فیروزه نوردستروم- با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، این رژیم حمله به متحدان عرب خلیج فارس آمریکا، از جمله امارات متحده عربی را در پیش گرفت. از آغاز جنگ و پیش از برقراری آتشبس دو هفتهای در اوایل این ماه، جمهوری اسلامی بیش از ۲۸۰۰ حمله پهپادی و موشکی علیه این کشور انجام داد که منجر به کشته شدن ۱۰ غیرنظامی شد.

اما با وجود آنکه آتشبس بهصورت رسمی همچنان برقرار است، امارات در بیست و هفتمین روز آتشبس شاهد ازسرگیری حملات جمهوری اسلامی بود. براساس اعلام وزارت دفاع امارات، سامانههای پدافندی این کشور با ۱۲ موشک بالستیک، ۳ موشک کروز و ۴ پهپاد درگیر شدند و ساکنان امارات برای نخستینبار در حدود یک ماه گذشته، پیام هشدار اضطراری دریافت کردند.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت با موشک و پهپاد بنادر و تأسیسات نفتی امارات را هدف قرار دادند.اصابت پهپاد به تأسیسات نفتی الفجیره نیز باعث آتشسوزی گسترده شد. در همین روز یک نفتکش امارات در سواحل عمان نیز هدف حمله دو پهپاد جمهوری اسلامی قرار گرفت.
وزارت آموزش امارات نیز در واکنش به شرایط جدید اعلام کرد مدارس دولتی و خصوصی و همچنین دانشگاهها، از سهشنبه ۵ می تا جمعه ۸ می به آموزش از راه دور منتقل میشوند.
این حملات، جامعه بزرگ ایرانیان مقیم این کشور را در موقعیتی بسیار ناخوشایند قرار داده است. وزارت امور خارجه امارات در اوایل ماه آوریل، بدون ارائه توضیحی ادعاهای رسانهای مطرح شده در مورد وضعیت اقامت جامعه ایرانی را نادرست اعلام کرد و این کشور را خانه یک جامعه ایرانی محترم و ارزشمند دانست که بخشی جداییناپذیری از بافت اجتماعی آن را تشکیل میدهد.
با این وجود، همان زمان وزارت خارجه امارات با انتشار بیانیهای اعلام کرد که برخی نهادهای مرتبط مستقیم با رژیم ایران و سپاه پاسداران که در خدمت مردم ایران نیست و در نقض قوانین امارات مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند تعطیل خواهند شد.
در واکنش به حملات جمهوری اسلامی، دولت امارات در اواسط ماه مارس، دستور تعطیلی بیمارستان ایرانی، یک باشگاه فرهنگی و مدارس ایرانی را صادر کرد که به گفته آنها همگی به جمهوری اسلامی مرتبط هستند.
همچنین در اوایل آوریل، مقامات اماراتی دهها صراف مرتبط با تهران را بازداشت کرده، صرافیهایشان را تعطیل و دفاترشان را بستند، شبکههای صرافی که زمانی میلیاردها دلار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتقل میکردند.
دولت امارات همچنین از ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ سفر شهروندانش را به کشورهای ایران لبنان و عراق را ممنوع اعلام کرد و از آنها خواست این کشورها را فورا ترک و به امارات بازگردند.
پس از حمله جمهوری اسلامی به امارات ۲۷ نفر به اتهام عضویت در هسته تروریستی مرتبط با جمهوری اسلامی در این کشور بازداشت شدند.
در حال حاضر امارات از ۲۸ مارس ۲۰۲۶ ورود و ترانزیت اتباع ایرانی را ممنوع کرده و فقط دارندگان گلدن ویزا معاف هستند.
