در ماههای گذشته صنعت گردشگری ایران تحت تأثیر شرایط جنگ با رکود شدید روبرو شده است بطوریکه لغو تورهای گردشگری و به صفر رسیدن گردشگر ورودی به کشور سبب بیکاری گسترده راهنمایان گردشگری (تور لیدرها) شده و موجی از مهاجرت در این صنف را ایجاد کرده است. کارشناسان هشدار میدهند در کنار خسارتهای اقتصادی، تداوم رکود میتواند به از دست رفتن تجربه و دانش حرفهای راهنمایان گردشگری بینجامد و روند احیای این صنعت را حتی پس از بازگشت ثبات با چالشهای جدی روبرو کند.

به گزارش منابع صنفی صنعت گردشگری ایران طی جنگ ۴۰ روزه که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی درگرفت با خسارت ۲۸/۵ هزار میلیارد تومانی و تهدید اشتغال بیش از ۴۰۰ هزار نفر روبرو شد.
همزمان با کاهش شدید سفرها بازار اشتغال گردشگری نیز با فشار جدی روبرو شد. دادههای منتشرشده نشان میدهد طی حدود ۵۰ روز پس از آغاز جنگ ۴۰۲ هزار و ۶۰۰ نفر از شاغلان رسمی این صنعت در معرض ترک اشتغال قرار گرفتند. از این تعداد، ۳۶۰ هزار نفر در مراکز اقامتی و هتلها فعالیت میکردند که بزرگترین بخش نیروی انسانی گردشگری کشور را تشکیل میدهند.
همچنین ۳۶ هزار و ۶۰۰ نفر در آژانسهای خدمات مسافرتی، ۵ هزار نفر در بخش راهنمایان و تورگردانان و حدود هزار نفر در موسسات آموزش گردشگری مشغول به کار بودهاند؛ بخشهایی که بهطور مستقیم با کاهش سفر و افت تقاضا آسیب دیدهاند.
از زمان اعلام آتشبس در اواخر فروردین تا کنون نیز شرایط «نه جنگ، نه صلح» در ایران و منطقه حاکم بوده و در نتیجه رکود و خسارت در صنعت گردشگری ادامه داشته است.
روزنامه «پیام ما» از موج گسترده مهاجرت راهنمایان گردشگری خبر داده است که از اوایل زمستان در پی اعتراضات دی۴۰۴ و برقراری شرایط امنیتی در کشور تا کنون و بهویژه پس از آغاز جنگ، در عمل بیکار شدهاند.
در این گزارش به نقل از حسین عبادتی، تورلیدر انگلیسیزبان، آمده «صنعت گردشگری نخستین بخشی است که حتی با انتشار خبر وقوع جنگ نیز آسیب میبیند و همواره در صدر صنایعی قرار دارد که از بحرانها لطمه میخورند. حتی در مقاطعی که جنگی در داخل ایران رخ نداده بود، رویدادهایی مانند حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ عراق و جنگ افغانستان نیز بر گردشگری ایران اثر منفی گذاشتهاند.»
او با بیان اینکه شرایط کنونی به مراتب دشوارتر از بحرانهای گذشته است، ادامه می دهد: «اکنون وضعیت برای صنعت گردشگری بسیار بحرانی است و همه فعالان این حوزه، از راهنمایان تور و آژانسهای مسافرتی گرفته تا هتلداران و رانندگان، آسیبهای جدی دیدهاند. نشانهای از بهبود شرایط دیده نمیشود، زیرا حتی اگر از همین امروز همه چیز به حالت عادی بازگردد و شرایط به بهترین وضعیت ممکن برسد، باز هم دستکم پنج تا شش ماه زمان لازم است تا گردشگری ورودی بتواند به تدریج روند احیای خود را آغاز کند.»
