حادثه در معدن گچ روستای آهنگ در استان خراسان «رضوی» سبب کشته شدن یک تن و مجروح شدن دو تن دیگر شد. این حادثه دو روز پس از حادثه در معدن زغال سنگ «جواهر زغال» روستای مهماندویه در استان سمنان رخ داده که منجر به مرگ هفت معدنکار شد.
بر اثر سقوط یک قطعه سنگ در معدن گچ روستای آهنگ در نزدیکی شهرستان بجستان در استان خراسان «رضوی» یکی از کارگران ایمنسازی معدن جان باخت و دو کارگر مصدوم شدند. این حادثه در پی ایمنسازی معدن پیش از ورود کارگران رخ داده است.
حمیدرضا داورکیا فرماندار بجستان توضیح داده که «این حادثه حدود ساعت ۵:۳۰ صبح رخ داد. کارگروه ایمنسازی معدن در حال فعالیت در کارگاه بودند که برق قطع میشود. آنها میخواهند خود را به پناهگاهی برسانند که از طبقه بالا یک سنگ روی سر کارگر سقوط میکند و منجر به فوت او و مصدومیت دو نفر میشود.»
فرماندار شهرستان بجستان با بیان اینکه «این کارگران لوازم ایمنی هم داشتند و معدن بجستان شرایط ایمنی نرمالی داشته» احتمال داده که این حادثه «بر اثر بیاحتیاطی» رخ داده باشد.
بر اساس توضیحات حمیدرضا داورکیا «با توجه به طبقاتی بودن معدن، حادثه در طبقه دوم و در عمق ۲۰ متری، در پی جدا شدن یک سنگ از بدنه و سقوط روی یکی از نیروهای ایمنی اتفاق افتاده است.»
او با بیان اینکه برخلاف اطلاعات مطرحشده، معدن ریزش نکرده است، گفت: «گروه ایمنی متشکل از سه نفر بوده و تا این تیم از کارگاه خارج نمیشدند ۱۰۰ نفر نیروی دیگر اجازه ورود نداشتند. این افراد مشغول ایمنسازی دیوارههای معدن برای ورود کارگران بودهاند و این حادثه منجر به کشته شدن نیروی ۴۶ ساله اهل تربت جام شد.»
دو روز پیشتر نیز حادثه در معدن زغال سنگ «جواهر زغال» روستای مهماندویه در استان سمنان سبب کشته شدن هفت تن شد.
این حادثه در ساعت ۱۵ و ۳۰ دقیقه روز دوشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۴ گزارش شد و چند ساعت عملیات امداد و نجات و خروج پیکر جانباختگان از معدن ادامه داشت. از میان هفت جانباخته این حادثه، چهار نفر آنها معدنکاران این معدن، یک نفر پیمانکار معدن و دو نفر از کارکنان معدن مجاور بودند که برای کمک به این آسیبدیدگان به تونل معدن رفته بودند.
رعایت نشدن نکات ایمنی علت این حادثه ارزیابی شده اما همچنان ابهاماتی درباره این حادثه مطرح شده است. علی مظفری مدیر کل بازرسی وزارت کار تعاون و امور اجتماعی در آخرین اظهارات درباره این حادثه گفته «یکی از ابهامات حادثه معدن مهماندویه که به کشته شدن هفت معدنچی در دامغان منجر شد این است که این معدن ماهها تعطیل بوده است و باید به این سوال پاسخ داد که چرا با توجه به فراهم نبودن شرایط، کارگران وارد معدن شدهاند.»
مدیرکل بازرسی وزارت کار تعاون و امور اجتماعی افزوده «ظاهراً برای نخستین بار در چند ماه اخیر اقدام به ورود به تونلهای این معدن میشود که دقیقاً در همین زمان حادثه رخ میدهد و هفت نفر جان خودشان را از دست میدهند.»
علی مظفری افزوده «متأسفانه مشخص شده که عدهای از فوتشدگان خارج از معدن بوده و در زمان وقوع حادثه به کمک دوستان خود میروند که آنها هم به دلیل فقدان اکسیژن جان خودشان را از دست میدهند.»
در حالیکه پیشتر دادستان استان سمنان از گشوده شدن پرونده قضایی برای پیگیری علت و شناسایی مقصران علت حادثه در معدن مهماندویه خبر داده بود، علی مظفری هم گفته «وزارت کار با همراهی وزارت صمت به صورت جدی پیگیر پرونده این حادثه ناگوار است و گزارشهای کارشناسی را ارائه خواهد کرد.»
