پتکین آذرمهر – سرانجام پس از هفتهها انتظار و گمانهزنی، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل یک عملیات نظامی گسترده و هماهنگ علیه جمهوری اسلامی را آغاز کردند. مقامات اسرائیلی این عملیات را «غرش شیران» نامیدند و بخش آمریکایی آن با عنوان «خشم حماسی» اعلام شد.

عملیاتی پیشدستانه و همهجانبه با هدف فلج کردن زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی و حذف عالیترین سطوح نظامی، امنیتی وسیاسی آن، از جمله ولی فقیه، علی خامنهای در کوتاهترین مدت.
در قلب این عملیات، تاکتیکی پیچیده به نام «زمان برخورد همزمان» قرار داشت. طراحان نظامی این حمله با محاسبات دقیق ریاضی، زمان شلیک، مسیر پرواز و مختصات اهداف را بهگونهای تنظیم کردند که موشکها و بمبهایی که از نقاط مختلف جغرافیایی شلیک میشدند، دقیقا همزمان به اهداف خود اصابت کنند.
در دریای عرب، ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» در موقعیت عملیاتی قرار گرفت و در مدیترانه شرقی، ناو «یواساس جرالد آر. فورد» به همراه ناوشکنها و زیردریاییهایی که پس از چند هفته برنامهریزی مستقر شده بودند. همزمان، جنگندههای اسرائیلی پس از طی مسافتهای طولانی از فراز خاورمیانه و آسمان کشورهای واسط، به حریم هوایی ایران نزدیک شدند.
موشکهای کروز از ناوشکنها و زیردریاییهای آمریکایی شلیک شدند، جنگندههای اسرائیلی بمبهای هدایتشوندهی دقیق را به سوی اهداف فرستادند و بمبافکنهای رادارگریز محمولههای خود را بر روی اهداف تعیین شده رها کردند. با وجود تفاوت در زمان و مکان شلیک، همه این تسلیحات طوری هماهنگ شده بودند که همزمان بر فراز تهران و دیگر نقاط راهبردی فرود آیند.
هدف، ایجاد شوک سیستماتیک بود: کور کردن، غافلگیر کردن و فلج کردن ساختار فرماندهی پیش از هرگونه واکنش مؤثر از سوی رژیم.
سامانههای پدافند هوایی ایران مانند جنگ ۱۲روزه با اسرائیل بار دیگر نتوانستند بطور مؤثر فعال شوند و آسمان ایران کاملا در اختیار اسرائیل و آمریکا قرار گرفت.
گزارشها حاکی از آن است که ترکیبی از جنگ الکترونیک و عملیات سایبری گسترده برای خنثیکردن پدافند هوایی ایران بهکار گرفته شد. دادههای جعلی به صفحههای رادار نیروهای پدافند تزریق شد، ارتباطات مختل گردید و اهداف فریبنده برای شبیهسازی موج عظیم جنگندهها ایجاد شد.
سامانههای پیشرفتهی ایرانی، از جمله سامانهی بومی «باور» و برخی سامانههای روسی که رژیم به آنها امید زیادی داشت، زیر فشار این حملهی الکترونیکی از کار افتادند یا مختل شدند. صدها پهپاد فریبنده کوچک، صفحههای رادار را پر کردند و هر راداری که برای واکنش فعال میشد، بلافاصله با موشکهای ضدتشعشع هدف قرار میگرفت.
با بیاثر شدن پدافند، جنگندههای نسل پنجم از جمله اف-۳۵های آمریکایی و اسرائیلی وارد عمق حریم هوایی ایران شدند. شبکه دفاع هوایی نهتنها تضعیف، بلکه عملا از هم پاشیده شد.
حملات در سه محور اصلی انجام شد:
نخست، انهدام سامانههای موشکی زمین به هوا، مراکز راداری و ستادهای پدافند هوایی در تهران و سایر استانهای راهبردی.
دوم، هدف قراردادن پایگاهها و انبارهای موشکهای بالستیک، بویژه در غرب کشور و حوالی کرمانشاه.
سوم، حمله به مراکز صنعتی و نظامی ، از جمله تأسیسات مرتبط با برنامههای هستهای، موشکی و پهپادی.
در همان روز نخست حمله، تمرکز ویژهای بر مناطق اطراف خیابان جمهوری و خیابان پاستور در تهران صورت گرفت؛ مناطقی که بهعنوان قلب اجرایی و روزمرهی حاکمیت شناخته میشوند و بیت رهبر جمهوری اسلامی در آنجا قرار داشت.این حملات به کشته شدن خامنهای در همان ساعات اولیه انجامید.
