نقدی بر گزارش رویترز در مورد شاهزاده رضا پهلوی و جهت‌دار بودن آن

پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۳ اوت ۲۰۲۶


حنیف حیدرنژاد – دو خبرنگار تحقیقی خبرگزاری رویترز در ۲۳ تیر ۱۴۰۵ (۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶) در پاریس مصاحبه‌ای با شاهزاده رضا پهلوی انجام دادند که از سوی این خبرگزاری به سه شکل متفاوت به آن پرداخته شد:

هر مخاطبی پس از دیدن ویدئوی مصاحبه می‌تواند با شنیدن پرسش‌های خبرنگار و پاسخ‌های شاهزاده رضا پهلوی، به یک نتیجه‌گیری شخصی و مستقل برسد. مصاحبه ویدئویی اجازه می‌دهد خود شاهزاده رضا پهلوی مستقیما سخن بگوید و مخاطب لحن، آرامش، نحوه پاسخ‌گویی و واکنش او را ببیند.

در پادکست «در حال انجام مأموریت» ابتدا با استیو استکلو ــ یکی از دو خبرنگار تحقیقی که این مصاحبه را انجام داده بودند ــ گفتگو می‌شود. سپس نسخه کوتاه‌شده‌ای از مصاحبه با شاهزاده رضا پهلوی پخش می‌شود. استیو استکلو در این گفتگو ارزیابی حرفه‌ای خود از روند آماده‌سازی و اجرای مصاحبه را توضیح داده و برداشت‌های خودش از نوع ظاهر شدن شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه را نیز ارائه می‌دهد. مخاطب این پادکست نیز هنوز می‌تواند بدون تأثیرپذیری از بیرون، برداشت مستقل خود از شاهزاده را شکل دهد.

اما در مورد گزارش نوشتاری رویترز، موضوع تا حد زیادی متفاوت است. انتخاب تیتر و زیرتیترها و نحوه ارائه گزارش به شکلی است که مخاطب می‌تواند تحت تأثیر آن قرار بگیرد. حتی می‌توان ادعا کرد که گزارش رویترز با ایجاد یک «قاب‌بندی»، در تلاش است به ذهن خواننده جهت داده و او را در رابطه با توانمندی رهبری شاهزاده رضا پهلوی به یک نتیجه‌گیری مشخص هدایت کند؛ اینکه او صلاحیت و توانمندی لازم برای رهبری دوران گذار را ندارد.

جهت‌دهی پنهان

گزارش نوشتاری رویترز سه نویسنده دارد: استیو استکلو، گاوین فینچ و ناتان لین.

برخلاف مصاحبه و پادکست، گزارش دارای یک «قاب‌بندی» بسیار مشخص است و این قاب‌بندی می‌تواند در ذهن خواننده تصویری منفی‌تر از آنچه صرفا از مشاهده مصاحبه حاصل می‌شود ایجاد کند. این تفاوت قابل بررسی و مستندسازی است. برای نمونه، عنوان اصلی رویترز چنین است:

Regime change? Inside Reza Pahlavi’s faltering bid to lead Iran

ترجمه:

«تغییر رژیم؟ نگاهی به تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران»

در همین عنوان، دو واژه بسیار مهم وجود دارد:

  • faltering   که می‌تواند به معنای لرزان، متزلزل، دچار لغزش یا کم‌رمق‌شدن باشد.
  • bid to lead Iran   یعنی تلاش برای رهبری ایران.

بنابراین، خواننده حتی پیش از ورود به متن، با این قاب مواجه است که تلاش شاهزاده رضا پهلوی برای رهبری، روندی متزلزل و ناموفق یا دست‌کم دچار مشکل جدی است. این برداشت صرفا از گفته شاهزاده به دست نمی‌آید؛ این، انتخابِ روایی نویسنده گزارش است.

اما نکته بسیار مهم این است که رویترز در همان گزارش، داده‌هایی هم ارائه می‌کند که این قاب‌بندی را پیچیده می‌کند.

مثلا گزارش می‌نویسد رضا پهلوی در کنفرانس CPAC در تگزاس استقبال بسیار گسترده‌ای دریافت کرد و نماینده جمهوری‌خواه آمریکا، «دریک ون اوردن» (Derrick Van Orden)، او را «خوش‌بیان و متواضع» توصیف کرده و گفته است: «قدبلند است و می‌دانید، واقعا ظاهر یک رئیس‌جمهور را دارد.» همچنین گزارش می‌کند که «ون اوردن» در باره عملکرد ساواک به‌شدت با او چالش کرده و رضا پهلوی نیز انتقاد او را پذیرفته است.

