کیارش معنوی* – در روزهایی که رژیم لرزان حاکم بر ایران، پس از حذف فیزیکی و خفتبار رهبر خود در ثانیههای اول جنگ و در میانهی یک محاصرهی ذلیلانه، درگیر بحران موجودیت است، ماشین پروپاگاندای آن به شیوهای ناشیانه تغییر فاز داده است. انتشار تصاویری از رقص، پوشش کاملا آزاد و صحنههایی که تا دیروز جرمانگاری میشدند در سواحل کیش، نه یک تحول اجتماعی، بلکه یک «فریب استراتژیک» برای بقا و عادیسازی شرایط در دوران آتشبس خفتبار است.
۱. نقابِ مدرنیته بر چهرهی فرسوده
ماهیت یک ایدئولوژی افراطی که دههها بر پایهی سرکوب، شلاق و اعدام بنا شده، با چند ویدئوی تبلیغاتی تغییر نمیکند. رژیمی که خون جوانان ایران را برای چند تار مو بر زمین ریخت، اکنون در حالی که جسد پوسیدهی نماد استبدادش هنوز به خاک سپرده نشده، بساط «بزن و برقص» پهن کرده است تا خفت شکست را پنهان کند. این نه آزادی، بلکه توهین به شعور ملتی است که برای حق انتخاب، هزینههای جانی سنگینی پرداختهاند.
۲. ابزار اختلافافکنی میان مخالفان
هدف از پخش این تصاویر، ایجاد شکاف در صفوف متحد مخالفان و سیگنالدهی دروغین به دولتهای غربی است. آنها میخواهند این پیام پوچ را مخابره کنند که: «ببینید، با رفتن رهبر جنایتکار، همه چیز تغییر کرده و ایران در حال عادیسازی است.» اما حقیقت این است که این شوآفهای سازمانیافته، تنها متعلق به قشری خاص و رانتی است، نه حق طبیعی تودههای مردم در سراسر جغرافیای ایران.
۳. وقاحتِ تاریخی؛ از «فتنهی ۵۷» تا «فریب ۱۴۰۵»
این رژیم در حالی امروز نمایش آزادی به راه انداخته که ۴۷ سال تمام با هر نوع آزادیِ ساده و مدنی مردم ایران جنگیده است. یادآوری این نکته ضروری است که پیش از انقلاب ننگین ۵۷ و آن فتنهی شوم، همین آزادیها به شکلی بسیار اصیلتر، همراه با رفاه اقتصادی، ثبات معیشتی و قدرت اول منطقهبودن برقرار بود. در آن دوران، ایران با داشتن ارتشی قدرتمند و اقتصادی پویا، مایهی فخر جهان بود، اما همین فرقهی تبهکار علیه آن شکوه برخاستند.
بسیار وقیحانه و بیشرمانه است که اکنون در کمال بیشرفی، بهصورت موقت و برای فریب، چنان وانمود میکنند که گویا آزادی برقرار شده است؛ آن هم در حالی که:
فلاکت معیشتی: ملت ایران تحت سایهی این حکومت از خرید سادهترین اقلام زندگی درماندهاند.
هزینهی جنگافروزی: جنگی که جمهوری اسلامی بانی آن بود، رنج و فقر مردم را چندین برابر کرده و کشور را به محاصرهای خفتبار کشانده است.
عادیسازی دروغین: رژیم میخواهد با مشروب نوشی و لباسهای آزاد در کیش، روی ویرانههای استراتژیک خود سرپوش بگذارد، اما این نمایشها هرگز نمیتواند چشمان بیدار ملت را گول بزند.
۴. گذار از فریب به حقیقت: چتر پهلوی
آزادی واقعی، پدیدهای نیست که از لولهی تفنگ یک شبهنظامی یا با تأیید نهادهای امنیتی در یک جزیرهی محصور صادر شود. آزادیِ اصیل، حق حاکمیت ملی و کرامت انسانی است که تنها با برچیده شدن کامل بساط این ایدئولوژی ویرانگر محقق میشود.
جمهوری اسلامی باید بداند: با رقصِ چند مزدور در ساحل، جنایات دهههای گذشته فراموش نخواهد شد. ایران نه به «آزادیِ صدقهای» و نمایشی، بلکه به بازگشت به ریشههای تمدنی خود نیاز دارد.
نتیجهگیری: بازگشت به شکوه و ثبات
تنها راه عبور از این بنبست تاریخی و رسیدن به ایرانی که در آن آزادی متعلق به «همه»ی مردم باشد (نه فقط قشر شوآفکننده)، بازگشت به ثبات و اقتدار ملی، تحت پرچم پهلوی است.
با بازگشت رضاشاه دوم، ایران نه تنها از شر این نمایشهای مضحک رها خواهد شد، بلکه بهعنوان ستون ثبات در خاورمیانه، صلح و آرامش را به منطقه بازخواهد گرداند. آزادیِ کامل ایران در دنیایی آزاد، نه در سواحل مهندسیشدهی کیش، بلکه در فردای براندازی و تحت چتر حمایتی نهادی بدست میآید که هویت، سکولاریسم و رفاه را برای تمام ایرانیان و خاورمیانهای در آرامش میخواهد.
* کیارش معنوی، مدیر روابط عمومی حزب پادشاهی ایرانیان
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




