محمدحسن واعظیان – ما دهه شصتیها در این سالها بارها دستمایه نیرنگهای جمهوری شر اسلامی شدیم، از خاتمی عبا شکلاتی و روبهان اصلاح طلب تا رذالت بی پایان دولت احمدینژاد و دولت تزویر روحانی. حالا از ما میپرسید چرا َپهلوی؟ چرا نه؟
چون جمهوری توتالیتاریسم دینی را با حذف گفتمانهای سکولار و در تمامی بزنگاههای تاریخی آن دیدیم.
ما زمستان شوم ۵۷ را به خاطر نداریم اما وعدههای داعیهداران عدالت و آب و برق مجانی را بارها شنیدیم، ما صفهای نفت و کوپن و روغن زمان جنگ را دیدیم، ما مهاجرت اجباری، کوی دانشگاه، زندانیان سیاسی، گفتگوی تمدنهای فرقه جنون، فرار مغزها، جنبش سانتی مانتالیسم سبز و بنفش را دیدیم، خیزش دی ۹۶ ، آبان ۹۸ و ساقط کردن هواپیمای اوکراینی را دیدیم، انقلاب مهسا دیدیم و اما تازهترین جنایت هولناک نظام سفاک جمهوری اسلامی در دی ۴۰۴ را به چشم دیدیم، گوری عمیق پر از آتش و خون، لبریز از هزاران جان نازنین، بله ما در جمهوری اسلامی هر روز میمردیم.
حالا لبریز از نفرت، خشم و انتقام، من، تو ما اگر هنوز امیدی به جمهوری اسلامی داشته باشیم دیگر فقط نادان نیستیم، شریک جرم هستیم. اگر باز از تجزیه ایران بترسیم، فقط سادهاندیش نیستیم، آب در آسیاب پروپاگاندای جمهوری اسلامی میریزیم.
اگر در مورد کمک خارجی تردید داشته باشیم، وطن پرست نیستیم، خیانت کاریم. خیانتکار به گذشته و آینده ایران و ایرانی. من، ما، اعلام برائت میکنیم از جمهوری اسلامی تحمیلی، از پرچم خرچنگ نشانشان، از آرمانهای فلسطین، از انقلابیهای ۵۷، از سه فاسد، سه اقلیت پرسروصدا، چپیها ، مجاهدین. اصلاحطلبان، فمنیستها، تجزیهطلبان، مجاهدین، از مهرههای رسانهای سوخته و غیر قابل اتکا، از روشنفکران بیدغدغه، طبقه متوسط عافیت طلب که تنها دغدغهشان قطع شدن اینترنت است، آنها که در آبان ۹۸ نفهمیدند، مرگ ۱۵۰۰ هموطن را ندیدند، از آنها که اشک ماتم مادران سوگوار فرزند را ندیده و نمیبینند.
در میانه این تباهی بیانتها، این بار، اما فریب نمیخوریم، دلمان دیگر به عبای شکلاتی خوش نمیشود، آن رنگها به ما امید نمیدهند، وعده اصلاحات خوش بینمان نمیکند، رئیس جمهور شش کلاسه و یا پزشک برایمان فرقی ندارد، هر آنچه به جمهوری اسلامی تحمیلی در آستانه پرتگاه سقوط، گره خورده باشد نمیخواهیم، نمیخواهیم به تنظیمات ۵۷ برگردیم.
انتخاب ما خاندانی است که با وجود کم و کاستیها برای ساختن ایرانی نوین، از هیچ تلاشی برای آبادانی و پیشرفت میهن، فروگذار نمیکردند.
ما در دوران شاه فقید زندگی نکردیم، ولی پدرو مادرانمان از آن دوران طلایی برایمان گفتهاند، ما طعم آزادی را نچشیدهایم ولی آن را در خاطرات قدیمیها یافتهایم. همانها که برخی چپ، برخی مجاهد و برخی انقلابی شدند و ما که جز خودی و غیرخودی نمیتوانستیم باشیم.
در تمامی این سالها ما به جز در روزهای انتخابات، همواره غیرخودی و اغتشاشگر بودیم. ما که حتی عنوانی برای مخالفتمان نداشتیم که واژهها همه در تصرف آنها بود.
جوانتر که بودیم واژه اصلاحطلب را دوست داشتیم، آن زمان که هنوز دست فریب جمهوری اسلامی کامل برایمان رو نشده بود. ما جوانان دیروز که زیر پوسته جمهوری اسلامی را دیدیم و چاره نداشتیم جز اعتراض مدنی و در پاسخ از پنجره خوابگاه دانشگاه به پیرون پرت شدیم و بعد زندانی سیاسی شدیم، شکنجه شدیم، کشته شدیم، مهاجرت کردیم ولی تمام نشدیم.
اما در خیزش دی ۴۰۴ دیدیم دیوار شهرها زیر رگبار مسلسل و دوشکا از صدای جاوید شاه مردم لرزید، جمعیتی میلیونی در صدها شهر کشور با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی از زمین جوشید و تاریخ ساز شد، ما در کنار آنها راهمان را انتخاب کردهایم و در سمت درست تاریخ میایستیم، آنچه را که نسل ۵۷ در گذشته ویران کرد ما دوباره می سازیم.
ما شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان رهبر دوران گذار و آلترناتیو خود انتخاب کرده و خواستار برگزاری رفراندوم عادلانه در دوران پس از جمهوری اسلامی هستیم.
ما سکان این کشتی شکسته توفانزده را به دست ناخدایی میسپاریم که باور داریم ما را به سوی ساحل امن ایران آزاد پیش میبرد. ایرانی آزاد و سکولار به رهبری شاهزاده رضا پهلوی رهبر انقلاب ملی ایران.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