در مقابل، بلافاصله بعد از این بخش، گزارش به علی واعظ می‌رسد و جمله بسیار سنگین او را برجسته می‌کند: «کاملا روشن بود و همچنان روشن است که او آنچه را برای یک رهبر شدن لازم است ندارد.»

این جمله، از نظر اثرگذاری رسانه‌ای، بسیار قوی‌تر از جمله‌ای مانند «او شناخته‌شده است» یا حتی «ظاهر یک رئیس‌جمهور را دارد» عمل می‌کند.

بنابراین می‌توان نوعی قاب‌بندی (Framing) را مشاهده کرد.

گزارشی تحقیقی؟

رویترز می‌گوید طی چهار ماه با بیش از ۵۰ نفر گفتگو کرده، از جمله هشت همکار کنونی و پیشین شاهزاده رضا پهلوی؛ صدها صفحه سند حقوقی را بررسی کرده و مجموعه گسترده‌ای از ویدئوها، تصاویر و مطالب شبکه‌های اجتماعی شاهزاده و هوادارانش را بررسی کرده است.

این از نظر روش‌شناسی نقطه قوت است، زیرا گزارش صرفا بر مصاحبه مستقیم با شاهزاده رضا پهلوی متکی نیست. با این حال، تعداد منابع به‌تنهایی کیفیت را اثبات نمی‌کند؛ برای داوری کامل باید ترکیب منابع، استقلال آنان و میزان تأیید مستقل هر ادعا نیز بررسی شود.

بنابراین، از نظر حجم کار تحقیقاتی و تعداد منابع، نمی‌توان این گزارش را یک نوشته معمولی یا گزارشی که خبرنگار صرفا بر اساس مصاحبه با شاهزاده نوشته باشد، دانست.

اما از همین‌جا پرسش مهمتری آغاز می‌شود: آیا یک تحقیق گسترده، الزاما به معنای یک قاب‌بندی کاملا متوازن است؟

پاسخ: نه الزاما. زیرا کیفیت تحقیق و بی‌طرفی در قاب‌بندی دو موضوع متفاوت‌اند.

وزن داده‌های مثبت و منفی

مثبت و منفی بودن داده‌ها فقط مسئله تعداد آنها نیست؛ وزن معنایی، جایگاه آنها در متن و قدرت واژگان نیز اهمیت دارد.

در پادکست «در حال انجام مأموریت»، استکلو در باره شاهزاده رضا پهلوی می‌گوید که او «بسیار خوش‌بیان» و «بسیار حرفه‌ای، مسلط و پخته در مصاحبه» ظاهر شد. و مهمتر از همه، در باره پذیرش مصاحبه از سوی شاهزاده می‌گوید که خبرنگاران از موافقت او «واقعا غافلگیر» شدند و برای او اعتبار قائل است که حاضر شده بیش از یک ساعت مقابل دو خبرنگار تحقیقی بنشیند و به پرسش‌های سخت پاسخ دهد.

این لحن با زبان گزارش نوشتاری تفاوت محسوسی دارد.

اگر یک مخاطب فقط مصاحبه ویدئویی شاهزاده رضا پهلوی با رویترز را ببیند، چه تصویری از او دریافت می‌کند؛ و اگر همان مخاطب ابتدا تیتر، زیرتیتر، عکس و گزارش تحقیقی رویترز را بخواند و سپس مصاحبه را ببیند، آیا همان تصویر را دریافت خواهد کرد؟

اینجاست که اثر قاب‌بندی رسانه‌ای قابل مشاهده و قابل بحث می‌شود.