روزنامه «هم میهن» در شماره امروز پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۴ در یک گزارش میدانی از معدن «جواهر زغال» پس از حادثه تهیه شده نوشته «با هر بارش برف، فعالیت معدن هم متوقف میشود، اما اینبار قبل از آنکه فکری برای تهویه آن کنند، کارگرها داخل تونل میروند. آنطور که کارگرهای دیگر شنیدهاند، اول پیمانکار (احمد شکاری) و خواهرزادهاش (سعید حسنی) همراه با سه کارگر افغانستانی (طلاحسین ابراهیمی، مجتبی اکبری و علی ابراهیمی) وارد تونل میشوند، بعد که خبری از آنها نمیرسد، دو کارگر دیگر(مهدی و هانی گیلکی) با خودنجاتهایشان وارد تونل میشوند و دیگر برنمیگردند. بیخبری از این هفت نفر که ادامه پیدا میکند، یکی از کارگرها با هلالاحمر، اورژانس، امداد و نجات البرز شرقی تماس میگیرد.»
این گزارش تأکید کرده «اولین تیم امدادونجات از مجموعه البرز شرقی به معدن میرسد و بعد یک تیم دیگر با دستگاههای پشتیبانی بیشتر، مثل ونتیلاتورهای بادی وارد محل میشود. کمکم هلالاحمر، اورژان، نیروی انتظامی، نماینده دادستان و اداره کار هم میرسند و نیروهای امدادی داخل آن تونل طولانی میشوند و از شیب تندش پایین میروند تا برانکاردها را از مسیری ۴۰ متری و بعد یک شیب ۴۵ درجهای شش، هفتمتری رو به پایین، عبور دهند و جنازهها را تکبهتک روی آن بگذارند و بالا بکشند.»
«هم میهن» نوشته نیروهای ایمنی میگویند، برای فعالیت دوباره یک معدن که مدتها تعطیل بوده، تهویههوا حیاتی است؛ مثل اکسیژن برای زنده ماندن. «اینکه پیمانکار بدون اجازه با خودنجات پایین رفته است، اشتباه بزرگی بوده و به قیمت جانش تمام شده است. این اتفاق هم بهدلیل نشت گاز نبود، مربوط به کمبود اکسیژن ناشی از متوقف بودن فعالیت معدن بود. معدن مجهز به ونتیلاتور برقی بوده، از ماه آذر تا اول عید، ژنراتور برق آن را میبرند و ونتیلاتور برقی هم روشن نمیشود. احتمالاً میخواستند اردیبهشت یا خردادماه آن را دوباره فعال کنند.»
در ادامه آمده «این را آقای محمدیان، یکی از نیروهای امدادونجات مجموعه البرز شرقی تعریف میکند، از زمانی که با خودنجات برای بالا کشیدن پیکرها داخل تونلی میرود که هرچه عمقاش بیشتر میشود، سطح اکسیژن آن هم کموکمتر میشود. درصد اکسیژن مسیری که او با خودنجات رفت، بسیار پایین بود، بسیار کمتر از ۱۰ درصد. اکسیژن محیط اگر به ۱۲ تا ۱۶ درصد برسد، حالت تهوع و استفراغ آغاز میشود و فقط ۳۰ تا ۴۰ دقیقه فرصت برای زندهماندن باقی میماند.»
این شاهد عینی افزوده هر چه این درصد کمتر شود، زندگی هم دورتر میشود. درصد اکسیژن به کمتر از ۱۰ درصد که برسد، ضربان قلب کند میشود، منقبض میشود و نفس از سینه بالا نمیآید. همانطور که مهدی و هانی گیلکی، سعید حسنی، مرتضی یا احمد شکاری، طلاحسین ابراهیمی، مجتبی اکبری و علی ابراهیمی دیگر نفس نکشیدند.
این گزارش تأکید کرده «برای شروع به کار دوباره معدن بعد از یک وقفه طولانی، ونتیلاتورها باید اکسیژن را با لولههای برزنتی به سطحهای پایینتر برسانند.«بیشتر مشکلاتی که ما در معادن با آن دستوپنجه نرم میکنیم مربوط به گاز متان است که در معادن بیبو است، اما پایین آمدن شدید اکسیژن بهندرت اتفاق میافتد. در مسیری که این هفت نفر رفته بودند، اکسیژنی وجود نداشت، آنها حتی خودنجات هم داشتند.»
شاهد عینی به «هم میهن» گفته «سه نفر اولی که قبل از همه وارد تونل شدند و برنگشتند، خودنجات داشتند. یکی از این خودنجاتها باز شد اما فعال نشد، دوتای دیگر اصلاً باز نشده بود. آنهایی که از خودنجات استفاده نکرده بودند، فرصت باز کردن آن را هم نداشتند. وقتی با کپسول اکسیژن پایین رفتیم، درصد اکسیژن ۱۲ بود اما پایینتر از آن، این عدد کمتر هم میشد.»
عدم رعایت نکات ایمنی و نبود تجهیزات لازم در بسیاری از معادن ایران تا کنون حوادثی مرگبار را در پی داشته است. در حالیکه پس از هر حادثه مقامات دولتی وعدههایی برای بهبود شرایط معادن میدهند اما در نهایت این وعدهها مانند اغلب وعدههای مقامات جمهوری اسلامی به فراموشی سپرده شده و حوادث مرگبار در معادن کشور ادامه مییابد!





