از ابهام تا اقدام: وقتی خطوط قرمز نادیده گرفته می‌شوند

- آنچه پس از پایان دور اخیر گفتگوها میان رژیم جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، نه اعلام یک توافق اعلام‌شده است و نه یک شکست رسمی؛ بلکه «ابهام» است. ابهامی که هم در روایت طرفین دیده می‌شود و هم در پوشش رسانه‌ای غربی و حتی رسانه‌های حکومتی که هر کدام تفسیری متفاوت ارائه می‌دهند.
- تجربه گذشته نشان داده‌است که هم‌زمانی مذاکره و اقدام نظامی، لزوما متناقض نیست. در مواردی، عملیات محدود دقیقا برای تقویت موقعیت مذاکره‌کننده انجام شده است؛ پیامی کوتاه و سخت که هدفش تغییر رفتار طرف مقابل بوده‌است، نه آغاز یک جنگ فراگیر. - در چنین شرایطی، سناریوهای پیش‌رو را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: ادامه‌ی فشار هم‌زمان با مذاکره برای گرفتن امتیاز بیشتر؛ دستیابی به توافقی محدود و موقت برای خرید زمان؛ یا اقدام نظامی محدود برای تغییر موازنه روانی و سیاسی.
- اگر تاریخ تعیین‌شده به پایان برسد بی‌آنکه تغییری محسوس در معادله ایجاد شده باشد، این احتمال وجود دارد که آمریکا برای حفظ اعتبار بازدارندگی خود، گزینه اقدام را فعال کند؛ حتی اگر این اقدام محدود و با هدف ارسال پیام باشد.
- در نهایت، آنچه اکنون دیده می‌شود نه قطعیت جنگ است و نه قطعیت صلح؛ بلکه ورود به مرحله‌ای است که در آن هر دو گزینه بطور هم‌زمان روی میز قرار دارد. همین امر وضعیت را حساس و پیش‌بینی را دشوار می‌کند. در چنین فضای خاکستری، تحلیل محتاطانه آن است که احتمال اقدام نظامی در کوتاه‌مدت را جدی بدانیم اما نه لزوما قطعی!

شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ فوریه ۲۰۲۶


کوروش زمانی – آنچه پس از پایان دور اخیر گفتگوها میان رژیم جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، نه اعلام یک توافق اعلام‌شده است و نه یک شکست رسمی؛ بلکه «ابهام» است. ابهامی که هم در روایت طرفین دیده می‌شود و هم در پوشش رسانه‌ای غربی و حتی رسانه‌های حکومتی که هر کدام تفسیری متفاوت ارائه می‌دهند. وقتی خروجی مذاکرات نه با لبخند دیپلماتیک همراه است و نه با اعلام بن‌بست، معمولا به این معناست که اختلافات اصلی همچنان پابرجاست و اتخاذ تصمیم‌های بزرگ، به سطح سیاسی بالاتر منتقل شده است. در چنین فضایی، تحلیل نه بر اساس بیانیه‌های رسمی، بلکه بر پایه آرایش میدانی و الگوهای رفتاری شکل می‌گیرد.

استقرار گسترده‌ی نیروهای آمریکایی در پیرامون ایران، از ناوهای هواپیمابر و زیردریایی‌های اتمی گرفته تا بمب‌افکن‌ها، پدافند موشکی و هواپیماهای سوخت‌رسان، صرفا یک نمایش نمادین نیست. چنین آرایشی پرهزینه، پیچیده و از نظر سیاسی-امنیتی بسیار هشدار‌دهنده است. در ادبیات راهبردی، این وضعیت معمولا در چارچوب «دیپلماسی اجبار» تعریف می‌شود؛ یعنی ترکیب مذاکره و تهدید معتبر نظامی برای تغییر محاسبات طرف مقابل. پرسش کلیدی این است که آیا این آرایش صرفا اهرم فشار برای گرفتن امتیاز است، یا نشانه‌ی ورود به پنجره‌ی یک اقدام نظامی زمان‌بندی شده؟ تجربه گذشته نشان داده‌است که هم‌زمانی مذاکره و اقدام نظامی، لزوما متناقض نیست. در مواردی، عملیات محدود دقیقا برای تقویت موقعیت مذاکره‌کننده انجام شده است؛ پیامی کوتاه و سخت که هدفش تغییر رفتار طرف مقابل بوده‌است، نه آغاز یک جنگ فراگیر. از این منظر، این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که اگر واشینگتن به این جمع‌بندی رسیده باشد که تهران قصد عقب‌نشینی از موضع خود در موضوع سطح و دامنه فعالیت‌های هسته‌ای را ندارد، گزینه اقدام محدود را برای «تنظیم مجدد محاسبه» فعال کند.

