فرونشست در بسیاری از دشتهای ایران از آستانهی بحرانی عبور کرده است. جدیدترین آمارها از استان سمنان نشان میدهد، فرونشست به محدوده شهرهای این استان رسیده است. بحران فرونشست در ایران نتیجه برداشت بیرویه از آبخوانها و مدیریت ناکارآمد و ناپایدار منابع آب است.

حمید احسانی مدیرعامل آب منطقهای استان سمنان روز چهارشنبه ۱۴ امرداد با اعلام آماری تکاندهنده از وضعیت فرونشست در این استان گفته همه مناطق و مراکز جمعیتی استان در خطر فرونشست قرار دارند بطوری که نرخ فرونشست در شهرستان میامی ۲۴ متر، در دشت شاهرود ۱۸ متر و در دشت دامغان بیش از ۱۴ متر است.
وی با بیان اینکه فرونشستها بخشی از زیرساختهای شهری در استان از جمله شهرهای سمنان، دامغان، گرمسار و شاهرود را به شدت تهدید میکند، گفته که برداشتهای بیرویه از منابع زیرزمینی در این استان ادامه دارد و هماکنون ۷۵ درصد تأمین آب استان سمنان از طریق منابع زیرزمینی انجام میشود.
اگرچه عوامل طبیعی در بروز پدیده فرونشست موثر هستند اما کارشناسان تأکید دارند مهمترین عامل گسترش فرونشست در ایران برداشت بیرویه از آبخوانها و مدیریت ناپایدار و ناکارآمد منابع آب است. سوء مدیریت بیش از چهار دهه جمهوری اسلامی سبب شده اکنون بحران خشکسالی و فرونشست به پرآبترین استانهای ایران از جمله گیلان، مازندران و گلستان هم سرایت کند.
بر اساس دادههای سنجش از دور، اندازهگیریهای ژئودتیکی و مطالعات سازمان زمینشناسی، بحرانیترین کانونهای فرونشست ایران در دشتهای استانهای تهران، اصفهان، کرمان، خراسان «رضوی»، فارس، البرز، قزوین، سمنان و یزد قرار دارند. دشتهایی مانند تهران- شهریار، ورامین، مهیار اصفهان، رفسنجان، مشهد، نیشابور و دشتهای جنوب استان فارس، در برخی نقاط نرخ فرونشستی به مراتب بالاتر از آستانهی بحرانی جهانی دارند.
علی بیتالهی رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در تیرماه با ارائه آماری نگرانکننده از گسترش فرونشست در ایران اعلام کرد که روند فرونشست در جنوب تهران طی دو سال اخیر سه برابر شده و بیشینه آن به ۳۳ سانتیمتر در سال رسیده است.
وی افزود: «نزدیک به ۴۰ درصد آب مصرفی تهران از منابع آب زیرزمینی و برای تأمین آب شرب برداشت میشود. جمعیتپذیری بالای این کلانشهر و نیاز حیاتی و غیرقابل اجتناب به آب شرب، موجب افت سطح آبهای زیرزمینی و در نتیجه تشدید فرونشست زمین شده است.»
او درباره پهنه درگیر فرونشست در استان تهران نیز گفت: «از نظر گستره نیز پهنههای فرونشست زمین در جنوب غرب تهران به سمت شهریار طی دو سال اخیر حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است. همچنین بیشینه نرخ فرونشست در این محدوده به ۳۳ سانتیمتر در سال رسیده که رقم بسیار بزرگی محسوب میشود.»
آمارها نشان میدهند در ۱۸ استان از ۳۱ استان کشور نرخ فرونشست بیش از ۱۰ سانتیمتر در سال است، این در حالیست که در آمار جهانی تنها ۵ درصد از پهنههای شناختهشده فرونشست زمین در دنیا در رده بالای ۱۰ سانتیمتر قرار دارند و اغلب محدودههای فرونشست میزان بسیار پایینتری را نشان میدهند.
