جنگ جمهوری اسلامی با ایران و مبارزه ملت برای بازپس‌گیری میهن

دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۲ فوریه ۲۰۲۶


دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – جمهوری اسلامی از نخستین روزهای استقرار خود، نه به‌عنوان تداوم تاریخی ایران، بلکه به‌مثابه گسستی ایدئولوژیک با ایران شکل گرفت. این نظام، برخلاف ادعای رسمی‌اش، نه وارث ایران که در حال جنگی فرسایشی با خودِ ایران است: با تاریخ آن، با هویت ملی‌اش، با منافع سرزمینی‌اش و با آینده‌اش.
این جنگ، جنگ تانک و موشک نیست؛ جنگی است علیه معنا.

۱. جنگ با هویت و حافظه تاریخی
جمهوری اسلامی، «ایران» را نه یک ملت–تمدن چند‌هزارساله، بلکه صرفاً «ظرفی موقت برای امت ایدئولوژیک» می‌داند. از همین رو، تاریخ پیش از اسلام یا تحقیر می‌شود یا مصادره. شاهنامه، کوروش، نوروز، زبان فارسی مستقل، و حتی مفهوم «ایران» همواره زیر فشار بوده‌اند.
این، جنگی سیستماتیک با حافظه جمعی است؛زیرا ملتی که تاریخش را از او بگیرند، آینده‌اش را هم می‌توان مصادره کرد.

۲. جنگ با منافع ملی
در سیاست خارجی، جمهوری اسلامی بارها نشان داده که ایدئولوژی فراملّی را بر منافع ملی ایران ترجیح می‌دهد. ثروت مردم ایران صرف پروژه‌هایی شده که نه امنیت آورده‌اند، نه رفاه، و نه اعتبار؛ بلکه تحریم، انزوا و تهدید دائمی نصیب کشور کرده‌اند.در این منطق، ایران نه «کشور»، بلکه «پایگاه» است.

۳. جنگ با جامعه و زندگی
این جنگ، روزمره است:
جنگ با زنان، با کنترل بدن و انتخاب
جنگ با جوانان، با بستن افق آینده
جنگ با نخبگان، با سرکوب یا فراری‌دادن
جنگ با حقیقت، با دروغ و سانسور
سرکوب خیابان، زندان و اعدام، نشانه اقتدار نیست؛ نشانه حکومتی در حال جنگ با جامعه خودش است.

۴. جنگ با مفهوم دولت مدرن
جمهوری اسلامی با ایده «دولت–ملت» مسئله دارد. شهروند، قانون، پاسخگویی، تفکیک قدرت و مسئولیت‌پذیری، همگی تهدید تلقی می‌شوند. نتیجه، فروپاشی اعتماد عمومی و تبدیل حکومت به نیرویی بیگانه در سرزمین خود است.
مبارزه ملت ایران: سوی دیگر تاریخ
اگر یک سوی این منازعه، حکومتی است که با ایران در ستیز است، سوی دیگر آن ملت ایران است؛ ملتی که دهه‌هاست، پیوسته و با هزینه‌های سنگین، مقاومت می‌کند. این مبارزه نه ناگهانی است و نه احساسی؛ امتداد یک آگاهی تاریخی است.

۵. از بقا تا بازسازی
ملت ایران خیلی زود دریافت که مسئله صرفاً ناکارآمدی نیست؛ مسئله، نظامی است که با موجودیت ایران ناسازگار است. از اعتراضات دانشجویی و جنبش‌های مدنی تا خیزش‌های سراسری، یک خواست مشترک تکرار شده است:بازگشت ایران به خودش.
این مقاومت، شکل‌های گوناگون داشته است:
نافرمانی مدنی و اجتماعی
حفظ فرهنگ، زبان و آیین‌ها
ایستادگی زنان به‌عنوان پیشگامان آزادی
اعتراض نسل جوانی که چیزی برای از دست‌دادن جز زنجیر ندارد
ملت ایران، برخلاف حاکمان، زندگی را انتخاب کرده است.

۶. حافظه تاریخی؛ سلاح بی‌صدا
آنچه این مبارزه را متمایز می‌کند، تکیه آن بر حافظه تاریخی است. ایرانیان می‌دانند استبداد، هر نامی داشته باشد، سرانجامی یکسان دارد. از ضحاک اسطوره‌ای تا فروپاشی ساسانیان، یک حقیقت تکرار شده است:ایران با مردمش زنده است، با هویت و فرهنگ ایرانی .همین آگاهی است که ترس را فرسوده و خیابان را به عرصه مطالبه بدل کرده است.

۷. هزینه، اما نه بی‌ثمر
بهای این مبارزه سنگین بوده است: جان‌های از دست‌رفته، زندان، تبعید و زخم‌های جمعی. اما این هزینه‌ها بی‌ثمر نمانده‌اند. مشروعیت حکومت فرو ریخته و شکاف دولت–ملت به نقطه‌ای بازگشت‌ناپذیر نزدیک شده است.این، شکست قدرت عریان در برابر اراده جمعی است.

۸. نه فقط «نه»؛ آری به آینده
مبارزه ملت ایران صرفاً نفی جمهوری اسلامی نیست؛ آری گفتن به آینده‌ای دیگر است: ایرانِ قانون‌محور، کرامت‌مدار، متکثر و عقلانی.ایرانی که در آن دولت خدمت‌گزار ملت است، نه قیم و نه دشمن آن.
جنگ جمهوری اسلامی با ایران ادامه دارد،اما مبارزه ملت ایران عمیق‌تر، ریشه‌دارتر و آینده‌دارتر است.حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند؛ آنچه می‌ماند، ملتی است که ایستادگی را آموخته است و تاریخی که، مثل همیشه،جانب ایران را خواهد گرفت.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396078