ترنج یک شهروند ایرانی اماراتی که به خاطر مسائل امنیتی خواست فقط با نام کوچکش معرفی شود به «کیهان لندن» میگوید: «میدانید که هیچ ویزای جدیدی به ایرانیها داده نمیشود اما در زمان آتشبس یک سری از ایرانیها تلاش کردند ویزاهای خود را بگذارند روی ملک و گلدن ویزا کنند، آمدند خانههای پیش فروش خریدند، با وجود این که سند این خانهها به نام آنها زده شده ویزای آنها باطل شده یعنی ویزا به نام آنها درنیامده، آژانسها هم پول آنها را پس نمیدهند، خانهای هم وجود ندارد یعنی تا ۵ سال دیگر، باید بابت این خرید قسط بپردازند، نه خانه دارند، درحالیکه مبلغ هنگفتی هم پول پرداختهاند و ویزا هم ندارند و اگر ویزای شرکتی آنها باطل شود و بخواهند برگردند تمام هزینه و سرمایهگذاری که بابت این خانه کردهاند از بین میرود چون باید یا ۵ سال قسط بدهند یا اگر به همین شکل برگردند تمام پول و سرمایه آنها از دست رفته است۰»
او اضافه میکند: «الان هیچ کس جرات نمیکند از دبی خارج شود چون هیچ کس ریسک نمیکند، از دبی خارج شود ایرانیهای داخل امارات به همان شکل ماندهاند حتی کمپانیهایی که ویزایشان تمام شده مثلا خود زمان لایسنس (مجوز) کمپانی من تمام شده حالا دو ماه وقت دارم و بعد از دو ماه در جریمه میروم ولی جرات نمیکنم آن را بروز کنم، چون یا ریجکت میشوم یا اگر ریجکت نشوم و قبول شوم معلوم نیست چه بلایی سرم میأید، ممکن است اعلام کنند همه ایرانیها ریجکت هستند به همین دلیل همه ما متوقف شدهایم هیچ کس هیچ کاری نمی کند همه بلاتکلیف هستیم.»
او اضافه میکند: «اینجا هربار با هر کمپانی که کار میکردم چون خودم کمپانی دارم، یک قرارداد بین خودمان نوشته میشد و با هم کار میکردیم و مهم نبود از چه ملیتی باشند اما الان اصلا با ایرانیها قرارداد نمیبندند. دیروز به یک شرکت معتبر هندی رفته بودم چقدر هم مصمم بودند که با هم کار کنیم، کارشان هم فروش و ارسال ماشین به کشورهای دیگر بود، گفتند ما که ماشین به ایران نمیتوانیم بفرستیم اگر تو مشتری دیگری داری بیا اینجا تا کار را شروع کنیم، من هم گفتم میتوانیم به ترکیه یا عمان بفرستیم آنجا ارتباط دارم، قبول کرد پرسید ویزای تو چیست گفتم ایرانی هستم گفت نگران نباش ما اینجا تعداد زیادی نیرو داریم از همه کشورها از پاکستان و مصر تا افغانستان برای همه آنها ویزا در میآوریم، برای تو هم درمیآوریم، گفتم اگر نتوانستید برایم ویزا دربیاورید کمپانی دارم میتوانیم بین خودمان یک قرارداد بنویسیم، گفت میپرسم دوشنبه خبر میدهم مدیر شرکت هندی دوشنبه زنگ زد و گفت پرسیدم اصلا برای ایرانیها نمیتوان ویزای کار درآورد، حتی نمیتوانیم با کمپانی تو قرارداد ببندیم، با هیچ کمپانی ایرانی دیگری نمیتوانیم قرارداد ببندیم، چون امارات اعلام کرده دیگر با ایرانیها کار نمیکند و هیچ کس دنبال دردسر نیست، چون شرایط بسیار بلاتکلیفی دارند، حتی دلمان نمیخواهد از حساب یک ایرانی به حساب ما پول واریز شود یا مبادله مالی با یک ایرانی داشته باشیم. به هیچ عنوان نمیخواهیم با ایرانیها همکاری داشته باشیم، اصلا به دنبال دردسر نیستیم، برو وقتی که جنگ تمام شد بیا تا با هم کار کنیم. حتی گفت اگر یک ایرانی همین الان بیاید اینجا از ما خرید بکند یا خود تو بخواهی از ما یک ماشین بخری ما از ایرانیها پول نقد میگیریم، چون اصلا دلمان نمیخواهد از حساب یک ایرانی به حساب ما پولی واریز شود و نمیخواهیم هیچ معاملهای با آنها داشته باشیم.»
