مراجعه به مراکز درمانی به علت سوءمصرف داروهای اعصاب و روان در ایران افزایش یافته است. بر اساس گزارشها داروهای اعصاب و روان به راحتی در بازار سیاه در دسترس هستند و بسیاری از نوجوانان و جوانان برای آنچه «احساس نشئگی خوشایند» میخوانند به صورت خودسر این داروها را مصرف میکنند.

روزنامه «شرق» چاپ تهران در شماره روز دوشنبه ۲۶ شهریورماه در گزارشی از «سوءمصرف داروهای اعصاب و روان» به ویژه در میان نوجوانان و جوانان خبر داده و نوشته دسترسی آسان به داروهای اعصاب و روان مانند ویاس و ریتالین، به ویژه برای نوجوانان و جوانان، باعث افزایش سومصرف این داروها شده است.
این گزارش افزوده داروهای محرک دستگاه سیستم عصبی مرکزی که برای بیماران دارای بیشفعالی یا اختلال تمرکز تجویز میشود و به واسطه داشتن «متآمفتامین»، یعنی همان ماده موجود در مخدر شیشه، جزء داروهای با ریسک بالای مصرف شناخته میشود. بهویژه که مدتی است نشانههای زیادی از رواج سوءمصرف آنها، در میان رده سنی بین ۱۷ تا ۲۳ سال دیده میشود.
«شرق» نوشته مصرفکنندگان این داروها تجربهای از افزایش تمرکز و انرژی را گزارش میکنند که تنها چند ساعت ادامه دارد و پس از آن خستگی و بیانگیزگی جایگزین میشود.
یک دختر نوجوان که بارها استفاده از این داروها را در میان دوستانش دیده به «شرق» گفته «چون پزشکان بهراحتی تجویزش میکنند. کافی است چند سؤال ساده درباره احوالات آدم بپرسند و تو ویژگیهایی را بگویی که با ADHD همسو باشد، حتی به دروغ. در نتیجه بدون تحقیقات خاصتر یا آزمایشی ویژه، داروی ویاس وارد نسخه شما میشود. البته ساقیهایی هم هستند که چنین داروهایی را بدون هیچ مجوزی میفروشند؛ یعنی همانطورکه آدمها میتوانند غیرقانونی مخدر بخرند، میتوانند داروهای مرتبط با روان را هم در بازار آزاد پیدا کنند.»
دسترسی به دارو چه از طریق داروخانه و چه از طریق بازار سیاه به راحتی امکانپذیر است. در گزارش «شرق» آمده «چرخی در بازار ناصرخسرو هم به ما نشان میدهد که در کمتر از ۱۰ دقیقه میتوان به انواع و اقسام داروهای اعصاب و روان دسترسی پیدا کرد؛ از جمله ویاس، ریتالین، دیازپام، زولپیدوم و میدازولام که قیمت هر ورق آنها بین ۲ تا ۵ میلیون تومان است.»
بر اساس این گزارش از همان ابتدای خیابان که وارد بازار شوید، از چهره هم که مشخص نباشد، زمزمههای زیر لب شما را به سمت داروی مد نظرتان سوق میدهد. ویاس، ریتالین، دیازپام، زولپیدوم، میدازولام و دهها داروی دیگر که با قیمتهای باورنکردنی به فروش میرسند؛ از ورقی دو تا پنج میلیون تومان.»
یکی از این فروشندهها، در پاسخ به روزنامهنگار «شرق» که ادعا کرده بود دارو را برای مادرش میخواهد، گفته بود «لازم نیست به ما دروغ بگی. این داروها مال شما جووناست. مامان و باباها مصرف دیگهای دارن». در فضای اینترنتی هم مجددا راه رسیدن به این داروها بسیار است. از صفحات اینستاگرامی گرفته تا کانالهای تلگرامی.
حتی کانالهای تلگرامی که دانشجویان ایرانی خارج از کشور در آن حضور دارند، نیز همیشه متقاضیانی هستند که درخواست قرص ریتالین یا ویاس دارند.
یک داروساز ایرانی که در شهر تورین ایتالیا مشغول به کار است، در اینباره به «شرق» گفته «دانشجوهای ایرانی زیادی به من مراجعه میکنند و میخواهند این داروها را برایشان بنویسم. وقتی با پاسخ منفی من مواجه میشوند، میگویند پس چرا در ایران خرید این داروها ساده است؟ درحالیکه نباید اینچنین باشد. همینجا دارویی مثل ریتالین قیمت خاصی ندارد. دو یورو است و اتفاقا خیلی هم ارزان به شمار میرود، اما دولت نظارت بسیار شدیدی بر فروش و مصرف این داروها دارد و باید چند پزشک نسخه این دارو را تأیید کنند تا ما بتوانیم آن را به افراد بفروشیم».
