لاشخورهای امنیتی در لباس پرستو؛ وقتی ارزش‌های اخلاقی در نظامی ضداخلاقی فرو می‌ریزند

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۰۵ مه ۲۰۲۶


خرقه‌ی تزویر از باد غرور آبستن است
حق‌پرستی در لباس اطلس و دیبا خوش است (صائب تبریزی)

دکتر محمد طباطبایی *- در پی گسترش بحران‌های ساختاری، افزایش شکاف میان حکومت و جامعه، و فرسایش مشروعیت سیاسی، این حکومت اقتدارگرای مافیای اسلامی اغلب می‌کوشد به روش‌ها و ابزارهای جدیدی متوسل شود که تاکنون یا از آنها بهره نگرفته یا به‌شکلی محدود به‌کار برده است. در چنین شرایطی، الگوهای رفتاری مشابه با ساختارهای مافیایی و کارتل‌های جنایی سازمان‌یافته از جمله قاچاق مواد مخدر، قاچاق سلاح و حتی بهره‌کشی جنسی در سطح منطقه‌ای و یا بین‌المللی، بیش از پیش به‌کار گرفته می‌شود.

یکی از بارزترین ابزارهای مورد استفاده‌ی این ساختارهای مافیایی، بهره‌گیری ابزاری از انسان‌ها برای نفوذ، کنترل و ایجاد رعب و وحشت است. در همین راستا یکی از برجسته‌ترین ابزارها، بهره‌برداری از بدن و هویت انسانی، به‌ویژه زنان، در قالب آنچه در ادبیات امنیتی به «تله‌های جنسی» شناخته می‌شود، است. این پدیده را می‌توان از نگاه روانشناختی و اجتماعی به‌ مثابه ابزارسازی انسان و کاهش کرامت او به ‌سطح یک شیء تعریف کرد؛ فرآیندی که در آن فرد انسانی به ابزاری مصرفی تقلیل می‌یابد.

در دنیای پر‌تلاطم و بی‌ثبات امروز، که مفهوم هویت (کیستی) و احساس ‌ثبات روانی بیش از هر زمان دیگری با چالش روبرو شده‌اند، عواملی همچون فشارهای اقتصادی، انگیزه‌های فردی، نیاز به دیده‌شدن و قرار گرفتن در مرکز توجه، و نیز جستجوی احساس ارزشمندی فردی، می‌توانند افراد را در معرض موقعیت‌های پرخطر قرار دهند. نظریه‌هایی مانند «ناهمخوانی شناختی» بیان‌کننده‌ی این بُعد از رفتار است که چگونه افراد ممکن است برای توجیه رفتارهایی که با ارزش‌های درونی‌شان در تضاد است، به بازتعریف اخلاقی روی آورند، مرزهای اخلاقی را زیر پا بگذارند و حتی خود را به‌عنوان ابزاری در خدمت این توجیه‌ها قرار دهند.

از سوی دیگر، این حکومت مستبد و غیر‌مردمی با بهره‌گیری از ابزارها و سازوکارهای گوناگون، به ایجاد ترس و وحشت در جامعه می‌پردازد. در این میان، «مدیریت ناهمخوانی» به‌عنوان راهبردی روانشناختی، تلاش می‌کند فضای روانی جامعه و افکار عمومی را در جهت اهداف از پیش تعیین‌کننده هدایت کند.

ایجاد احساس ناامنی، بی‌اعتمادی و تردید در روابط اجتماعی، از جمله در حوزه‌ی خانواده و روابط عاطفی، می‌تواند به تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی و افزایش انزوای فردی منجر شود. این وضعیت، زمینه را برای کنترل‌پذیری بیشتر جامعه فراهم می‌کند.

یکی از ابزارهای کاربردی این حکومت درشرایط بحرانی، بهره‌گیری دوگانه از زنان است. از یک‌سو زنان در ده‌های گذشته به شکل‌های گوناگون هدف سرکوب، خشونت، آزار جنسی و تحقیر قرار گرفته‌اند؛ و از سوی دیگر، به‌مثابه ابزار نفوذ و به اصطلاح «تله‌های جنسی» مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این تناقض آشکار، ماهیت ایدئولوژیک و ساختار دوگانه چنین حکومتی را به‌خوبی بازگو می‌کند.

در یک فضای سیاسی که زن را به «ناموس» و «پاکی» تقلیل می‌دهند، همین تصویر به‌صورت ابزاری و وارونه در خدمت اهداف امنیتی به‌کار گرفته می‌شود؛ و این دقیقا همان چیزی است که «دوگانگی اخلاقی» را آشکار می‌کند: مفهومی که در یک موقعیت، ارزشمند و در موقعیتی دیگر بی‌ارزش می‌شود.