شهروز یک شهروند ایرانی مقیم دوبی هم معتقد است: «آخرین ایرانیهایی که توانستند با کمپانیهای خود دوام بیاورند مثلا به این امید که این ماه تمام میشود نیروهایم را تعدیل میکنم چند نفر را نگه میداریم یکی دو کار انجام میدهم تا یک راه حلی داشته باشم، آنها هم شرکتها و کمپانیهای خود را تحویل دادهاند و دفاتر خود را بستهاند. فعالیت اغلب شرکتهای ایرانی به حالت راکد درآمده و فعالیت اقتصادی چندانی ندارند. تنها کسانی در کمپانیهای انگلیسی آمریکایی یا فرانسوی از قبل کار میکردند یا ایرانیهای فعال در مشاغل غیرمرتبط به تجارت مثل مشاغل خوراکی، شیرینی، کیک یا قهوه، مشاغلی که نه خیلی گران هستند و ارتباطی به صادرات و واردات ندارند به فعالیت مشغول هستند.»
به گفته ترنج، افراد زیادی هم هستند که ویزاهای آنها باطل و فعالیت اقتصادی آنها متوقف شده، اگر کمپانی یا ویزای من تمام شود، یک ماه بعد بابت این روزهایی که تاخیر داشتهام جریمه آن را میپردازم، اما اگر الان بروم و تمدید بکنم و ریجکت بشود هیچ چاره دیگری ندارم به جز اینکه از اینجا بروم ولی این کار را نمیکنم، چون معلوم نیست تکلیف چیست، یعنی اصلا معلوم نیست هفته دیگر چه تصمیمی برای ایرانیها بگیرند. مثلا الان یک نفر ده هزار دینار بپردازد و ویزای خود را تمدید کند هفته بعد باطل شود اتفاق بدی است.
بسته به اینکه ویزا توریستی بوده یا کمپانی بوده اگر یک ویزا تمام شده یا جاب آفر(دریافت پیشنهاد شغلی) بوده یا زمان لایسنس تمام شده جریمهها متفاوت هستند و هیچ کس جرات نمیکند از اینجا حتی برای موارد اضطراری خارج شود، هیچ کس این ریسک را نمیکند از اینجا خارج شود همه اینجا گیر کردهایم. فقط کسی که همسر یک اماراتی است میتواند با خیال راحت رفت و آمد داشته باشد چون ویزای جدیدی به کسی داده نمیشود البته ویزاهای شرکتی را تمدید میکنند ولی ویزای جدید به کسی نمیدهند.
در ادامه شهروز اضافه میکند: «شرایطی به وجود آوردهاند که تو خودت محترمانه باروبندیل و وسایلت را تا فرصت داری جمع کنی و بروی، چون همه درها را بستهاند، مثلا ریسک نمیکنیم یک خانه یا ماشین بخریم، هیچی، به خاطر اینکه معلوم نیست تکلیف چیست و چکار باید بکنیم، به ما میگویند نمیخواهیم با ایرانیها هیچ معاملهای داشته باشیم یا جابجایی پول حساب به حساب داشته باشیم، دلمان نمیخواهد هیچ ایرانی در کمپانی ما کار کند، درحالیکه در این کمپانیها همه نوع ملیتی کار میکنند از پاکستانی، افغانستانی تا فیلیپینی و آفریقایی تا بعد از جنگ نمیخواهند با هیچ ایرانی همکاری داشته باشند.»
