وقتی جهان نگاه می‌کند، ما چه تصویری نشان می‌دهیم؟

جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ ژوئیه ۲۰۲۶


س. روزبه – چند روزی بود به این فکر می‌کردم که ایرانیان خارج از کشور چگونه می‌توانند بهتر دیده شوند. نه از آن جهت که حضورشان کم بوده یا تلاششان بی‌اثر مانده باشد؛ برعکس، از آن جهت که این حضور ارزشمند، این هزینه‌های شخصی، این ایستادن‌ها در سرما و گرما، باید آنگونه که شایسته است در جهان دیده و شنیده  شود.

ایرانیان در شهرهای مختلف جهان، با پرچم، پلاکارد، عکس جاویدنامان و صرف وقت و هزینه خود به خیابان آمده‌اند تا بگویند ایران، جمهوری اسلامی نیست. این حضورها بی‌اثر نبوده است. اگر امروز نام ایران در میدان‌ها، ورزشگاه‌ها، خیابان‌ها و رسانه‌های جهان زنده مانده، بخشی از آن نتیجه همین پایداری است. اما پرسش امروز این است: آیا این تلاش بزرگ، آنطور که باید در قاب دوربین و ذهن مخاطب جهانی دیده می‌شود؟

در همین فکرها بودم که پیام تازه شاهزاده رضا پهلوی را دیدم؛ پیامی که چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد. او با سپاس از کسانی که با «اتحاد، متانت و شکوه ملی» درون و بیرون ورزشگاه‌ها، در خیابان‌ها، رسانه‌ها و فضای مجازی، نام ایران و یاد فرزندان جانباخته میهن را زنده نگه داشتند، تأکید کرد که ما همچنان وظیفه داریم از هر فرصتی برای رساندن صدای ملت ایران به جهان بهره ببریم. این جمله برای من فقط یک تشویق نبود؛ پاسخی بود به همان دغدغه‌ای که چند روز در ذهنم بود: امروز مسئله فقط حضور نیست، رساندن پیام مردم ایران به جهان است.

پیشتر نیز در فراخوان رسمی ۴ ژوئن ۲۰۲۶ برابر با ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، شاهزاده از ایرانیان خواسته بود پرچم ملی شیر و خورشید را بالا ببرند و تصاویر کسانی را که برای آزادی جان دادند در برابر چشم جهان قرار دهند. او جام جهانی را فرصتی نادر برای رساندن صدای ملت ایران دانسته و بر حضور متحد و رسا تأکید کرده بود.

امروز، هرچند حضور تیم جمهوری اسلامی در جام جهانی پایان یافته، اما جام جهانی ۲۰۲۶ همچنان در جریان است. استادیوم‌ها، خیابان‌ها و محوطه‌های هواداری در شهرهای میزبان، تا روز آخر محل رفت‌وآمد خبرنگاران، عکاسان و شبکه‌های پخش زنده بین‌المللی هستند. مسابقات باقی‌مانده هنوز یک ویترین بزرگ رسانه‌ای است؛ فرصتی برای آنکه ایرانیان با حضور منسجم، در داخل و خارج استادیوم‌ها، پیام دادخواهی خود را به جهان برسانند.

با این حال، سه پرسش جدی در برابر ماست: چرا با این همه حضور، گاهی تصویر جهانی ایرانیان پراکنده دیده می‌شود؟ آیا می‌توان هماهنگ‌تر بود؟ و آیا زمان آن نرسیده که در کنار پرچم شیر و خورشید، چند نماد و زبان مشترک تازه برای رساندن پیام مردم ایران ساخته شود؟

این نوشته قصد تعیین تکلیف برای مردم یا مسئولان تجمعات را ندارد. تصمیم با خود مردم، برگزارکنندگان و گروه‌های محلی است. هر شهر و کشور شرایط، قوانین، امکانات و توان خود را دارد. اما فکر کردن درباره «چگونه دیده شدن و زبان مشترک »، امروز یک ضرورت است. هماهنگی، اگر درست فهمیده شود، محدود کردن نیست ؛ احترام گذاشتن به زحمت کسانی است که با عشق به ایران به میدان می‌آیند.

