کوروش کلهر – افزایش جابجایی نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، بار دیگر فضای رسانهای فارسیزبان را مملو از گمانه زنی کرده است؛ از «حملهی قریبالوقوع» گرفته تا «ترور رهبر به دست آمریکا» و «تغییر رژیم از بیرون».

اما مسئلهی اصلی نه در تیترها، بلکه در درک درست از نسبت قدرت خارجی با قدرت واقعی مردم ایران نهفته است. هر تحلیلی که این نسبت را مخدوش کند، ناخواسته به ناامیدی اجتماعی دامن میزند.
نخست باید یک واقعیت بنیادین را روشن کرد: «قدرتهای خارجی عامل سرنگونی رژیمها نیستند.»
در بهترین حالت، آنها شتابدهندهی روندهایی هستند که از درون جوامع آغاز میشوند.
تجربهی افغانستان، عراق و لیبی نشان داده است که حتی موفقترین عملیات نظامی خارجی نیز، بدون نیروی اجتماعی داخلی، به نظم پایدار منتهی نمیشوند.
ایالات متحده این تجربهها را بخوبی میشناسد و به همین دلیل، «تغییر رژیم از بیرون» را امروز پرهزینهترین و نامطمئنترین گزینهی پیش روی میبیند.
از این منظر، استقرار یا جابجایی نیروهای آمریکا را باید نه «وعدهی نجات» دانست و نه «نشانهی آزادی قریبالوقوع»؛ بلکه بخشی از مدیریت بحران منطقهای در کمک به مردم ایران در واژگونی این رژیم.
مردم ما میبایست بدانند که این اقدامات تنها میتوانند موازنهی کوتاهمدت را تغییر دهند، هزینهی سرکوب را بالا ببرند و شکافهای درونی حاکمیت را تشدید کنند؛ اما نتیجه را تعیین نمیکنند. تعیین نتیجه، تنها در ید قدرت مردم است، زیرا سرنوشت همواره در داخل ایران رقم میخورد.
نقطهی کلیدی تحلیل دقیقاً همینجاست: قدرت مردم ایران امروز از مرحلهی اعتراض نمادین عبور کرده و وارد فاز ظرفیت سرنگونی شده است.
این ظرفیت نه صرفاً در خیابان، بلکه در توان «فلجسازی کارکردی» رژیم نهفته است.
رژیمها زمانی فرو میریزند که دیگر:نتوانند مالیات بگیرند، توزیع را حفظ کنند، حقوق بپردازند یا فرمان اجرا کنند.
در چنین شرایطی، هر اقدام خارجی ــ اگر رخ دهد ــ تنها زمانی معنا پیدا میکند که به دست مردم ایران به فرصت تبدیل شود.
فرصتی برای تشدید اعتصابهای هماهنگ، گسترش نافرمانی مدنی و تعمیق ریزش در بدنهی اجرایی و انتظامی.
نکتهی تعیینکنندهی دیگر، مسئلهی «شکافِ درون سیستم» است.
هیچ رژیمی صرفاً و تنها با فشار بیرونی یا خشم خیابانی سقوط نمیکند. فروپاشی زمانی شتاب میگیرد که بدنهی آن، ماندن را پرهزینهتر از کنارکشیدن ببیند.
نتیجهگیری روشن است:
امید واقعی نه در ناوهای خارجی است و نه در روایتهای هیجانی از حمله و ترور توسط آمریکا.
امید واقعی در این واقعیت نهفته است که جامعهی ایران از ترس عبور کرده، مشروعیت رژیم فروریخته، و ابزارهای فلجسازی در دست مردم قرار گرفته است.
آیندهی ایران نه در واشنگتن و نه در پایگاههای نظامی رقم میخورد، بلکه در تصمیم و کنش مردم ایران شکل میگیرد؛ و این واقعیتی است قابل اتکا و مبتنی بر تجربهی تاریخ.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