موج نخست حمله از دریا آغاز شد. ناوشکنهای کلاس آرلی برک دهها موشک تاماهاوک را از سامانههای پرتاب عمودی شلیک کردند. این موشکها با پرواز در ارتفاع پایین و تبعیت از تطبیق با پستی بلندیهای زمین، مراکز راداری و سنگرهای فرماندهی را بطور دقیق هدف قرار دادند و مسیرهای امنی برای هواپیماهای مهاجم ایجاد کردند.
حدود نیم ساعت بعد، بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ اسپیریت به عمق خاک ایران نفوذ کردند و تأسیسات مستحکم زیرزمینی را بمباران کردند.
جنگندههای اف-۱۵ئی با محمولههای سنگین بمبهای هدایتشونده، به شکار سکوهای متحرک موشکی و قرارگاههای لجستیکی پرداختند. هواپیماهای مستقر بر ناوهای هواپیمابر نیز وارد عمل شدند؛ اف/ای-۱۸ سوپرهورنتها برای نابودی رادارهای باقیمانده و اف-۳۵سیها برای جمعآوری اطلاعات و انجام حملات دقیق.
در همین حال، هواپیماهای سوخترسان در آسمان منطقه مستقر بودند و امکان ادامه عملیات در چندین نوبت را فراهم کردند.
تا پیش از ساعات ظهر، مرحلهی نخست پایان یافته بود. پدافند هوایی جمهوری اسلامی کور شده، بخشهای کلیدی از برنامه موشکی و هستهای آسیب دیده و زیرساختهای مهم نظامی تضعیف شده بود. این حمله یک عملیات موفق ترکیبی با استفاده از مدرنترین شیوههای جنگ بود.
اما درگیری با موج نخست پایان نیافت.جمهوری اسلامی همچنان هزاران موشک بالستیک و پهپاد در اختیار دارد، در چارچوب عملیاتی با عنوان «وعدهی صادق ۴» حملات تلافیجویانهای علیه پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه را انجام داد.
از همان ابتدا پایگاه الظفره در امارات هدف قرار گرفت و گزارشهایی از تلفات منتشر شد. در بحرین، مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا هدف حمله قرار گرفت. سامانههای دفاعی در قطر و کویت موشکهای ورودی را رهگیری کردند و حریم هوایی منطقه بسته شد.
در اسرائیل، آژیرهای هشدار در سراسر کشور به صدا درآمد و رهگیریهای هوایی بر فراز تلآویو و اورشلیم برای ناکارآمد ساختن موشکهای مهاجم تلاش کردند.
حملهی نخست، سطحی از هماهنگی و برتری فناورانه را نشان داد که بیسابقه بود. با این حال، پیشدستی لزوما به معنای پایان درگیری نیست. حتی موفقترین حملهی اولیه نیز نمیتواند تمامی تواناییهای یک کشور را از میان ببرد.ظرفیتهای باقیمانده جمهوری اسلامی، جنگ را به یک نبرد منطقهای تبدیل کردهاست.
اکنون منطقه در آماده باش جنگی بهسر میبرد. نخستین ضربه وارد شده است؛ اما اینکه آیا این آغاز یک کارزار کوتاه و تعیینکننده باشد یا شروع فصلی تازه از درگیری گستردهتر، بستگی به تصمیم آمریکا برای ادامه حملات دارد.
تلاش جمهوری اسلامی همانگونه که مقامات آن هم اعلام کردهاند، این است که آشوب جنگ منطقهای و پیامدهای اقتصادی و سیاسی ناشی از آن، فشار بینالمللی برای پایان جنگ را افزایش دهد. برای این منظور، جمهوری اسلامی که برای بقای خود دست و پا میزند تنها به اهداف نظامی بسنده نخواهد کرد. سلولهای خفتهی آن در سراسر جهان حتی اماکن غیر نظامی را نیز هدف قرار خواهند داد.
این تاکتیک در نهایت نمیتواند بیش از دو سرانجام داشته باشد: یا جمهوری اسلامی خواهد توانست دامنهی جنگ را مهار کند و بقای خود را – هرچند در قالبی متفاوت و با شرایطی تازه – تداوم بخشد؛ یا موج انزجار و خشم در کشورهای منطقه و دولتهای غربی چنان شدت خواهد گرفت که آنان را به این جمعبندی برساند که زمان آن رسیده است جمهوری اسلامی برای همیشه به زبالهدان تاریخ سپرده شود.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




