امیر دها – این یادداشت به مناسبت انتشار کتاب «پادشاهی یا جمهوری، مسئله این نیست!» نوشته شده است؛ کتابی که میکوشد یکی از فرسایشیترین منازعات اپوزیسیون ایران را از سطح جدال بر سر عنوانها، به سطحی عمیقتر و تعیینکنندهتر منتقل کند: بحث درباره ماهیت حکمرانی و معماری قدرت.
در شرایطی که ایران با بحرانهای همزمان مشروعیت سیاسی، فروپاشی اعتماد عمومی، رکود اقتصادی عمیق، مهاجرت گسترده نخبگان، فرسایش سرمایه اجتماعی و خطر بیثباتی ساختاری و اعتراضات گسترده علیه نظام حاکم روبروست، تمرکز بر دوگانه «پادشاهی یا جمهوری» بیش از هر زمان دیگری حتی انحرافی به نظر میرسد. کشور در آستانهی تحولات جدی ایستاده است؛ اما بخشی از نیروهای سیاسی همچنان درگیر نزاعی هستند که اغلب نه نهادی، بلکه هویتی است.
سالهاست این دوگانه به یکی از اصلیترین خطوط گسل در فضای سیاسی ایران بدل شده است. این شکاف، متأسفانه با زبان تخریب، سوءظن و قطبیسازی تشدید شده و به جای آنکه به رقابت فکری سالم بینجامد، به جنگ روایتها و تقابلهای احساسی تبدیل شده است. اما اگر این نزاع را از منظر تحلیلی بررسی کنیم، روشن میشود که بخش قابل توجهی از آن نه ناشی از تفاوتهای واقعی ساختاری، بلکه محصول یک سوءفهم عمیق است: عدم تفکیک میان «فرم حکومت» و «کارکرد حکمرانی».
در فضای سیاسی ایران، پادشاهی و جمهوری اغلب نه به عنوان دو مدل نهادی قابل مقایسه، بلکه به مثابه دو هویت سیاسی فهمیده میشوند؛ هویتهایی آمیخته با خاطره تاریخی، تجربه نسلی و تعلق عاطفی. در چنین فضایی، نقد یک مدل سیاسی بهسرعت به حمله به هویت طرف مقابل تعبیر میشود. نتیجه آن است که گفتگو از سطح عقلانی به سطح واکنشهای عاطفی و قبیلهای تنزل میکند.
این در حالی است که در علم سیاست، آنچه سرنوشت کشورها را رقم میزند نه عنوان نظام، بلکه کیفیت نهادهاست. جمهوری میتواند به اقتدارگرایی بلغزد، همانگونه که پادشاهی مشروطه میتواند در زمره پایدارترین دموکراسیها قرار گیرد. تجربه جهانی به روشنی نشان میدهد که «نام» نظام سیاسی تضمینکننده آزادی یا مانع استبداد نیست.
آنچه یک کشور را توسعهیافته و باثبات میکند، مجموعهای از نهادهای کارآمد است: تفکیک واقعی قوا، استقلال قوه قضائیه، نظام حزبی مسئول، رسانههای آزاد، سازوکارهای شفاف نظارت، و مهمتر از همه، قواعد روشن و پذیرفتهشده برای انتقال مسالمتآمیز قدرت. اگر این زیرساختها مستقر باشند، پادشاهی مشروطه و جمهوری پارلمانی از حیث کارکردی بسیار به یکدیگر نزدیک میشوند. و اگر این نهادها ضعیف باشند، هر دو مدل میتوانند به تمرکز قدرت و بحران مشروعیت منتهی شوند.
کتاب «پادشاهی یا جمهوری، مسئله این نیست!» تلاشی است برای بازگرداندن بحث به این سطح بنیادی. این اثر نه در پی تقدیس پادشاهی است و نه در پی نفی جمهوری. نه میخواهد یک مدل را بر دیگری تحمیل کند، و نه میکوشد پیروزی یک اردوگاه سیاسی را اعلام کند. هدف آن انتقال گفتگو از «عنوان» به «ماهیت» است؛ از شعار به تحلیل؛ از جدال هویتی به طراحی نهادی.
یکی از نکات محوری این رویکرد آن است که تصمیم درباره شکل نهایی حکومت، باید به زمان و مکان مناسب خود سپرده شود: به رفراندم و مجلس مؤسسانی که در فضای آزاد و پس از گذار از جمهوری اسلامی تشکیل خواهد شد. نه پادشاهیخواهان امروز و نه جمهوریخواهان امروز، تعیینکننده نهایی این انتخاب نخواهند بود؛ این مردم ایراناند که در شرایطی دموکراتیک و شفاف تصمیم خواهند گرفت. این نگاه، رقابت زودهنگام بر سر «هویت نظام آینده» را به همکاری بر سر «قواعد بازی آینده» تبدیل میکند.
امروز ایران بیش از هر چیز نیازمند همگرایی نیروهای دموکراسیخواه حول اصول مشترک است: حاکمیت قانون، مهار قدرت، دولت پاسخگو، اقتصاد شفاف و جامعه مدنی توانمند. تداوم جدال بر سر فرم حکومت، در شرایطی که بنیانهای نهادی کشور فرسوده شدهاند، تنها به اتلاف انرژی و تعمیق شکافها میانجامد و در نهایت، به سود تداوم وضعیت موجود تمام میشود.
این کتاب مدعی راه حل همه اختلافها نیست. اما میتواند بستری برای گفتگوی بالغتر فراهم کند؛ گفتگویی که به جای بازتولید کینههای تاریخی، بر طراحی آینده متمرکز است. دعوتی است به عقلانیت، به فروتنی سیاسی، و به پذیرش این واقعیت که نجات ایران، مهمتر از پیروزی یک روایت تاریخی است.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای جنگیدن بر سر شکل ظرف، بر سر کیفیت محتوای آن توافق کنیم. شاید باید بپذیریم که اختلاف بر سر فرم حکومت، زمانی معنا دارد که ابتدا زیرساختهای حکمرانی مدرن و مهار قدرت ساخته شده باشد. و شاید این کتاب، گامی کوچک اما ضروری در مسیر چنین بازاندیشیای باشد.
برای اطلاعات بیشتر درباره کتاب: www.ghasedak.co.uk
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