این پزشک ادامه میدهد: «ویزای همه کسانی که در بیمارستان و مدرسه ایرانیها کار میکردند هم باطل شده و به آنها فرصت دادند که از امارات بروند، کسانی که نرفته بودند از طرف اداره مهاجرت به خانههای آنها رفته بودند و به آنها دو روز وقت داده بودند که از امارات بروند، دوستم که همسرش در بیمارستان ایرانیها کار میکرد بعد از این که مجوز بیمارستان باطل و ویزای او هم باطل شد با اینکه متولد اینجا بود و اینجا درس خوانده بود وقتی ویزایش باطل شد به عمان رفت. در حال حاضر اداره مهاجرت، در اطراف سفارتخانهها کسانی که ویزای آنها باطل شده و سعی میکنند به سفارت کشور دیگری بروند تا ویزا برای جای دیگری بگیرند را شناسایی میکند یا به خانههای آنها میرود ولی کسانی که در جاهای دولتی کار میکردند مشکلی ندارند.»
شهروز به یکی از دوستانش که متخصص زنان و زایمان است اشاره میکند: «بیمارستانی که دوستم آنجا کار میکرده به او گفته نمیتوانیم ویزای تو را بدهیم و با قرارداد تو پیش برویم، باید تعدیل نیرو انجام دهیم، اما نمیتوانیم تو را بیرون کنیم چون برای تو ویزا درآوردهایم ولی میتوانیم با تو کمیسیونی کار کنیم، یعنی قرارداد حقوق ثابت تو کنسل میشود و فقط به تعداد بیمارانی که داری مثلا ۳۰ درصد از هر بیمار میگیریم. دوستم گفت برایم اصلا مقرون به صرفه نیست یعنی چه!؟ مگر من فروش انجام میدهم که به شکل کمیسیونی از آن درصد بگیرم!؟ من پزشکم، دوستم با این شرایط مجبور است به ایران برگردد با این شرایط برایش ارزش ندارد که بخواهد بماند چون به شکل دیگری هم نمیتواند ویزای خود را تمدید کند چون ویزای او را بیمارستان گرفته بود.»
سها یک ایرانی ساکن دبی هم معتقد است: «وضعیت ایرانیهای امارات بهتر نشده که بدتر هم شده، الان پدر و مادر یک پسربچه ۱۰ ساله به ایران رفتهاند خودش در امارات مدرسه میرفته و اینجا مانده بود، اما ویزای پدر و مادرش باطل شده و نتوانستند به امارات برگردند، این بچه تنها مانده، البته ایرانیهای امارات به این بچه کمک میکنند، اما او شرایط سختی دارد و پدرومادرش هم نمیخواهند موضوع را رسانهای کنند، خیلیها شرایط مشابهی دارند. مثلا همسر دوستم به ایران رفته بود و خودش در امارات مانده و دو ماه است که همسرش نتوانسته به امارات برگردد»
او میگوید: «بیشتر اروپاییها هم بیزینس خود را تعطیل کرده و برگشتهاند. مثلا شرکتی سنگاپوری که سالانه میلیونها دلار درآمد داشته شرکت را کنسل (منحل) کرده و برگشته و اعلام کرده هر وقت اوضاع به حالت عادی برگشت برمیگردم. یا یک شرکت مالی کشتیرانی که صاحبش در ایران بود و کارمندانش در امارات کار میکردند حالا که اقامت خودش باطل شده، الان در حال کنسل کردن(انحلال) شرکت خود هست چون نمیتواند رفت و آمد کند.»
ترنج با اشاره به فضای سنگین روانی نسبت به ایرانیان مقیم امارات در شرایط جنگی میگوید: «دختر دوستم که دانشآموز کلاس سوم ابتدایی است به مادرش گفته بود دوستانش از او میپرسند کجایی هستی و بعد در گوش هم پچ پچ میکنند و با او بازی نمیکنند و حرف نمیزنند، یا در آسانسور برخی همسایهها به جای سلام روز بخیر با کنجکاوی و نگاهی معنادار از ما میپرسند کجایی هستید؟ شرایط آنقدر سخت شده که دیگر جرات نمیکنیم در فضای عمومی فارسی صحبت کنیم.»




