مهسا چرابه – «خیابان، این روزها شاهد سورئالترین کارناوالِ تاریخ است؛ جایی که صورتیترین رؤیاهای کودکانه در میان چرخهای زمخت ماشینهای جنگی ذبح میشوند. وقتی لوله سرد یک دوشکا را با رنگهای فانتزی میپوشانند، هدف دیگر پنهان کردن سلاح نیست، بلکه هدف، عادیسازیِ جنایت در ذهن نسلی است که هنوز تفاوت میان بازی و جنگ را نمیداند. این میراثِ شومِ دیکتاتورهایِ تنهاست؛ از چادرهای صحرایی قذافی و محافظانِ موبورِ مسلحش، تا امروز که برای بقا، دست به دامنِ معصومیتِ کودکان شدهاند…»
مواجهه با چنین تصاویری – ترکیب نمادهای خشونتبار (مانند دوشکا و خودروی نظامی) با رنگهای فانتزی (صورتی) و حضور کودکان – لایههای عمیقی از استراتژیهای بقای حکومتهای توتالیتر را آشکار میکند.
در ادامه، تمایل دارم تحلیلی تطبیقی میان این پدیده در ایران و مدل حکومت معمر قذافی ارائه دهم:
ابزارانگاری زنان: از «راهبههای انقلابی» تا «دختران جانفدا»
معمر قذافی سرهنگی که گمان میکرد با سایه زنان محافظش میتواند خورشید حقیقت را پنهان کند لشکری از محافظان زن موسوم به «راهبههای انقلابی» داشت. او با این کار میخواست چند پیام متناقض را صادر کند، که یکی از آنها مدرنیتهی کاذب بود: قذافی مدعی بود که با مسلح کردن زنان، آنها را از قید و بندهای سنتی رها کرده است، در حالی که در واقع از آنها بعنوان ابزاری برای تبلیغات و «سپر انسانی» استفاده میکرد.همچنین ایجاد احساس وفاداری مطلق در سیستمهای استبدادی، استفاده از زنان در بخشهای نظامی اغلب با هدف نشاندادن این است که «حتی ظریفترین بخشهای جامعه نیز آمادهی جانفشانی هستند.» که این منظور را از طریق گزارش خیابانی و عکس و کارناوال هراس به نمایش میگذارند.
مسئلهای که بسیار به چشم میآید تضاد نمادین بین سلاح دوشکا و جیپ صورتی است:
استفاده از رنگ صورتی برای یک خودروی جنگی، تلاشی ناشیانه برای «عادیسازی خشونت» و تلطیف چهرهی یک نهاد نظامی است. این یک ترفند تبلیغاتی (Propaganda) است تا از زهرِ بصریِ حضورِ تسلیحات سنگین در خیابانهای شهر بکاهد و آن را به یک «کارناوال» یا جشنی عمومی شبیهسازی کند.معصومیتهای از دست رفته با بهرهکشی از کودکان (سرباز-کودک).
عکسها حاکی از این است که حتی «دختران کمسن و سال» هم سلاح بهدست گرفتهاند. از دیدگاه حقوق بینالملل، این مصداق بارز سوءاستفاده از کودکان برای مقاصد ایدئولوژیک است. در حکومتهای در حال سقوط یا بحرانزده، تزریق ایدئولوژی به لایههای سنی پایین، تلاشی است برای تضمین بقا در آیندهای که مشروعیت سیاسی در آن از دست رفته است.
وقتی بحران مشروعیت پدیدار میشود،نمایش قدرت با برگزاری چنین تجمعاتی در «شرایط بحرانی» و برای «نشان دادن مشروعیت»، شباهت عجیبی به روزهای پایانی حکومتهای فردمحور دارد.
-قذافی تا آخرین لحظات از حضور زنان مسلح در کنار خود بعنوان نماد حمایت مردمی استفاده میکرد.
-در مدل ایرانی، این رژهها نه برای ترساندن دشمن خارجی، بلکه برای مرعوب کردن معترضان داخلی و ایجاد یک «اکثریت کاذب بصری» طراحی میشوند.
در کل، تاریخ نشان داده است که وقتی حکومتی مجبور میشود برای اثبات حقانیت خود، کودکان را مسلح کند و نمایشهای نظامی را با رنگ و لعاب فانتزی به خورد جامعه بدهد، یعنی پیوند ارگانیک آن با متن واقعی جامعه گسسته شده است. لشکر زنان قذافی نتوانست مانع از سقوط او شود، زیرا قدرت واقعی در «رضایت عمومی» نهفته است، نه در «نمایشهای خیابانی» با خودروهای رنگآمیزی شده.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

