اروپا و جمهوری اسلامی؛ سقوط یک ادعای اخلاقی

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۱۳ مه ۲۰۲۶


عظیم بادام دوست –  وقتی حقوق بشر در برابر نفت، تجارت و ترس فروخته شد، اروپا سال‌ها خود را معلم اخلاق جهان معرفی کرد.از آزادی گفت.از کرامت انسان سخنرانی کرد.از دموکراسی، حقوق زنان، آزادی بیان و شأن بشر، صدها قطعنامه، کنفرانس و نمایش رسانه‌ای ساخت.اما تاریخ، ملت‌ها را نه با شعار، بلکه با لحظه‌های آزمون قضاوت می‌کند؛و آزمون ایران، بسیاری از چهره‌های پشت نقاب اروپا را آشکار ساخت.

در برابر ملت ایران، بخش مهمی از ساختار سیاسی اروپا سقوط کرد؛ نه سقوط اقتصادی، نه سقوط نظامی، بلکه سقوط اخلاقی.

زیرا جهان دید چگونه همان دولت‌هایی که در تریبون‌های بین‌المللی اشک تمساح برای حقوق بشر می‌ریزند، در پشت درهای بسته با جمهوری اسلامی معامله می‌کنند؛ با حکومتی که دهه‌ها زندان، شکنجه، اعدام، ترور، سرکوب زنان، نابودی آزادی و صدور خشونت را به بخشی از هویت سیاسی خود تبدیل کرده است.

اروپا حقیقت جمهوری اسلامی را نمی‌شناخت؟ می‌شناخت.

پرونده‌های امنیتی را می‌دید. اعدام‌ها را می‌دید. سرکوب خیابان‌ها را می‌دید. نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در منطقه می‌دید. می‌دانست چه فناوری‌هایی وارد ایران می‌شود و چگونه می‌تواند به ماشین سرکوب و ساختار نظامی رژیم کمک کند. و با این حال، باز هم معامله کرد.

این دیگر اشتباه سیاسی نیست؛ این انتخاب آگاهانه است. اروپا در برابر جمهوری اسلامی، نه از روی ناآگاهی، بلکه از روی منفعت سکوت کرد. زیرا نفت مهمتر بود. بازار مهمتر بود. قراردادهای صنعتی مهمتر بود. و از همه مهمتر، حفظ یک «ثبات مصنوعی» مهمتر بود؛ حتی اگر این ثبات بر خون ملت ایران بنا شده باشد.

بزرگترین رسوایی اخلاقی اروپا همین جاست؛ آنها از آزادی ملت‌ها حمایت می‌کنند، اما فقط تا جایی که هزینه نداشته باشد. در لحظه‌ای که آزادی یک ملت با منافع اقتصادی و امنیتی برخورد کند، ناگهان تمام آن فریادهای حقوق بشری خاموش می‌شود. وقتی جوان ایرانی در خیابان کشته می‌شد، اروپا بیانیه صادر می‌کرد. اما همان زمان، شبکه‌های اقتصادی و دیپلماتیک خود را با رژیم حفظ می‌کرد. وقتی زنان ایرانی در برابر سرکوب ایستادند، سیاستمداران اروپایی برایشان کف زدند؛ اما حاضر نشدند بهای واقعی حمایت از ملت ایران را بپردازند. و هنگامی که فشار نظامی بر جمهوری اسلامی افزایش یافت، بخشی از اروپا بیش از آنکه نگران مردم ایران باشد، نگران بقای رژیم و برهم خوردن معادلات منطقه بود.

این همان لحظه‌ای است که «حقوق بشر» از یک اصل اخلاقی، به یک ابزار تبلیغاتی تنزل پیدا می‌کند؛ ابزاری برای نمایش، برای سخنرانی، برای کسب مشروعیت رسانه‌ای؛ اما نه برای عمل.

اروپا سال‌ها جهان را موعظه کرد؛ اما بحران ایران نشان داد که بخش بزرگی از ساختار سیاسی آن، در لحظه انتخاب میان «انسانیت» و «منفعت»، منفعت را برگزید.

ملت ایران این حقیقت را فراموش نخواهد کرد؛ فراموش نخواهد کرد که چگونه بسیاری از دولت‌های اروپایی، به جای ایستادن در کنار یک انقلاب ملی، ترجیح دادند با ساختار فرسوده و سرکوبگر جمهوری اسلامی کنار بیایند. فراموش نخواهد کرد که چگونه در حساس‌ترین لحظات تاریخی، زبان «احتیاط دیپلماتیک» عملا به سپر بقای رژیم تبدیل شد. و فراموش نخواهد کرد که چگونه غرب، در حالی که از آزادی سخن می‌گفت، از قدرت گرفتن یک ایران ملی، مستقل و تاریخی هراس داشت.

امروز بحران فقط بحران جمهوری اسلامی نیست؛ بحران، بحران اعتبار اخلاقی غرب نیز هست. زیرا تمدنی که ادعای دفاع از انسان دارد، اما در برابر منافع اقتصادی، چشم خود را بر سرکوب یک ملت می‌بندد، آرام‌آرام سرمایه اخلاقی خود را نابود می‌کند. و روزی فرا می‌رسد که ملت‌ها دیگر به شعارهایش باور نخواهند داشت.

ایران، آینه‌ای بود که اروپا تصویر واقعی خود را در آن دید؛ نه آن چهره ی آرایش‌شده‌ای که در بیانیه‌ها نمایش می‌دهد، بلکه چهره سرد، محاسبه‌گر و منفعت‌محوری که حاضر است آزادی ملت‌ها را قربانی مصلحت سیاسی کند.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401966