فیروزه نوردستروم- پرونده ربودن و قتل «حمیدرضا رجبزاده» مداح و عضو بسیج در امرداد ۱۴۰۵ و بازداشت ۹ متهم اصلی از جمله یک زن بلاگر و دوست پسرش به دلیل ماهیت مبهم و روایتهای متناقض رسانههای حکومتی، تحلیلها و گمانهای متفاوتی را در افکار عمومی و شبکههای اجتماعی پیرامون علت قتل این مداح مطرح کرده است. سرنخ اغلب این روایتها به سناریوی تکراری جمهوری اسلامی یعنی «کشتهسازی از نیروهای خودی» میرسد.

از سوی دیگر رسانههای نزدیک به حکومت نظیر خبرگزاری فارس، از حمیدرضا رجبزاده به عنوان «شهید» یاد کردهاند تا ادبیات «مظلومنمایی» نیروهای مذهبی و خودی را تقویت کنند.
درباره موضوع «کشتهسازی از نیروهای خودی» این روایت شکل گرفته که حکومت از حذف یا قربانی کردن برخی نیروهای وابسته به خود به عنوان یک ابزار امنیتی برای مظلومنمایی نیروهای مذهبی با هدف سرکوب بیشتر و بقای خود استفاده میکند. از جمله استدلالهای این روایت میتوان به سخنان علی شکوریراد، پزشک و فعال سیاسی اصلاحطلب، اشاره کرد که در سخنانی فاش کرد که یکی از روشهای سرکوب اعتراضات فراگیر (مانند حوادث دیماه)، پروژه «کشتهسازی از نیروهای خودی» توسط خود نهادهای امنیتی است. او بطور مشخص به پروندههایی مانند روحالله عجمیان اشاره کرد و آن را طرحی از سوی نیروهای امنیتی برای ایجاد شوک در جامعه و مهار اعتراضات دانست.
بر اساس این تحلیل، حکومت با قربانی کردن رجبزاده، نیروی بسیجی مداح به شکلی فجیع و طعمه دیگری همچون روحالله عجمیان، تلاش میکند پیامی از «مظلومنمایی» و «خشونت معترضان» که عمدتا حامیان پهلویها هستند صادر کند تا دست نیروهای قضایی و امنیتی را برای صدور احکام سنگین، اعدام و سرکوب خشنتر در جامعه باز بگذارد.
در جریان قیام ملی ۱۸ و ۱۹ دیماه، جمهوری اسلامی با موج بی سابقه پهلویخواهی روبرو شد و از آنجا که در دو قدمی سقوط و در بدترین شرایط خود قرار گرفت با کشتهسازی نیروهای خودی در جریان این خیزش سراسری، مدعی شد که تیمهای تروریستی وابسته به موساد، سیا یا گروههای معاند، ماموران حکومتی را کشتهاند، آنها از مأموران خودی کشتهشده در جریان اعتراضات سراسری به عنوان «شهدای امنیت» یاد کردند و برای سناریوهایی جهت سرکوب و توجیه اعدامهای بیشتر و منسجم کردن بدنه ایدئولوژیک و وفادار خود، تشییع جنازههای گسترده برای آنها برگزار کردند.
اینهمه در حالیست که ترفندهایی مانند «کشتهسازی» از همان روزهای نخست شکل گرفتن انقلاب اسلامی اجرا میشد؛ در ۲۸ امرداد ۱۳۵۷ سینما رکس آبادان را آتش زدند و بیش از سیصد نفر را زنده در آتش سوزاندند. آن زمان انقلابیون و روحالله خمینی برای بدنام کردن پهلوی، انگشت اتهام را به سمت ساواک و حکومت محمدرضاشاه نشانه گرفتند. در قتلهای زنجیرهای دهه ۷۰ خورشیدی، قتل شاپور بختیار و فریدون فرخزاد نیز دقیقا همین الگوی توحش را دنبال کردند.