تجربه جنبش‌های جهان نیز همین را نشان می‌دهد. در لهستان، همبستگی به هویتی فراگیر تبدیل شد و میلیون‌ها نفر را در یک تصویر جمعی گرد آورد. در صربستان، اوتپور با نماد ساده مشت گره‌کرده، مقاومت را قابل شناسایی کرد. در بلاروس نیز پرچم سفید-قرمز-سفید به نماد آزادی و تاب‌آوری بدل شد. درس مشترک این نمونه‌ها روشن است: نماد موفق باید ساده، تکرارپذیر و فوری قابل فهم باشد.

برای ایرانیان، پرچم شیر و خورشید ستون هویتی است و باید محور اصلی بماند. اما می‌توان در کنار آن، به چند تصویر مکمل فکر کرد. برای نمونه، در یک تجمع بزرگ، سه صف یا سه بخش جداگانه از شرکت‌کنندگان می‌توانند با پیراهن یا کلاه سبز، سفید و قرمز بایستند؛ به گونه‌ای که از دور، تصویر یک پرچم زنده ساخته شود. در هوای گرم، شاید کلاه یکرنگ عملی‌تر و ارزان‌تر از لباس یکدست باشد. کلاه‌هایی با رنگ‌های هماهنگ و نشان شیر و خورشید می‌تواند ساده، کم‌هزینه و در عکس و ویدیو از دور قابل تشخیص باشد.

نماد دیگر می‌تواند «چهره‌های ایران» باشد: گروهی منظم از شرکت‌کنندگان، عکس جاویدنامان، کودکان جانباخته، زنان کشته‌شده، زندانیان سیاسی و قربانیان سرکوب را در دست بگیرند. اگر در شهری صد نفر ممکن است، صد چهره کنار هم قرار گیرد؛ اگر نه، سی یا پنجاه چهره نیز معنا دارد. مهم عدد نیست؛ مهم نظم، احترام و پیام انسانی است. جهان باید ببیند پشت هر شعار، یک نام، یک چهره و یک زندگی ناتمام وجود دارد.

اما تصویر مشترک بدون زبان مشترک ناقص است. بسیاری از پلاکاردهای فارسی برای ما معنا دارد، اما مخاطب غیرایرانی فارسی نمی‌خواند. چند جمله کوتاه انگلیسی می‌تواند پیام را جهانی کند:

The Islamic Republic Does Not Represent Iran

No to Islamic Republic, Yes to a Free Iran

این جمله‌ها جای شعار فارسی را نمی‌گیرند؛ بلکه مرز میان مردم و حکومت را برای مخاطب جهانی روشن می‌کنند.

حتی یک لحظه هماهنگ نیز می‌تواند اثرگذار باشد: یک دقیقه سکوت، سپس بالا رفتن همزمان پرچم‌ها و عکس‌ها. چنین لحظه‌ای، اگر در چند شهر تکرار شود، به تصویری مشترک تبدیل خواهد شد؛ تصویری از سوگ، دادخواهی، هویت ملی و امید. دنیا معنای یک دقیقه سکوت را می‌داند و زبان بدن را می‌شناسد. البته همه ما در هر تجمع و فراخوان، با ایده‌ها و ابتکارهای خلاقانه‌ای روبرو می‌شویم. امروز باید یک گام فراتر از این بگذاریم، زیرا ضرورت آن بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

امروز جمهوری اسلامی در داخل کشور با خفقان، سرکوب، زندان، اعدام و سانسور می‌کوشد صدای مردم را خاموش کند. در چنین شرایطی، ایرانیان خارج کشور می‌توانند صدای کسانی باشند که در داخل، امکان سخن گفتن آزاد ندارند. اما این صدا وقتی اثرگذارتر می‌شود که روشن، منسجم و قابل فهم برای جهان باشد.

شاید امروز زمان آن رسیده باشد که در کنار پرسش «کجا تجمع کنیم؟» این پرسش را نیز جدی بگیریم: «چگونه دیده شویم؟» اگر هر شهر صدای خود را حفظ کند، اما همه در چند نشانه مشترک کنار هم بایستند، جهان دیگر چند تجمع جداگانه نمی‌بیند؛ تصویر یک ملت را می‌بیند.

وقتی جهان نگاه می‌کند، باید تصویری روشن ببیند: ایران تنها نیست، ایرانیان خاموش نیستند، و جمهوری اسلامی نماینده ملت ایران نیست.پیروزی نهایی فقط به دست خود مردم ایران بدست خواهد آمد.

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=404404