همچنین بازار سیاهی برای خرید و فروش نسخههای داروهای روانپزشکی راه افتاده است؛ نسخههایی که داروسازان میگویند «روشن است نسخه را برای متقاضی نوشتهاند؛ حالا یا به خاطر دوستی و آشنایی یا با پول!»
یک پزشک داروساز به «شرق» گفته «اوایل که کارم را شروع کردم خیلی سختگیر بودم. به هرکسی دارو نمیدادم و نمیگذاشتم مو لای درز نسخه برود. اما شاید باورتان نشود که برایم اخطار آمد. برخی شکایت کرده بودند و به من گفتند که حق ندارم این همه حساس باشم و باید به هرکسی که نسخه دارد دارو بدهم. درحالیکه مثلا من الان به مشتری که نگاه میکنم میفهمم مثلا این جوان ۱۸ ساله دچار سوءمصرف ویاس شده است، اما کاری هم از دستم ساخته نیست».
این داروساز به فقدان ثبت نسخه و داروی افراد در سامانههای رسمی انتقاد کرده و گفته «در نظام سلامت ثبت دادهها یک امر حیاتی است، اما هرچه جلوتر میرویم، این کار پیچیدهتر میشود. ما تا همین چند سال پیش به داروهایی که میفروختیم یک دسترسی حداقلی داشتیم و مثلا میتوانستیم در عرض یک هفته به دادهها برگردیم و فروش دارو به یک فرد مشخص را بررسی کنیم. چنین دسترسیای این امکان را به ما میداد تاریخچه آن مشتری را در صورت وجود شک و تردید، بررسی کنیم. اما حالا متأسفانه چنین امکانی برای ما وجود ندارد.»
یک پرستار که ۱۵ سال اخیر را در یکی از اصلیترین بیمارستان مربوط با مسمومیت تهران گذرانده به «شرق» گفته «تقریبا هیچ شیفتی بدون حداقل یک مراجعه سوءمصرف داروی روان تمام نمیشود.»
این پرستار افزوده «در این ۱۵ سالی که من در این بیمارستان فعالیت دارم، میتوانم بگویم هرچه جلوتر آمدهایم اوضاع بدتر شده و بهوضوح میتوان ادعا کرد که در پنج سال اخیر تعداد این مراجعین بیشتر شده است.»
به گفته او، برخی از آنها ناخودآگاه به مصرف بالای این داروها روی میآورند و عدهای هم تعمد دارند: «با توجه به اینکه مصرف این داروها در افراد تأثیرات متفاوتی میگذارد همیشه قابل تشخیص نیست کسی که نیاز به شستوشوی معده دارد ضرورتا اقدام به خودکشی هم کرده است یا خیر. چون این احتمال وجود دارد که صرفا خواسته داروهای بیشتری مصرف کند تا تأثیر دوران اولیه مصرف این دارو را برای خودش تکرار کند». این پرستار، اغلب مراجعین را در سنین پایین طبقهبندی میکند: «متأسفانه ۹۹ درصد افرادی که با این نشانهها به بیمارستان میآیند در سنین بسیار پایین هستند. بین بازه ۱۷ تا ۲۳ سال؛ و باز هم متأسفانه به چشم من بیشترشان دختر هستند.»
پرستار دیگری به سوءمصرف این داروها در میان جامعه پزشکی و بهویژه دانشجویان اشاره کرده و گفته «جامعه پزشکی بهشدت به سمت این داروها رفتهاند. به قول خودشان: «نزنیم، نمیگذره». در واقع بسیاری از دانشجویان و اینترنها دشواری کار و درس و شیفتهایشان را با این داروها میگذرانند.»
این پرستار نیز به دسترسی آسان به این داروها برای دانشجویان پزشکی و کادر درمان اشاره کرده و گفته «از آنجایی که دسترسی راحتی هم به آنها دارند و تجویز نسخه و دارو برایشان سادهتر است، همین شرایط مصرف را هم برایشان آسان میکند».
او معتقد است که هیچ نهاد نظارتی در این زمینه وجود ندارد «گویی در نظام سلامت همه افراد منزه هستند و نباید درباره چنین موضوعی حرف زد. درحالیکه دقیقا همین سیستم با ایرادات متعددی که دارد افراد را به سمت این داروها سوق میدهد تا از پس سختیها و فشارها بربیایند. آنها هم با این داروها قدرت ماورایی کسب میکنند، دلشان میخواهد همواره این انرژی و توان را حفظ کنند و بهمرور مصرف خودسرانه آن افزایش پیدا میکند. در مقابل هیچ نهاد نظارتی هم وجود ندارد. به نظرم وجود آزمایشهای دورهای و نظارت نه علیه این جامعه، بلکه به سود نظام سلامت کشور و همه افراد فعال در آن است.»