محمد غفوریان خوشبیان، روحانی سابق و منتقد سیاسی جمهوری اسلامی، در این زمینه به «کیهان لندن» میگوید: «تفکرات رژیم در بیانات و پیامهای روحالله خمینی در «صحیفه نور» انعکاس داده شده که من به آن «صحیفه ظلمت» میگویم در این کتاب اشاره شده که حفظ نظام از اوجب واجبات است یعنی قتل و غارت از توجیهات ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است.»
به گفته این فعال سیاسی، «تفسیر صحبتهای خمینی این است که اگر امام زمان هم یک روز مقابل جمهوری اسلامی قرار بگیرد باید کشته شود؛ این دیدگاه یک جزء از کلیتی را تشکیل میدهد که از اجزای مختلفی مانند قتل و غارت نیز تشکیل میشود. هر غارت و قتلی از دیدگاه اینها که برای حفظ نظام باشد اجر داده شده و قابل توجیه است و حتی ثواب دارد.»
وی در ادامه این گفتگو به انفجار گنبد حرم عسکرین در سامره در اسفند ۱۳۸۴ اشاره میکند و میگوید: «وقتی گنبد سامره منفجر شد این انفجارها را به القاعده عراق نسبت دادند در صورتی که من کاملا در جریان بودم که این انفجار به دستور «محمدعلی تسخیری» دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی انجام شد، به دلیل اینکه میخواستند این مسئله را به مردم مذهبی القاء کنند که: شیعیان اگر برای اهداف ما نیایید و در سوریه نجنگید مقدسات شما اینگونه مثل سامره مورد هتک حرمت قرار میگیرد!»
محمد خوش بیان به مرگ فرزندان چند تن از سران حکومتی جمهوری اسلامی از جمله رشید حسنی پسر امام جمعه سابق ارومیه و احمد رضایی پسر محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر کنونی «شورای عالی امنیت ملی» نیز اشاره میکند و معتقد است: «اگر به گذشته نگاه کنیم میرسیم به مرگ پسر حسنی نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی که گفت اگر پسرم را پیدا کنید و حکم ابد داشته باشد اعدامش کنید؛ یا محمدی گیلانی یا خود احمد جنتی که در منابع معتبر هم هست که گفته بود اگر پسرم بازداشت شود ۴۰ روز روزه شکر بجا میآورم. در طول تاریخ جمهوری اسلامی مرگهای مشکوکی هم مثل مرگ محمد فریدون پسر حسن روحانی یا مرگ پسر محسن رضایی رخ داده که نشان میدهد اینها حتی فرزندان خود را برای این انقلاب و منافع خود فدا کرده و کشتهاند.»
این روحانی سابق توضیح میدهد:« رژیم جمهوری اسلامی از کشتهسازی خودیها منافع فراوانی میبرد. وقتی میگویند حفظ نظام از اوجب واجبات است، کشتن نیروهای خودی هم حتی اجر داده شده یعنی عین ثواب است چون در افکار عمومی اینگونه مطرح میشود که اینها مظلوم واقع شدهاند! حالا چرا این اعمال وحشیانه را به طرفداران شاهزاده رضا پهلوی منتسب میکنند، چون رژیم در ضعیفترین وضعیت و در چند قدمی سقوط قرار دارد. رژیم همواره از خاندان پهلوی هراس داشته و این هراس سیستماتیک را در قالب پروپاگانداهای خودی به کار میگیرد تا تصویر جامعه را از پهلوی به عنوان «نماد ایران مدرن و مرفه» مخدوش کند.»
با وجود دشمنی جمهوری اسلامی با پهلوی اما خاندان پهلوی از اقبال قابل توجهی در جامعه ایران برخوردار است به ویژه در میان نسلهای جوانتر، که در واکنش به چند دهه حاکمیت ایدئولوژیک و سرکوبگر جمهوری اسلامی، خواستار اتکاء بر هویت ملی و تاریخی و دستاوردهای فرهنگی خود هستند که نماد معاصر آن را در دوران پهلوی میبینند.