در عین حال، باید میان «توان حمله» و «تصمیم به حمله» تمایز قائل شد. استقرار نیرو به معنای آماده بودن گزینه نظامی است، اما تصمیم سیاسی برای استفاده از آن تابع متغیرهای متعدد است: ارزیابی‌های اطلاعاتی درباره‌ی عبور از خط قرمز عملیاتی، میزان آمادگی برای مدیریت واکنش متقابل، پیامدهای بازار انرژی، و محاسبات داخلی آمریکا. حمله گسترده به زیرساخت‌های پراکنده و عمیق، عملیاتی چندمرحله‌ای و پرریسک است که تبعات منطقه‌ای و اقتصادی آن فراتر از یک ضربه‌ی نمادین خواهد بود. بنابراین اگر سناریوی اقدام در کوتاه‌مدت مطرح باشد، محتمل‌تر آن است که در قالب عملیاتی محدود، هدفمند و با پیام سیاسی روشن تعریف شود.

ابهام رسانه‌ای خود بخشی از معادله است. وقتی اطلاعات دقیق از متن مذاکرات بیرون نمی‌آید و تحلیل‌ها جای خبر را می‌گیرند، معمولا یا اختلافات جدی است یا طرفین عامدانه در حال مدیریت فضای روانی‌اند. اگر آمریکا به این نتیجه رسیده باشد که ادامه مذاکرات بدون تغییر رفتار ایران صرفا اتلاف زمان است، ممکن است بخواهد پیش از ورود به دورهای فنی طولانی، یک شوک تکان‌دهنده ایجاد کند. از سوی دیگر، ادامه‌ی اعلام گفتگوهای فنی می‌تواند نشان دهد که درِ دیپلماسی هنوز کاملا بسته نشده‌است و تهدید نظامی بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، ابزار فشار است.

در چنین شرایطی، سناریوهای پیش‌رو را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: ادامه‌ی فشار هم‌زمان با مذاکره برای گرفتن امتیاز بیشتر؛ دستیابی به توافقی محدود و موقت برای خرید زمان؛ یا اقدام نظامی محدود برای تغییر موازنه روانی و سیاسی. احتمال سناریوی سوم در صورتی افزایش می‌یابد که نشانه‌های پیش‌هشدار نیز فعال شوند؛ از جمله هشدارهای رسمی به کشتیرانی، تغییر سطح آماده‌باش منطقه‌ای یا پیام‌های مستقیم به بازار انرژی. بدون این شاخص‌ها، پیش‌بینی یک حمله قریب‌الوقوعِ قطعی دشوار است، هرچند امکان آن را نمی‌توان نادیده گرفت.

بنابراین شاید دقیق‌تر آن باشد که گفته شود واشینگتن در موقعیتی قرار گرفته که گزینه نظامی را نه به عنوان آخرین حربه، بلکه به عنوان بخشی از معادله فعال کرده است. اگر برداشت تصمیم‌گیران آمریکایی این باشد که پنجره‌ی فرصت سیاسی محدود است و تداوم وضعیت فعلی خطر تثبیت یک واقعیت غیرقابل بازگشت را به همراه دارد، احتمال اقدام نظامی افزایش می‌یابد. اما اگر هنوز امید به تعدیل موضع از مسیر فشار و مذاکره وجود داشته باشد، آرایش نظامی بیش از آنکه مقدمه‌ی حمله باشد، ابزار چانه‌زنی باقی خواهد ماند.

