رضا فاضلی – ملت ایران امروز شاهدِ تلخِ نزدیک به نیم قرن استفاده مستمر از خشونت برای تداوم حاکمیت هستند. این مردم امروز با گرد آمدن زیر پرچم ملیگرایی ایرانی، بار دیگر فریاد یک همبستگی تاریخی را سر دادهاند و از آن علیه نظام جنایتکار حاکم بر ایران سنگری سیاسی ساختهاند.
چند سال پیش، در اوج گفتوگوهایی دربارهی اتحاد کلن و انتشار «همبستگی برای آزادی و دموکراسی ایران»، مقالهای نوشتم که در آن پیشبینی کرده بودم این اتحاد شکست خواهد خورد.
انقلاب اسلامی یک فریبکاری تمامعیار تاریخی بود که در آن خمینی از درون دروغهای مخالفان پهلوی ظهور کرد، اما برخلاف آنچه مخالفان پهلوی میگویند، هرگز وعدهی همکاری به مخالفان چپ و حتی مجاهدین نداد.
زندهیاد م.ا، از فعالان چپ گروه فلسطین، که نهتنها در همسایگی خانوادهی اسدالله لاجوردی زندگی میکرد بلکه در زندان نیز با او همبند بود، خاطراتی از زندان برای من تعریف کرد که حکایتهای آشکاری از خصومت این دو جریان فکری با یکدیگر در زندانهای دههی پنجاه شمسی داشت.
این دشمنی در دوران شورش ضدپهلوی با حملهی حزباللهیها و کتک زدن فعالان چپ در تظاهرات آن دوران ادامه داشت. چپها نهتنها در تظاهرات عاشورا و تاسوعای پنجاهوهفت شرکت کردند، بلکه به درخواست عدم حمل پرچم سرخ یا حتی پلاکاردی که در آن ستارهی سرخ دیده میشد نیز تن دادند و بهجای آن، با تصاویر صمد بهرنگی و شعار «صمد معلم ماست و راه صمد راه ماست»، و تصاویر جزنی و دیگران همراه با سینهزنان و نوحهخوانان خمینی در این روز مذهبی مشارکت کردند. نکتهی جالب توجه اینجاست که حتی در آن تظاهرات نیز حزباللهیها با حمله به چپها، آنان را مجبور کردند برای دفاع از خود زنجیرههای انسانی ایجاد کنند. پس از این حمله، م.ا در گفتوگویی شخصی از سرکوب و قتلعام چپها پس از قدرتگیری سخن گفت، اما با اینحال، چپ ایران در کنار مجاهدین به حمایت خود از خمینی ادامه داد.
در آن دوران، سالگرد رخداد تروریستی سیاهکل در نوزده بهمن بهمثابهی عاشورای چپ تلقی میشد. فداییان برای گرامیداشت این روز مذهبی خود، اقدام به برگزاری گردهمایی در نوزده بهمن پنجاه و هفت در دانشگاه تهران کردند. این تظاهرات از پیش برنامهریزی شده بود، اما خمینی با زیرکی فرمان برگزاری تظاهراتی در همان روز برای حمایت از دولت بازرگان را صادر کرد.فداییان خلق با عنوان کردن نیاز به همراهی با مردم، تظاهرات نوزده بهمن را لغو کرده و آن را به روز بیستویکم بهمن موکول کردند تا هواداران این سازمان در روز نوزدهم بهمن به جمع هوادارن خمینی بپیوندند.
حمایت فداییان، مجاهدین و دیگر کوراندیشان آن دوران با خمینی، نه بهخاطر ناآگاهی از ماهیت ارتجاعی او، بلکه به دلیل پایگاه اجتماعیاش بود. دیروز یا امروز -درست یا نادرست- زمانی که موج انقلاب به راه میافتد و مردم نام یک فرد را بهعنوان رهبر در کوچه و خیابان فریاد میزنند، مخالفت با رهبر انقلاب معمولاً به طرد اجتماعی میانجامد.
رهبری انقلاب یک ابزار سیاسی است؛ هراس از یک ابزار، نشانه نابخردی است. بهجای هراس از آن، باید به چگونگی استفاده از آن توجه کرد.
خمینی فردی مرتجع بود که تجاوز، قتل و سرکوب مخالفان را امری شرعی و الهی میدانست. خمینی دشمن ایران و ملیگرایی ایرانی بود و قدرتگیری او نقطهی سقوط تاریخی ایران محسوب میشود. در مقابل، شاهزاده رضا پهلوی نماد ایران است و خواهان بازگشت سربلندی و امید به این سرزمین است. اهداف این دو رهبر در جهت مخالف یک دیگر قرار دارد و در همین راستا نمی توانند تکرار رفتار های یکدیگر باشند.
در ابتدای سخن به مقالهای اشاره کردم که نه در مخالفت با اتحاد، بلکه در عدم امکان اتحاد در کلن نوشته بودم. اما امروز شرایط متفاوت است و نهتنها امکان اتحاد تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی وجود دارد، بلکه چنین اتحادی یک ضرورت تاریخی برای پیروزی انقلاب شیر و خورشید و برقراری شرایطی عادلانه برای مشارکت همهی گرایشهای سیاسی در ایرانِ آینده است.
شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان رهبر دوران گذار و پادشاه آیندهی ایران، مسئولیت دارند که امروز دیگران را به مشارکت در یک دولت ملی فرا بخوانند.
ملت ایران ملتی آریایی است که نهتنها از تاریخی مشترک برخورد است. بلکه پژوهشهای مختلف نشان میدهد اقوام ایرانی از آذری، کرد، عرب و فارس، از خراسان و شمال تا جنوب کشور، بهصورت ژنتیکی همچنان ویژگیهای آریایی مشترک خود را حفظ کردهاند. سندی برای اثبات این ادعا ضمیمهی این مقاله شده است.*
ایران رنگینکمانی از اقوام آریایی و سرزمینی برای پذیرش یکدیگر، فارغ از تفاوتهای سیاسی و زبانی است. حفظ این بافت مشترک تنها با احترام به حق مشارکت سیاسی اقلیت در کنار اکثریتِ غالب امکانپذیر است.
انقلاب ملی ایرانیان، انقلابی تکثرگراست. مردم ایران، شاهزاده را بهخاطر دیدگاههایش به رهبری خود برگزیدهاند و با این انتخاب انتظار دارند تمامیت ارضی کشورشان بدون سرکوب حفظ شود. آنان با تجربهی تلخ خونریزیهای جمهوری اسلامی، به نظامی سرکوبگر در آینده تن نخواهند داد.
پایان جمهوری اسلامی آغاز نمایان شدن اختلافهای سیاسی خواهد بود. در چنین شرایطی، دعوت رهبر انقلاب شیر و خورشید به تشکیل دولتی ملی، متشکل از موافقان و مخالفان نظام پادشاهی و نمایندگان اقوام مختلف از عرب، آذری، بلوچ و کرد که به تمامیت ارضی ایران باور دارند، ضرورتی ملی برای کاهش خطر خشونت در آینده است.
پایان جمهوری اسلامی یعنی پایان دوران خشونت سیاسی در ایران و آغاز بهرهگیری از ابزارهای سیاسی برای حل مشکلات مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور.
پاینده ایران
به امید ازادی ایران
*ضمیمه: پژوهشی در شناسایی همبستگی ژنتیک اقوام ایرانی
Iranian Genetic Studies
Genetic markers of Indo-Iranian (“Aryan”) ancestry among Iranian populations suggest that all Iranians, regardless of language or region, share the same ancestry.

References:
۱- Arnaiz-Villena, Antonio, et al. “The Genetic History of Kurds.” PLOS ONE 12, no. 11 (2017): e0179322. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0179322.
۲- Behar, Doron M., et al. “The Genome-Wide Structure of the Jewish People.” Nature 466, no. 7303 (2010): 238–۲۴۲٫ https://doi.org/10.1038/nature09103.
۳- Derenko, Miroslava, et al. “Complete Mitochondrial DNA Diversity in Iranians.” PLOS ONE 8, no. 11 (2013): e80673. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0080673.
۴- Foroughmand, Amir M., et al. “Mitochondrial DNA Analysis of the Iranian Arab Population.” Iranian Journal of Basic Medical Sciences 17, no. 8 (2014): 583–۵۸۷٫
۵- Grugni, Viola, et al. “Ancient Migratory Events in the Middle East: New Clues from the Y-Chromosome Variation of Modern Iranians.” PLOS ONE 7, no. 7 (2012): e41252. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0041252.
۶- Mehrjoo, Zohreh, et al. “Distinct Genetic Variation and Heterogeneity of the Iranian Population.” PLOS Genetics 15, no. 9 (2019): e1008385. https://doi.org/10.1371/journal.pgen.1008385.
۷- Narasimhan, Vagheesh M., et al. “The Formation of Human Populations in South and Central Asia.” Science 365, no. 6457 (2019): eaat7487. https://doi.org/10.1126/science.aat7487.
۸- Nasidze, Ivan, et al. “MtDNA and Y-Chromosome Variation in Kurdish Groups.” Current Biology 16, no. 7 (2006): 667–۶۶۸٫ https://doi.org/10.1016/j.cub.2006.08.049.
۹- Quintana-Murci, Lluis, et al. “Where West Meets East: The Complex mtDNA Landscape of the Southwest and Central Asian Corridor.” American Journal of Human Genetics 74, no. 5 (2004): 827–۸۴۵٫ https://doi.org/10.1086/383236.
۱۰- Regueiro, Maria, et al. “Iranian Y-Chromosome Variation and the Evolutionary Role of Migration and Islam.” Human Heredity 61, no. 3 (2006): 132–۱۴۳٫ https://doi.org/10.1159/000093774.
۱۱- Shamoon-Pour, Micah, et al. “Rare Human Mitochondrial HV Lineages Spread from the Near East and Caucasus during Post-LGM and Neolithic Expansions.” Scientific Reports 9 (2019): 1–۱۰٫ https://doi.org/10.1038/s41598-019-51698-7.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