این راهنمای گردشگری گفته «من به دلیل بیش از ۲۰ سال فعالیت در حوزه آموزش راهنمایان گردشگری، ارتباط نزدیکی با همکارانم دارم و از وضعیت آنها باخبرم. متأسفانه بسیاری از راهنمایان این روزها از نظر روحی شرایط مناسبی ندارند و مشکلاتی مانند افسردگی، از هم پاشیدن زندگی مشترک و حتی مهاجرت در میان آنها دیده میشود.«
او تأکید کرده «مهاجرت در گذشته تقریباً در میان راهنمایان گردشگری موضوعی مطرح نبود، زیرا اغلب ما به این سرزمین علاقهمند بودیم، در آن کار میکردیم و ارزشهای آن را میشناختیم. اما در چند سال اخیر، تعداد قابل توجهی از همکاران و دوستان ما ناچار به مهاجرت شدهاند؛ موضوعی که پیش از این در جامعه راهنمایان گردشگری سابقه نداشت. بسیاری از همکاران ما یا مهاجرت کردهاند یا به طور کامل این حرفه را کنار گذاشتهاند. حتی برخی از آنها که سالها به عنوان مدرس و همکار در کنارشان بودم، از من گلایه میکنند و میگویند اگر آن همه به ماندن و ادامه دادن امیدوارشان نکرده بودم، شاید سالها قبل مهاجرت میکردند یا شغل دیگری را برای آینده خود انتخاب میکردند.»
مجتبی برزویی، تورلیدر فرانسویزبان، نیز گفته «بسیاری از راهنمایان گردشگری برای تأمین هزینههای زندگی به مشاغل دیگری روی آوردهاند. برخی به عنوان راننده در تاکسیهای اینترنتی مانند اسنپ، ماکسیم یا سرویسهای بینشهری فعالیت میکنند. برخی دیگر وارد خرید و فروش لوازم یدکی خودرو شدهاند و عدهای نیز به آموزش زبان مشغول هستند. راهنمایانی که به زبانهایی مانند روسی یا چینی مسلط هستند، به دلیل ارتباط گسترده تجاری ایران با این کشورها، به بازرگانان و فعالان اقتصادی آموزش زبان میدهند و از این طریق درآمد کسب میکنند. البته تعداد کسانی که توانستهاند از این مسیر به درآمد قابل توجهی برسند، چندان زیاد نیست و بیشتر راهنمایان گردشگری همچنان با مشکلات جدی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.»
مجتبی برزویی با تاکید بر اینکه گردشگری ایران عمدتاً بر پایه میراث فرهنگی و تاریخی است، می گوید: «راهنمای گردشگری در ایران علاوه بر تجربه عملی، باید دانش نظری بسیار گستردهای نیز داشته باشد. او باید معماری، هنر، تاریخ، آیینها و ویژگیهای شهرهای مختلف را بشناسد؛ برای مثال انواع پنجرههای سنتی، شیوههای مختلف کاشیکاری، تفاوت سبکهای معماری در شهرهایی مانند شیراز و اصفهان یا روشهای ساخت و پخت آثار تاریخی را بداند تا بتواند آنها را برای گردشگران توضیح دهد.»
به گفته او این دانش نظری نیز بدون تمرین و تکرار به تدریج فراموش میشود. زمانی که راهنما گروهی برای همراهی ندارد و پرسشهای گردشگران را پاسخ نمیدهد، انگیزهای هم برای مطالعه و بهروز نگه داشتن اطلاعات خود نخواهد داشت. در نتیجه، هم تجربه عملی و هم دانش نظری او به مرور تضعیف میشود.
این راهنمای گردشگری هشدار می دهد: «اگر در آینده صنعت گردشگری دوباره احیا شود، با نسلی از راهنمایان روبهرو خواهیم بود که نه تجربه سالهای گذشته را دارند و نه دانش آنها در سطح مطلوب باقی مانده است و در نهایت، این مسئله به کیفیت گردشگری ایران آسیب خواهد زد.»
مجتبی برزویی با اشاره به تلاش راهنمایان باسابقه برای جلوگیری از این وضعیت می گوید: «به همکاران خود توصیه کردهایم حتی اگر ناچار به تغییر شغل شدهاند، ارتباطشان را با حرفه راهنمایی گردشگری قطع نکنند. از آنها خواستهایم در کلاسهای آموزشی شرکت کنند تا دستکم دانش نظری و علاقه آنها به این حرفه حفظ شود.»