رویترز منابع و شواهد متنوعی آورده، اما می‌توان پرسید آیا وزن، ترتیب و قاب‌بندی این منابع به شکلی است که ارزیابی‌های منفی برجسته‌تر از شواهد مثبت دیده شوند؛ و آیا در باره برخی منابع کلیدی، اطلاعات زمینه‌ای کافی در اختیار خواننده گذاشته شده است یا خیر؟

این استدلال که رویترز هم نکات مثبت را نوشته و هم نکات منفی را، پس گزارش متوازن است، کافی نیست، زیرا:

  • همه گزاره‌ها از نظر وزن ارتباطی با پیام اصلی گزارش یکسان نیستند.
  • رویترز از یک طرف می‌گوید حدود ۴۸ درصد از پاسخ‌دهندگان یک نظرسنجی، نظر مثبتی نسبت به شاهزاده رضا پهلوی داشته‌اند؛ از طرف دیگر از زبان واعظ می‌گوید او «آنچه را برای رهبر بودن لازم است ندارد».
  • اما در نهایت تیتر این نیست:

«رضا پهلوی، چهره‌ای شناخته‌شده با حمایت قابل توجه، با چالش‌های رهبری روبروست.»

  • بلکه عنوان اصلی این است:

«تغییر رژیم؟ نگاهی به تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران»

کلمه faltering  یعنی «متزلزل، لغزان، دچار افت‌وخیز یا رو به ناکامی».

تیتر، از همان ابتدا چارچوب تفسیری گزارش را به خواننده ارائه می‌دهد.

نزدیکی تیتر اصلی گزارش با نظر علی واعظ

رویترز با افراد بسیاری در مورد شاهزاده رضا پهلوی گفتگو کرده است. برخی نظر مثبت و برخی نظر منفی نسبت به او داشته‌اند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، می‌توان انتخاب تیتر اصلی گزارش با آنچه علی واعظ گفته را یک «هم‌راستایی معنایی» بیان کرد.

تیتر گزارش رویترز:

Regime change? Inside Reza Pahlavi’s faltering bid to lead Iran

ترجمه:

«تغییر رژیم؟ نگاهی به تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران»

نقل‌قول آورده‌ شده از علی واعظ:

“He doesn’t have what it takes to be a leader.”

ترجمه:

«او آنچه را برای یک رهبر شدن لازم است ندارد.»

این دو گزاره از نظر معنایی کاملا در یک جهت حرکت می‌کنند:

«تلاش متزلزل برای رهبری»

در مقابل:

«آنچه برای رهبر شدن لازم است را ندارد».

اینجاست که می توان پرسید: اگر رویترز از یک منبع برای داوری بسیار مهم درباره صلاحیت یک چهره سیاسی استفاده می‌کند، آیا خواننده حق ندارد در باره پیشینه و استقلال آن منبع اطلاعات کافی داشته باشد؟

به‌ویژه اینکه رویترز خودش مدعی انجام یک تحقیق گسترده است و برای این کار بیش از ۵۰ نفر را مورد گفتگو قرار داده است. در چنین سطحی از روزنامه‌نگاری، انتظار از رسانه فقط این نیست که تعداد زیادی منبع داشته باشد؛ بلکه باید تا حد امکان نشان دهد:

  • منبع چه کسی است؛
  • چه رابطه‌ای با موضوع دارد؛
  • آیا تعارض منافع احتمالی دارد؛
  • چرا این فرد انتخاب شده است؛
  • و آیا ارزیابی او با منابع مستقل دیگر تأیید می‌شود یا نه.

نکته مهم در ارتباط با علی واعظ

رویترز درباره سوابق علی واعظ و اطلاعات زمینه‌ای مربوط به او توضیحاتی ارائه نمی‌دهد.

آیا وقتی یک خبرنگار تحقیقی در باره صلاحیت یک چهره برای رهبری آینده ایران تحقیق می‌کند، کافی است منبع را صرفا به عنوان «مدیر پروژه ایران در گروه بحران» معرفی کند، یا باید سوابق مرتبط و مناقشه‌برانگیز او نیز برای خواننده روشن شود؟

مسئله این است که وقتی همین منبع در جایگاهی قرار می‌گیرد که در باره صلاحیت شاهزاده رضا پهلوی برای رهبری آینده ایران داوری بسیار منفی ارائه می‌دهد، خواننده باید بتواند پیشینه و روابط مرتبط او را نیز بشناسد.

رویترز در معرفی علی واعظ می‌نویسد: «علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، یک سازمان فعال در زمینه پیشگیری از مناقشه…»

و سپس دیدگاه بسیار منفی او در باره شاهزاده رضا پهلوی را نقل می‌کند: «کاملا روشن بود و هنوز هم روشن است که او آنچه را برای یک رهبر بودن لازم است، ندارد.»

