سوگواری به مثابه مقاومت: رقص کنار گورها

یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۲۲ فوریه ۲۰۲۶


خلیل نیک خصال – در چهلمین روز پس از قتل عام سیاه، خیابان‌ها و گورستان‌های ایران با صدایی مهارنشدنی طنین‌انداز شدند. «چهلم»، نقطه عطف فرهنگی ایران، نشانگر گذار از غم خصوصی به بزرگداشت عمومی است. این زمانی است که غم از خانه‌ها به تاریخ منتقل می‌شود. این بار، با رقص، دستان لرزان، اشک و سرکشی وارد تاریخ شد.

در سراسر شهرها، مادران بر سر مزار فرزندانشان جمع می‌شوند. پدران بر خاک تازه و ناآرام گل می‌گذارند. کودکانی که برخی از آن‌ها برای درک سرکوب بسیار کوچک بودند، در نزدیکی نام‌های حک‌شده می‌رقصند. این تصاویر از طریق صفحه‌نمایش‌ها و در خارج از مرزها پخش می‌شوند؛ تماشای آن‌ها دشوار، اما نادیده گرفتنشان ناممکن است.

دولت ممکن است قصد داشته باشد قتل‌عام را ساکت کند، اما در عوض باعث ظهور نوعی «رقص سوگواری» شده است. هیچ مادر داغداری این پرسش را مطرح نکرد که آیا اقدامات شاهزاده پهلوی باعث مرگ فرزندش شده است یا نه؛ هیچ پدری در کنار گور، سرزنش را به فصل‌های گذشته منتقل نکرد. اتهام جاری بود، خشم فوری؛ مسئولیت ملموس، حاضر و به‌وضوح بیان شده بود.

در فرهنگ سیاسی ایران، عزاداری از نظر تاریخی با مقاومت پیوند خورده است. در بسیاری از آیین‌های مذهبی، سوگواری اغلب به کنشگری تبدیل شده است. آنچه در این چهلمین روز رخ داد، ادامه همین سنت بود، اما در عین حال از آن فراتر رفت. این مراسم چیزی بیش از یک آیین بود؛ نوعی شهادت بود. ناظران داخلی و بین‌المللی هر دو به نکته‌ای حیاتی پی بردند: مردم نترسیدند.

این قتل‌عام که قرار بود قدرت حاکم را نشان دهد، در عوض محدودیت‌های ترس را آشکار کرد. وقتی خانواده‌ها در نزدیکی قبرها می‌رقصند، اعلام می‌کنند که ترور در رسیدن به هدف خود، یعنی منزوی کردن و ساکت کردن جامعه، شکست خورده است. «رقص سوگواری» جشن نبود، بلکه بیانیه‌ای وجودی بود: شما ما را پاک نکردید.

شعارهایی که خواستار پایان جمهوری اسلامی بودند، صرفا از ایدئولوژی سرچشمه نمی‌گرفتند. آن‌ها از زمین تازه‌حفرشده‌ای برمی‌آمدند که در حضور مردگان بیان می‌شد. در چنین لحظاتی، گفتار سیاسی اهمیت اخلاقی بیشتری پیدا می‌کند و به‌جای لفاظی صرف، به نوعی کیفرخواست اخلاقی تبدیل می‌شود.

جهان تماشا کرد و دید که ایران، چه از نظر زیستی و چه از نظر تاریخی، زنده مانده است. نسلی را دید که زیر فشار سرکوب بزرگ شده بود و صدایش نه پنهانی، بلکه آشکارا در گورستان‌ها شنیده می‌شد. خشم مقدسی را دید که از نقض کرامت انسانی زاده شده بود، نه از هرج‌ومرج.

رقص کودکان در کنار قبرها چیزی عمیقا نگران‌کننده دارد. این صحنه دسته‌بندی‌های معمول را درهم می‌ریزد: سوگواری، اعتراض، تروما؛ شاید همه آن‌ها همزمان. این حرکات می‌توانند بیانگر غم، مقاومت یا هر دو باشند، بویژه هنگامی که کلمات از بیان تجربه ناتوانند.

برای من، چالش در روایت داستان‌های رنج بدون برانگیختن احساسات است. چگونه می‌توانم بدون تبدیل خون به هنر، درباره فداکاری صحبت کنم؟ وسوسه آن است که این لحظه را به چیزی حماسی تبدیل کنم. بسیاری آن را حتی بزرگتر از اعتراضات بزرگ ۱۸ و ۱۹ دی ماه توصیف کردند. با این حال، تأثیر آن مربوط به اعداد نبود؛ بلکه اخلاقی بود.

حماسه‌ها معمولا پیروزی را جشن می‌گیرند، اما اشک‌ها نشان دهنده این یکی بود.

گفته می‌شود ده‌ها هزار نفر به قتل رسیده‌اند. حتی اگر ارقام دقیق مورد بحث قرار گیرد، حقیقت عاطفی روشن است: جامعه از یک مرز روانی عبور کرد. وقتی داغداران ترس خود را کنار گذاشتند، موازنه قدرت برای همیشه تغییر کرد.

رژیم‌های استبدادی به قابل پیش‌بینی بودن غم و اندوه متکی هستند و از خانواده‌ها انتظار دارند که غم خود را پنهان کنند و گورستان‌ها نقطه پایان باشد. در عوض، آنچه دیده شد، دگرگونی بود: قبرها به صحنه تبدیل شدند؛ عزاداری به شعار؛ و رقص به مقاومت.

روز چهلم چیزی بیش از یک یادبود شد؛ به نوعی اعلامیه جمعی تبدیل شد. در خاطره محدود نماند، خشم به سکوت بدل نشد و تاریخ هنوز در حال آشکار شدن بود.

برای کسانی از ما که این تصاویر را می‌بینیم و گاه خود را ناتوان از نوشتن می‌یابیم، این احساس فلج‌شدگی قابل درک است.دیدن مادری که سنگ قبر را می‌بوسد و سپس مشت خود را بالا می‌برد، لطافت را با دعوت به انقلاب ترکیب می‌کند و خود زبان را به چالش می‌کشد.

با این حال، شاید نوشتن، علیرغم دردش، بخشی از فرآیند سوگواری باشد. ثبت کردن، مخالفت با پاک کردن است؛ تحلیل کردن، احترام به فداکاری است؛ ابراز غم و اندوه، جلوگیری از گم شدن آن در میان آمار یا تبلیغات است. افراد حاضر در آن گورستان‌ها کاری بیش از سوگواری انجام دادند؛ آنها ترس و شهروندی را از نو تعریف کردند و فقدان خصوصی را به وجدان جمعی تبدیل کردند. آنها با اعمال خود نشان دادند که حتی در زیر خاکستر، آتشی زنده می‌ماند.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۲ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397531