم از آبدانان تا چنار، گواهی است بر این حقیقت که ۵۷ رفتنی است و سپیدهدم آزادی و بازگشت به شکوه دوران پیش از ۵۷ نزدیک است.
فرازی دراز است از پیِ این نشیب…
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




