شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان با انتشار گزارشی که از سوی «کانون فرهنگیان اسلامشهر» تدوین شده است با اشاره به اینکه «نظام آموزشی ایران با انباشتی از چالشهای ساختاری، منابع انسانی، کیفیت آموزشی، عدالت و … دستوپنجه نرم میکند» نسبت به فروپاشی آن هشدار داده است.

در این گزارش به بحرانهای مختلف از جمله بحران منابع انسانی و کمبود آموزگار در ساختار آموزشی ایران اشاره شده و آمده آموزش و پرورش با کسری معلم بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ هزار نفر (معادل ۱۰ درصد نیروی فعلی) مواجه است که در همه مقاطع و رشتهها احساس میشود.
تراکم بالای دانشآموزان در کلاسها از دیگر مشکلات ساختار آموزشی در ایران است. این مشکل امسال و با انتقال بسیاری از دانشآموزان از مدارس غیرانتفاعی به مدارس دولتی به علت مشکل مالی اولیا، عمیقتر شده است. حتی در پایتخت نیز تراکم دانشآموزان در کلاس درس به ۴۰ نفر رسیده و این موضوع بر کیفیت آموزش و یادگیری اثر منفی خواهد داشت.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همچنین نوشته: «با وجود استانداردهای مصوب در سند تحول بنیادین به عنوان یک سند حاکمیتی در نظام آموزشی، در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، بهویژه در مناطق محروم و حاشیهای، تراکم کلاسها فراتر از میانگین است. بسیاری از معلمان با کلاسهایی تا ۴۵ دانشآموز مواجهاند که نهتنها کیفیت آموزش را پایین میآورد، بلکه فشار روانی مضاعفی را نیز بر معلم و دانشآموز وارد میکند.»
در بخش دیگری از این گزارش تأکید شده، رتبههای پایین در آزمونهای جهانی بهعنوان یک نمونه از این آزمونها ، ایران در آزمون پرلز (PIRLS) ۲۰۲۱ با کسب نمره ۴۱۳، در جایگاه بسیار پایینی قرار دارد و از هر سه دانشآموز ایرانی یک نفر به سطح پایه سواد خواندن نمیرسد. عملکرد ایران نسبت به دوره قبل (نمره ۴۲۸ در ۲۰۱۶) نیز کاهش داشته است.
در این گزارش محتوای کتابهای درسی نیز یکی از چالشهای نظام آموزشی ارزیابی شده و آمده «فاصله میان محتوای برخی کتابهای درسی و نیازها، علایق و تجربه زیسته دانشآموزان است.»
در این میان، دریافت اجباری و غیرقانونی شهریه از دانشآموزان نیز یکی دیگر از بحرانهای تهدیدکننده نظام آموزشی عنوان شده است: «دریافت وجه از خانواده ها در جریان ثبت نام دانش آموزان پدیده ایست که از فرط تکرار و انکار ،مبتلا به لوث شدن گردیده است.»
افزایش هزینه تحصیل به عامل تشدیدکننده بحران بازماندگان از تحصیل تبدیل شده و به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان «با تامّلی بر آمار بازماندگان از تحصیل بین دو بازه زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ (از حدود ۷۸۰ هزار دانشآموز تا بیش از ۹۹۳ دانشآموز) حکایت از آن دارد که به دلایل مختلف،روند صعودی را شاهد هستیم و ظاهرا هیچگونه آسیبشناسی و پیگیری خاصی در این زمینه توسط متولیان امر صورت نگرفته است.
بحران بودجهی مدارس استثنایی نیز از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان به عنوان «فاجعهی خاموش» معرفی شده است: «در حالی که مدارس عادی با کمبود نیروی انسانی ،کاغذ و نیمکت دستوپنج نرم میکنند، مدارس استثنایی ضمن درگیر بودن با بحرانهای عمومی آموزش و پرورش با «بحران بقای خدمات توانبخشی» و «فرسودگی ساختاری» روبرو هستند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همچنین نوشته که دانشآموزان امروز، نه تنها با فقدان همکلاسیهای خود و نیکمتهای خالی دست وپنجه نرم میکنند، بلکه قربانی یک بحران روانی پیچیده ناشی از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ،جنگ، خشونت و نااطمینانی هستند.
این تشکل صنفی تأکید کرده: «با نگاهی به وضعیت فعلی نظام آموزشی، کشور با انبوهی از مشکلات عدیدهای از جمله «نبود انگیزه و امید به آینده جوانان برای ادامه تحصیل، جذب افراد غیر متخصص در رشتههای تخصصی، درآمد بالای مشاغل کاذب و سطح پایین در جامعه بویژه در مشاغلی که نیاز به دانش و تحصیلات دانشگاهی ندارد، بی ارزش جلوه کردن تحصیل و علم اندوزی، ناامنی در مدارس، افت اعتبار معلمان به خاطر پایین بودن حقوق و روی آوردن آنان به مشاغل سطح پایین و حتی چند شغله بودن آنان و بی حرمتی به مدارس و تبدیل آنها به پایگاه و پادگان نظامی و سنگر شلیک گلوله به سمت مردم بی گناه» روبروست.
در این گزارش همچنین تأکید شده: «نبود بودجه در مدارس برای پرداخت هزینههای جاری مانند پول آب، برق، گاز و تلفن و پرداخت حقوق معلمان حق التدریس و جبران این کمبود با تعطیلی بی مورد مدارس به بهانههای واهی» از دیگر مشکلات ساختار آموزشی ایران است.
از سوی دیگر «ناکارآمد بودن آموزشها در سطح محفوظات ذهنی، تراکم بالای کلاس و ناکارآمد بودن آموزشها در رشتههای نظری و تراکم بالا و نبود ابزارهای آموزشی و آزمایشگاهی در رشتههای فنی-حرفهای» نیز از مشکلات اصلی بخش آموزش در مدارس عنوان شده است.
در این گزارش هشدار داده شده «آنچه امروز در مدارس میگذرد، نه یک مسئله حاشیهای، بلکه خط مقدم آیندهی این سرزمین است. بحرانهای پنهان در زیر پوست نظام آموزشی از فرسودگی ساختار آموزشی تا ناهمگونی محتوا اگر چارهاندیشی نشود، جامعهای را تحویل خواهند داد که در مسابقه دانایی و خلاقیت، هیچ جایگاهی نخواهد داشت. توجه برای رفع این نارساییهای این ساختار فرسوده، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک الزام ملی برای بقاست.»




