سوم اسفند، روز عاشقان میهن؛ آغاز اقتدار ملی و نوسازی ایران

-افتخار تأمین انسجام ملی و سرزمینی ایران را خاندان پهلوی به اسم خود در تاریخمان ثبت کرده است؛ افتخاری که با همراهی میهن‌دوستان در تحقق آرزوهای مشروطیت همراه بود و پایه‌های ایران نوین را بنا نهاد.
-سوم اسفند سرآغاز اقتدار ملی ایرانیان در ابراز دوستی وطن و روز ارج گذاری به تمامیت ارضی و یگانگی ملی بود.
-سوم اسفند به خاطر بنیادهای جدید حقوقی که در نظام پادشاهی پهلوی به ارمغان آورد، شایسته است که روز عشاق میهن نامیده شود.

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۸ فوریه ۲۰۲۶


نادر زاهدی – سوم اسفند از میان آشوب‌ها، مداخلات خارجی، درگیری‌های محلی و از هم‌پاشیدگی ایران پسامشروطیت برآمد و با اقتدار ملی، چارچوب سرزمینی ایران را حفظ کرد. افتخار تأمین انسجام ملی و سرزمینی ایران را خاندان پهلوی به اسم خود در تاریخمان ثبت کرده است؛ افتخاری که با همراهی میهن‌دوستان در تحقق آرزوهای مشروطیت همراه بود و پایه‌های ایران نوین را بنا نهاد.

فکر ایجاد دولت منتظم، مشورت‌خانه، تدوین قوانین موضوعه و عرفی، تشکیل ارتش متحدالشکل، ایجاد راه‌آهن و خطوط تلگرافی و هر آنچه به اصطلاح جنبه‌های عینی و مظاهر دنیای مدرن را تشکیل می‌داد، آگاهان‌ فرهنگی‌ – سیاسی‌ را به‌ خود مشغول‌ داشت‌ و آنان‌ به‌ اقتضای‌ درک‌ و دریافت‌ خود از لوازم‌ و الزامات‌ دنیای‌ مدرن‌، به‌ ابراز نظریاتی‌ در خصوص‌ تغییر ساختارهای‌ اقتصادی‌ – سیاسی‌ و فرهنگی‌ برای‌ تأمین‌ نیازهای‌ ایرانیان‌ روی‌ آوردند.

سوم اسفند سرآغاز اقتدار ملی ایرانیان در ابراز دوستی وطن و روز ارج‌گذاری به تمامیت ارضی و یگانگی ملی بود؛ اقتداری که نوگرایی سیر تاریخی سرزمین‌مان را به شاهنشاهی پهلوی رساند و آنگونه محمدعلی فروغی در «خطابه تاجگذاری» رضاشاه کبیر در تاریخ ثبت کرد: «این تاج و تخت که امروز به مبارکی و میمنت بوجود مسعود اعلیحضرت همایون شاهنشاهی خلدالله ملکه و سلطان مزین می‌شود یادگار سلاسل عدیده از ملوکان نامدار و جمعی کثیر از سلاطین عظیم‌الشأن است که از دیر زمانی آوازه این سرزمین را در دنیا به نیکی بلند نموده و قوم ایرانی را به مدارج عالیه مجد و شرف رسانیده‌اند، جمشید و فریدون پیشدادی و کیکاوس و کیخسرو کیانی را اگر موضوع افسانه‌های باستانی بخوانند درباره رفعت مقام کورش و داریوش هخامنشی شبهه نمی‌توانند که مصداق‌الفضل ما شهدت به لاعداء گردیده و در ۲۵ قرن پیش به تصدیق دشمنان معظم‌ترین دولت دنیا را تأسیس نموده و عرصه پهناوری را که یک حد آن چین و هند و حد دیگرش روم و یونان بود جولانگاه رشادت و شهامت ایرانیان ساخته و آثار حیرت‌انگیزی مانند عمارت تخت جمشید و نقوش بیستون از خود باقی گذاشته و مزایای جهانگیری و جهانداری را در وجود خود جمع نموده‌اند.»