در عین حال، تمرکز صرف بر ادامه مذاکرات و تحلیل‌های پیرامون دورهای فنی نباید ما را از یک متغیر مهم غافل کند: موضوع «ضرب‌الاجل‌» واشنگتن به تهران. در تجربه‌ی پیشین، زمانی که «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، برای تغییر رفتار تهران بازه‌ی زمانی مشخصی تعیین کرد، آن مهلت صرفا ابزار لفظی نبود. پایان همان بازه با اقدام نظامی همراه شد و با بمباران تأسیسات هسته‌ای رژیم نشان داد که در منطق تصمیم‌گیری او، «تاریخ اعلام‌شده» می‌تواند بخش مهمی از راهبرد و محاسبات او باشد، نه فقط یک اظهار نظر رسانه‌ای.

به همین دلیل، تحلیل وضعیت کنونی نباید صرفا بر این گزاره استوار شود که چون مذاکرات ادامه دارد یا صحبت از نشست‌های فنی مطرح شده، پس گزینه نظامی فعلا به حاشیه رفته است. در برخی الگوهای سیاست خارجی آمریکا، ضرب‌الاجل دقیقا برای آن تعیین می‌شود که اگر در بازه‌ی مقرر تغییر محسوسی رخ نداد، اقدام قهری مشروع جلوه داده شود. از این منظر، حتی اگر کانال گفتگو باز بماند، پایان مهلت می‌تواند نقطه تصمیم مستقل از روند مذاکرات باشد.

همین نکته سبب می‌شود که سناریوی اقدام نظامی قریب‌الوقوع را نتوان صرفا با اتکا به خبر ادامه گفتگوهای فنی منتفی دانست. اگر برداشت واشینگتن این باشد که تهران در موضوعات کلیدی از جمله دامنه و سطح فعالیت‌های حساس انعطاف نشان نداده، ممکن است ضرب‌الاجل از حالت ابزار فشار به مرحله اجرا وارد شود. در چنین حالتی، اقدام احتمالی لزوما در ابتدا به معنای جنگ گسترده نخواهد بود؛ می‌تواند عملیاتی محدود، هدفمند و زمان‌مند باشد که هدف آن تغییر محاسبات و بازتعریف چارچوب مذاکرات است. اما واکنش رژیم ایران نیز در صورت وقوع جنگ، می‌تواند معادلات و زمان‌بندیِ از پیش تعیین شده را تغییر داده و ایالات متحده آمریکا را به سمت یک رویارویی تمام عیار تا سرحد سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی پیش ببرد.

بنابراین، تحلیل جامع وضعیت ایجاب می‌کند دو خط را هم‌زمان ببینیم: از یک سو تداوم دیپلماسی و روایت‌های مربوط به نشست‌های فنی، و از سوی دیگر تقویم سیاسی و امنیتی تعیین‌شده از سوی واشینگتن. نادیده گرفتن هر یک از این دو، تصویر را ناقص می‌کند. اگر تاریخ تعیین‌شده به پایان برسد بی‌آنکه تغییری محسوس در معادله ایجاد شده باشد، این احتمال وجود دارد که آمریکا برای حفظ اعتبار بازدارندگی خود، گزینه اقدام را فعال کند؛ حتی اگر این اقدام محدود و با هدف ارسال پیام باشد.

در نتیجه، نمی‌توان تنها با استناد به فضای مذاکراتی، فرض حمله در کوتاه‌مدت را کنار گذاشت. همان‌گونه که نمی‌توان آن را قطعی دانست، نمی‌توان هم صرفا به امید ادامه گفتگو آن را منتفی فرض کرد. وزن واقعی هر سناریو در روزها و ساعات آینده، بیش از هر چیز به این بستگی دارد که ضرب‌الاجل اعلام‌شده چگونه تفسیر و چگونه اجرا شود. از این رو، ۴۸ ساعات آینده بسیار تعیین کننده و گویای موضع و تصمیم ایالات متحده آمریکا در مقابل عبور رژیم جمهوری اسلامی ایران از خطوط قرمز خواهد بود.

در نهایت، آنچه اکنون دیده می‌شود نه قطعیت جنگ است و نه قطعیت صلح؛ بلکه ورود به مرحله‌ای است که در آن هر دو گزینه بطور هم‌زمان روی میز قرار دارد. همین امر وضعیت را حساس و پیش‌بینی را دشوار می‌کند. در چنین فضای خاکستری، تحلیل محتاطانه آن است که احتمال اقدام نظامی در کوتاه‌مدت را جدی بدانیم اما نه لزوما قطعی!

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397897