مرگی شادی آفرین؛ ابعاد احساسی و روانشناختی پیروزی در برابر یک نظام دیکتاتوری

سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۰۳ مارس ۲۰۲۶


دکتر محمد طباطبایی *- پس از انتشار خبر مرگ و به‌هلاکت‌رسیدن علی خامنه‌ای، دیکتاتوری که بیش از سه دهه قدرت مطلقه را در دست داشت و دستانش به خون هزاران انسان بی‌گناه آلوده بود، جامعه ایران وارد یکی از حساس‌ترین لحظات عاطفی و روانی خود شده‌است. در این ساعات بسیار حساس از تاریخ نوین ایران، مردم با مجموعه‌ای از احساسات پیچیده، شامل ترومای جمعی، خشم فروخورده، درد و رنج و اندوه ناشی از دست دادن عزیزان خود مواجه شده‌اند. همزمان، شاهد آغاز یک جشن ملی و موجی از شادیِ آمیخته با امید هستیم. جشنی که نه تنها در میان مردم ایران، بلکه در میان ایرانیان دیاسپورا نیز مشاهده می‌کنیم.

این واکنش گسترده پرسشی اساسی را با خود به‌همراه می‌آورد که ریشه‌ی این احساس کجاست؟ آیا امید گسترده‌ای که در جامعه شکل گرفته، ناشی از این باور است که پایان زندگی یک دیکتاتور می‌تواند با پایان یک نظام دیکتاتوری مذهبی گره خورده باشد؟

در نظام‌های دیکتاتوری و قدرت‌های تک‌محور، که ساختار شخصیتیِ خودشیفته، قدرت‌طلب و لجوج در جوهره‌ی رهبرانشان نهادینه است، ساختار حکمرانی مردم را برای سالیان طولانی در معرض خشم فروخورده، نفرت، درماندگی، ترس، اضطراب و نگرانی از مجازات‌های بی‌ضابطه و سرکوب‌های خودسرانه قرار می‌دهد.در چنین نظام‌هایی با تکیه بر سرکوب و ایجاد ناامنی روانی، تلاش می‌شود جامعه را در وضعیت دائمی تهدید نگه‌دارند. در چنین شرایطی، احساس امنیت فردی و جمعی به شدت آسیب می‌بیند و جامعه در نوعی وضعیت روانی فرساینده و مزمن قرار می‌گیرد.

نمونه‌ای از وحشیانه‌ترین و غیرقابل‌ تصورترین جنایات این حکومت مافیایی را در همین هفته‌های گذشته نیز به وضوح شاهد بودیم. فضایی که در آن خشم فروخورده، احساس درماندگی و اضطراب اجتماعی در کنار هم انباشته شده و به بخشی از تجربه روزمره مردم تبدیل شده‌است. ساختار قدرتی که توسط این پیرمرد لجوج شکل گرفته بود، و تا آخرین دقایق پیش از مرگش تلاش می‌کرد با ایجاد رعب و وحشت، جامعه را به عقب‌نشینی و تسلیم وادار کند. این مکانیزم و سازوکار روانی، یعنی گسترش وحشت، ناامنی روانی و فشار اجتماعی مستمر، در طول دهه‌های گذشته همواره به عنوان یکی از ابزارهای اصلی کنترل اجتماعی در اتاق فکر و ساختارهای تصمیم‌گیر این حکومت مافیایی بکار گرفته شده‌است.

پس از تأیید مرگ و نابودی وی و برخی از همراهانش، جامعه‌ی ایران شاهد نخستین تجربه‌ی شادی و سرور بی‌سابقه‌ای شد؛ احساسی که حتی پس از استقرار این حکومت مافیایی در سال ۱۳۵۷ نیز به این گستردگی مشاهده نشده بود. این شادی جمعی به تنهایی یک واکنش سیاسی نیست، بلکه پدیده‌ای روانشناختی است که ریشه در سال‌ها فشار و سرکوب دارد که به شکلی کوچک‌تر نیز در خانواده‌های مستبد و دیکتاتور مآبانه نیز می‌توان مشاهده کرد.

از مهمترین ابعاد احساسی و روانشناختی این واکنش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

نخست، امید به بازیابی امنیت فردی و اجتماعی؛ احساسی همراه با اعتماد که سال‌ها تحت شرایط ناامن اجتماعی تضعیف شده و یا از میان رفته است.

دوم: بازسازی کرامت انسانی؛ کرامتی که در طی این نیم قرن تحقیر شده و یا در نسل‌های پس از این حکومت تجربه نشده است.

سوم: پایان یافتن و رهایی از یک وضعیت تهدید طولانی؛  رهایی از یک سایه‌ی غم، ترس و وحشت که بر جامعه‌ی ایران سایه افکنده است.

چهارم: تخلیه‌ی هیجانی جمعی؛ که با خود به صورت لحظه‌ای احساسات خوشایندی همچون شادی و سرور، رقص، فریاد، امیدواری و رهایی از زندان ظاهر می‌کند.

این احساس جمعی و ملی که به صورت گسترده و اجتماعی بروز یافته است، در واقع فوران ناگهانی خشم سرپوشیده سال‌هاست؛ همچون باتری‌ای انباشته از انرژی که ناگهان تخلیه می‌شود. پس از شنیدن مرگ خامنه‌ای برای بسیاری از مردم نه فقط پایان زندگی یک فرد دیکتاتور، بلکه نمادی از ترک برداشتن ساختار قدرتی تلقی می‌شود که سال‌ها تغییرناپذیر به نظر می‌رسید.

هرچند این شادی اولیه لزوما به معنای پیروزی نهایی و پایان این نظام دیکتاتوری نیست. ولی با بهره‌گیری از گفته هانا آرنت که نظام‌های دیکتاتوری تا چند دقیقه پیش از فروپاشی همچنان پابرجا به نظر می‌آیند و دست از تلاش برنمی‌دارند. اما با توجه به بازیابی خودباورمندی جمعی، احساسی در مردم تقویت می‌شود که می‌توانند در سرنوشت خود نقش تعیین‌کننده داشته باشند. این فرآیند با افزایش احساس توانمندی، همبستگی اجتماعی و معنایابی در چشم‌انداز آینده‌ی روشن، به مثابه‌ی «آغاز یک پایان» تجربه و تعبیر می‌شود.

در خاتمه می‌توان واکنش احساسی گسترده در یک جامعه را نه صرفا یک هیجان زودگذر، بلکه نشانه‌ای از تحولات عمیق روانی در یک جامعه کنشگر دانست؛ تغییر و تحولی که با خودآگاهی جمعی، مسئولیت‌پذیری و همبستگی همراه شده‌است و زمینه‌ساز بازسازی هویت ملی و اجتماعی می‌شود. این خشم همراه با امید و افزایش باورمندی به پیروزی در این «انقلاب شیر و خورشید»، تلاشی است که با رهبری شاهزاده رضا پهلوی برای عبور از این رژیم اشغالگر گره‌خورده و شکل گرفته است.


*دکتر محمد طباطبایی، روانشناس، روانکاو، نویسنده و پژوهشگر

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۸ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=398042