به دنبال اقتدار ملی توسط سردار سپه رضاشاه پهلوی نوسازی ایران آغاز شد؛ نوسازی که همه جانبه بود و ایران نوین را پدیدار ساخت؛ رضاشاه‌ خود در خاطراتش‌ از سفر مازندران‌ می‌نویسد: «امتداد خط‌ آهن‌ ایران‌ و متصل‌ ساختن‌ بحر خزر به‌ دریای‌ آزاد و خلیج‌ فارس‌ جزو آمال‌ و آرزوهای‌ قطعی‌ من‌ است‌، آیا ممکن‌ است‌ که‌ خط‌ آهن‌ با پول‌ خود ایران‌ و بدون‌ استقراض‌ خارجی‌ و در تحت‌ نظر مستقیم‌ خود من‌ تأسیس‌ شود؟ آیا ممکن‌ است‌ مملکت‌ پهناوری‌ مثل‌ ایران‌ از ننگ‌ نداشتن‌ راه‌آهن‌ خلاص‌ شود؟…»

به مناسبت صد سالگی سوم اسفند۱۲۹۹؛ تجربه کشورداری پهلوی‌ها در تولد ملت مدرن و مدرنیزاسیون ایران

در دوره‌‌ اول پادشاهی پهلوی‌ بر تعداد نخبگانی‌ که‌ به‌ واقع‌ ضرورت‌ تحولات‌ اساسی‌ در ساختارهای‌ کشور را درک‌ کرده‌ بودند، افزوده‌ بود و روابط‌ گسترش‌ یافته‌ میان‌ ایران‌ و دنیای‌ جدید، ذهنیت‌های‌ سنتی‌ را به‌ چالش‌ می‌کشید و با قرار گرفتن‌ روشنفکران‌ عملگرا در سمت‌های‌ اجرایی‌ و تدوین‌ قوانین‌ جدید و ایجاد نهادهای‌ دولتی‌، نظیر اقداماتی‌ که‌ «داور» در گذار از قضاوت‌ شرعی‌ به‌ حقوق‌ مدرن‌ در ایجاد دادگستری‌ نوین‌ انجام‌ داد. یا اقداماتی‌ که‌ «تیمورتاش»‌ در ایجاد بوروکراسی‌ اداری‌ انجام داد، پیکره‌ی‌ جامعه‌ هم‌ از مزایای‌ مدرنیزاسیون‌ برخوردار شد.

ادبیات‌ دوره‌‌ رضا شاهی هم‌، مدرنیسم فرهنگی و هنری را در کنار مدرنیزاسیون اجتماعی- اقتصادی به عرصه آورد و سبک‌های جدید ادبی- هنری و نقد ادبی در فرهنگ ایرانی شکل گرفتند؛ وطن‌پرستی و نوگرایی سرلوحه ادبیات و هنر دوره رضاشاهی قرار گرفت و بنیان‌های هویت ملی نوین ایرانیان پایه‌ریزی شد. نیما و دیگر شاعران‌ نوپرداز عصر رضاشاهی‌ بر پایه‌ این‌ تحولات‌ بود که‌ به‌ گذار از سبک‌ سنتی‌ شعر فارسی‌ دست‌ یافتند و ادبیاتی سامان‌یافته درخور شرایط نوپیدای جامعه ایران پدید آوردند؛  سالهایی‌ که‌ سردار سپه‌، دولت‌ مدرن‌ ایران‌ را تشکیل‌ داده‌ بود و نهادهای‌ جدید در حال‌ استقرار بودند، به‌ تعبیر شاهرخ‌ مسکوب‌ «یکی‌ از چرخش‌های‌ دوران‌ساز تاریخ‌ معاصر ایران‌ رخ‌ داد. دنیایی‌ فرو ریخت‌ و دنیایی‌ سر برکشید.»

 سوم اسفند و ظهور ایران نوین

تمامی‌ نهادسازی‌های‌ دوره‌‌ رضاشاهی‌ برآمده‌ از اندیشه‌های‌ مدرنی‌ بودند که‌ هیچ‌ سابقه‌ای‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌ نداشتند و به‌ دنبال‌ تلاقی‌ دو دنیای‌ جدید و قدیم‌ و آگاهی‌هایی‌ که‌ نخبگان‌ سیاسی‌ – فرهنگی‌ ایران‌ در دوران‌ بیداری‌ پیشامشروطه‌ تا تغییر سلطنت‌ از مدرنیته‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند، «پشتوانه‌های‌ نظری‌» کنش‌ها و برنامه‌های‌ اجرایی‌ را در دوره‌‌ بنیادگزاری پادشاهی پهلوی تشکیل‌ می‌دادند؛ در تکمیل نوسازی‌های رضاشاهی، زنان در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی حضوری آزادانه یافتند و دختر ایران همراه و هم پای پسران وطن، در مدارس حاضر شدند و دانش‌های جدید و سبک‌های تازه جامعه نوین را آموختند.

سوم اسفند به خاطر بنیادهای جدید حقوقی که در نظام پادشاهی پهلوی به ارمغان آورد، شایسته است که روز عشاق میهن نامیده شود.

 

 

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۳ / معدل امتیاز: ۳٫۲

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397229