مهدی مصلحی – در روزهایی که اعلام میشود در همین مدت کوتاه، دستکم ۳۶٬۵۰۰ انسان در ایران بهدست حکومت مذهبی اعدام یا کشته شدهاند، طبیعیست که نفسها سنگین شود و این پرسش در دلها بنشیند: آیا پایانی هست؟
برای یافتن پاسخ، شاید بد نباشد کمی از جغرافیای رنج امروز فاصله بگیریم و به تاریخ نگاه کنیم؛ نه برای فرار، بلکه برای فهمیدن.
گردشگران لندن معمولاً بهدنبال بیگبن، میدان ترافالگار یا کاخ باکینگهاماند. اما لندن، چهرهای دیگر هم دارد؛چهرهای که کمتر در بروشورها دیده میشود؛ جایی به نام Tyburn.
در قرن هجدهم، در اوج قدرت کلیسا و پیوند خونین دین و حکومت، در همین نقطه هیزمها انباشته میشد
و جوانان و معترضان، کسانی که از قدرت کلیسا تبعیت نمیکردند، در برابر چشم جمعیت در آتش سوزانده میشدند.
در همانجا، روی تابلویی کندهکاریشده، تصویری هست که از هر خطابهای گویاتر است: دهقانی که زمینداران، خانه و داراییاش را از او گرفتهاند؛ او برای زنده ماندن فرزندانش، همسرش را برای فروش آورده و برای جلب مشتری میگوید: «این زن هم نظافتچی خوبیست و هم آشپز ماهری.»
این تصویر، نه افسانه است و نه اغراق؛ واقعیت اروپای زیر سلطهی دینِ قدرتطلب است.
اما آن روزها گذشت.آن قدرت به زیر کشیده شد و از دل همان تاریکی، جرقههایی شکل گرفت که بعدها
به قانون، به حق انسان، و به نمونههایی از دموکراسی اروپایی انجامید.
امروز، همان روزهای سیاه در ایرانزمین در جریان است.با حاکمیتی که میتوان گفتد جانیترین شکل حکومت در تاریخ معاصر است؛ حکومتی که بیتردید دست جنایتکاران خِمرهای سرخ را هم از پشت بسته است.
اما تاریخ یک قانون نانوشته دارد: هیچ حکومت مبتنی بر ترس، جنایت و تاراج، ابدی نیست.
هرچه این حکومتها به پایان راه نزدیکتر میشوند، خشونتشان بیشتر میشود، اعدامها افزایش مییابد،
و غارت شدت میگیرد.این نه نشانهی قدرت،که علامت فرسودگی و وحشتِ سقوط است.
پس امید را نگه داریم، نه از سر خوشخیالی، بلکه چون تاریخ بارها این مسیر را رفته است. شب، هر قدر هم طولانی باشد، سپیده را متوقف نمیکند.
و ایران، با همهٔ زخمهایش، از این شب هم عبور خواهد کرد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