این در حالی است که تحقیقات مشترک سمافور و ایران‌اینترنشنال می‌نویسد که بر اساس ایمیل‌ها و اسناد مورد بررسی این رسانه‌ها، علی واعظ یکی از اعضای اصلی «طرح کارشناسان ایران» بوده است؛ شبکه‌ای که ایران‌اینترنشنال مدعی است از سوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی شکل گرفته و تحت نظارت آن بوده است.

حتی در گزارش آمده است که: «علی واعظ هم مقاله‌ای را پیش از انتشار، برای بررسی به مقامات ایرانی داده است.»

و همچنین گزارش می‌کند که واعظ در سال ۱۳۹۲ (۲۰۱۴) همراه با سه عضو ارشد گروه بین‌المللی بحران به تهران سفر کرده و آنان با اکبر هاشمی رفسنجانی دیدار کرده‌اند.

ایران‌اینترنشنال همچنین می‌نویسد اسناد نشان می‌دهد وزارت خارجه جمهوری اسلامی در شکل‌گیری «طرح کارشناسان ایران» نقش داشته و مقامات ایرانی ترکیب اولیه این شبکه، زمان و مکان جلسات را تعیین کرده بودند.

در گزارش سمافور و ایران‌اینترنشنال، آمده که الیسا جابسون از گروه بحران گفته است:

«تمام کارهای ما مستقل است. ما برای هیچ کسی به‌عنوان واسطه عمل نمی‌کنیم.» و در بخش دیگری نیز توضیح داده شده که گروه بحران «طرح کارشناسان ایران» را بستری غیررسمی برای گفتگو میان پژوهشگران و مقامات ایرانی می‌دانسته است، نه سازمانی که در آن شرکت‌کنندگان از سوی حکومت ایران هدایت شوند.

با این وجود، رویترز به سوابق علی واعظ هیچ اشاره‌ای نمی‌کند. مسئله زمانی جدی می‌شود که:

  • در یک گزارش تحقیقی، از فردی که با وزارت خارجه جمهوری اسلامی در ارتباط بوده است در باره صلاحیت یک چهره سیاسی اپوزیسیون برای رهبری آینده ایران به‌عنوان منبع استفاده شود؛
  • ارزیابی او بسیار منفی و قطعی باشد؛
  • و در عین حال، مخاطب از سابقه ارتباطات بحث‌برانگیز او با ساختارهای مرتبط با جمهوری اسلامی مطلع نشود.

نتیجه‌گیری

همسویی معنایی میان داوری بسیار منفی علی واعظ در باره صلاحیت شاهزاده رضا پهلوی برای رهبری و واژه‌گذاری تیتر اصلی گزارش، در کنار سکوت گزارش در باره سابقه ارتباطات مورد مناقشه واعظ با مقام‌های جمهوری اسلامی، پرسشی جدی درباره انتخاب و زمینه‌گذاری این منبع ایجاد کرده و این ظن را تقویت می‌کند که این گزارش می‌تواند جهت‌دار تنظیم شده باشد.

گزارش رویترز از نظر گستردگی تحقیق، تنوع منابع، بررسی اسناد، حق پاسخگویی شاهزاده رضا پهلوی و تلاش برای راستی‌آزمایی، یک گزارش تحقیقی جدی است؛ اما از نظر تیتر، زیرتیتر، ترتیب مطالب، برجسته‌سازی واژه‌ها و وزن‌دهی به شواهد، روایت غالب آن مبتنی بر جهت‌دهی ذهن مخاطب و ایجاد تصویر «ضعف سازمانی و تردید درباره توانایی رضا پهلوی برای رهبری» است.

موضوع این نیست که رویترز حق ندارد از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد کند؛ پرسش این است که آیا نحوه انتخاب، ترتیب و وزن‌دهی داده‌ها، تصویری متفاوت از آنچه مخاطب می‌تواند مستقیما از مصاحبه دریافت کند، به او تحمیل می‌کند یا نه؟

نوشته‌های پیشین مرتبط با این مقاله

مصاحبه رویترز با شاهزاده رضا پهلوی؛ سندی مهم در پایبندی او به اصول دموکراتیک

مصاحبه رویترز با شاهزاده رضا پهلوی و نگاهی به تأثیر رفتار افراط‌گرایان بر تخریب شخصیت و جایگاه سیاسی او

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406610