پدرام رفیعی دارای مدرک دکترای تخصصی زمینشناسی و استاد دانشگاه، در گفتگو با روزنامه «پیام ما» درباره گسترش فرونشست در ایران گفته، مهمترین عامل فرونشست در ایران برداشت بیرویه و کنترلنشده از منابع آب زیرزمینی در سالهای گذشته بوده است. او هشدار داده، تراکم رسوبات ریزدانه و از دست رفتن ظرفیت ذخیره آبخوانها در بسیاری از مناطق برگشتناپذیر شده و هر سال تأخیر در کنترل برداشت، بخشی از منابع آب زیرزمینی کشور را به صورت دائمی از بین میبرد.
وی تأکید کرده: «اگرچه فرونشست میتواند در اثر فرآیندهای طبیعی مانند تحکیم تدریجی رسوبات، فعالیتهای تکتونیکی یا انحلال سازندهای تبخیری نیز رخ دهد، اما سهم این عوامل در دشتهای ایران بسیار محدود است. شواهد هیدروژئولوژیکی، دادههای ژئودزی ماهوارهای و مطالعات آبخوانها نشان میدهد که عامل غالب فرونشست در ایران، افت شدید سطح آبهای زیرزمینی ناشی از برداشت بیرویه از آبخوانها است.»
این کارشناس همچنین گفته: «برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر منابع آب، به ویژه در بخش کشاورزی که بزرگترین مصرفکننده آب زیرزمینی است، موجب کاهش فشار آب منفذی و افزایش تنش مؤثر بر رسوبات ریزدانه شده و در نهایت به تحکیم و تراکم برگشتناپذیر آبخوانها منجر میشود. توسعه شهری، گسترش صنایع و افزایش تقاضای آب نیز این روند را تشدید کردهاند. بنابراین میتوان با پشتوانه شواهد علمی گفت که بحران فرونشست در ایران عمدتاً منشأ انسانزاد دارد. عوامل طبیعی ممکن است در شدت یا الگوی محلی این پدیده نقش داشته باشند، اما گستردگی و نرخ بالای فرونشست در بسیاری از دشتهای کشور، بیش از هر چیز نتیجه مدیریت ناپایدار منابع آب و بهرهبرداری فراتر از ظرفیت اکولوژیک آبخوانها است.»
پدرام رفیعی افزوده: «فرونشست از پرهزینهترین مخاطرات زمینشناسی است، زیرا به صورت تدریجی اما مستمر، پایداری زیرساختهای حیاتی را تحت تأثیر قرار میدهد. نشست نامتقارن زمین موجب ایجاد ترک، تغییرشکل و گسیختگی در راهآهن، جادهها، خطوط مترو، باند فرودگاهها، ساختمانها، خطوط انتقال آب، فاضلاب، نفت و گاز و شبکههای برق میشود. این تغییرشکلها علاوه بر افزایش هزینههای نگهداری، میتوانند ایمنی و عملکرد این زیرساختها را نیز با مخاطره مواجه کنند.»
به گفته این استاد دانشگاه، در حوزه میراث فرهنگی نیز بناهای تاریخی که عمدتاً بر روی دشتهای آبرفتی احداث شدهاند، در برابر نشستهای غیریکنواخت بسیار آسیبپذیر هستند و ایجاد ترکهای سازهای یا تغییرشکل در پی و شالوده آنها میتواند خسارتهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
او همچنین افزوده، نکته مهم این است که در بسیاری از موارد، خسارتهای سازهای ممکن است قابل ترمیم باشند، اما خود فرونشست و تراکم آبخوانها عموماً برگشتناپذیرند. با فشرده شدن رسوبات ریزدانه، بخشی از ظرفیت ذخیرهسازی آب زیرزمینی برای همیشه از بین میرود. بنابراین، مدیریت فرونشست باید بر پیشگیری و کنترل عوامل ایجادکننده متمرکز باشد، زیرا پس از وقوع، امکان بازگرداندن شرایط زمین به وضعیت اولیه عملاً وجود ندارد.