مکانیزم روانشناسی اجتماعی این پدیده، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ مکانیزمی که می‌تواند در کنترل احساسات و افکارعمومی نقش مهمی ایفا کند و جامعه را از یک چالش عاطفی، یا به عبارتی از بحران عاطفی محافظت کند، یا دقیق‌تر بگوییم، از خطر آن بکاهد. خطری که در آن «لاشخوارهای حکومتی» که ارزش‌های انسانی را زیر پا می‌گذارند و در لباس «پرستو» که نماد امید است، خود را نمایان می‌سازند.

در فضای سیاسی ایدئولوژیک، به‌ویژه در ساختارهای مذهبی که در آن زنان نماد «پاکی و ناموس» تلقی می‌شوند، حکومت در دهه‌های گذشته بر اساس این نگرش ضد‌انسانی و زن‌ستیزانه کوشیده است هویت (کیستی) زن را به مثابه انسانی آزاد و آزاداندیش، تنها به هویت جنسی او تقلیل دهد و حتی بر پوشش و رفتار او در جامعه تأثیر بگذارد، یا به‌عبارتی آن را تعیین کند. اکنون نیز به شیوه‌ای پیچیده‌تر، با بهره‌گیری ابزاری زنان، در صدد گسترش پروپاگاندای خود است؛ از یک‌سو با ضرب و شتم و آزار جنسی می‌کوشد ارعاب و وحشت را در میان مخالفان گسترش دهد و از سوی دیگر با استفاده از وابستگان و محتاجان حکومتی، سعی بر این دارد امنیت فضای خانواده را به چالش بکشد و آن را از امان برهاند.

بسیار نابجا و ناشایسته است که اصطلاح «پرستو» برای این پرنده‌ی زیبا که در شعر و ادبیات فارسی جایگاهی بس ارزشمند دارد و نماد مهرورزی، خوش یمنی، حفاظت، امید و پویایی در آغاز فصل بهار است را در توصیف ابزارهای جنسی‌-امنیتی حکومت، به کارکردی کثیف و «لاشخوارمآبانه» فروکاسته شود. همچنان‌که، اصطلاح «آقازاده» که در اصل به‌معنای فرزند انسانی ارزشمند و بزرگوار بوده است، امروزه کاربردی ضداخلاقی یافته و به نماد فساد و غیراخلاقی، سودجویی، رانت‌خواری و امتیازطلبی بدل شده است؛ عنوانی که فرزندان «لاشخورهای» حکومتی آن را به یدک می‌کشند.

نوع برخورد و رفتار خصمانه‌ی این رژیم با زنان، آینه‌ای از ذات و ماهیت واقعی آن است؛ همان چیزی که شاهزاده رضا پهلوی به درستی از آن با عنوان «دی‌ان ‌ای» یاد می‌کند. حکومتی که از یک‌سو، به بهانه‌ی «ناموس» سعی بر آن داشته است زنان را در پنج دهه‌ی گذشته تحت کنترل خود درآورد و از سوی دیگر، همان زن را به ابزار جنسی-امنیتی تبدیل می‌کند. این رفتار دوگانه و ناهمگون، بازگوی آن است که کرامت انسانی و ارزش زن، هرگز برای این حکومت حایز اهمیت نبوده و نیست و در هر زمان و شرایطی، در صورت نیاز، از زن به‌عنوان ابزاری مادی و وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند.

تنها با آگاهی‌بخشی و تکیه بر خرد جمعی می‌توان با این پدیده برخوردی درست داشت و از سکوت و ترس فاصله گرفت؛ شناخت این مکانیسم‌ها و شیوه‌های بهره‌برداری، موجب حفظ هویت جمعی، تقویت همبستگی ملی و پاسداشت کرامت انسانی می‌شود. در پرتو چنین پیوند اجتماعی پایداری و در حفاظت از ارزش‌های نهادینه شده در جامعه، این حکومت مستبد نخواهد توانست با استفاده از ابزارهایی چون پول و زور، انسجام اجتماعی را درهم بشکند. آگاهی عمومی، جامعه را به‌سوی مقابله‌ای درست‌تر، خردمندانه‌تر و رهایی از ترس ابزاری سوق می‌دهد.

 

*دکتر محمد طباطبایی، روانشناس و روان‌درمانگر

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۳ / معدل امتیاز: ۴٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401578